کلانشهر - هر چقدر در ابتدا جدی گرفته نشده و ورودش به سینما به تمامی عوامل به جز استعداد ذاتی و البته ممارست شدید ربط داده شد، حالا یک صندلی مخصوص در سینمای ایران برای پژمان جمشیدی در نظر گرفته شده است. دیگر نام این ستاره جوان در سینما حذف شدنی نیست و خندههای طعنه آمیز و تیکههای پرتکرار منتقدان، حالا جای خود را به ستایش و تمجید از بازیکن سابق پرسپولیس و تیم ملی داده است.
در شرایطی که به نظر میرسید امسال آرزوی بزرگ سیمرغ برای پژمان جمشیدی عملی خواهد شد، او باز هم پشت خط مانده و قافیه را به امین حیایی، بازیگر قدیمی و باسابقه سینمای ایران باخت. اما اول نشدن برای پژمان اتفاق عجیبی نیست، او در طول دوران حرفهای خود بارها جرئت سرشاخ شدن با نامهای بزرگ را داشته و بیتردید این اتفاق در سالهای پیش رو نیز تکرار خواهد شد
دو دهه پیش با تصمیم محمد مایلی کهن در لباس سایپا مقابل استقلال وارد زمین شده و آنجا برای اولین بار نام خود را مطرح کرد. تنها یک هفته بعد از دربی جنجالی دی ماه 79 با ضربهای تماشایی از پشت هجده دروازه را باز کرد، اما آن بعد از ظهر جمعه نیز بدشانس بود که آن گل دیدنی پشت ضربه تاریخی و فراموش نشدنی علی کریمی به دروازه بهزاد غلامپور از وسط زمین گم شد؛ اول نشدن تجربه عجیبی برای پژمان جمشیدی نیست
اینقدر در ترکیب پرسپولیس مبارزه کرد که خودش را به سرمربی وقت تیم ملی، میروسلاو بلاژوویچ تحمیل کرد. اگرچه مقدماتی جام جهانی فرجام خوشی برای ما و پژمان جمشیدی نداشت، اما این مدافع جنگنده بهترین بازیهای خود در رده ملی را در شرایطی تجربه کرد که مدافع راست آماده بسیار داشتیم. عادت جدی گرفته نشدن و مبارزه کردن بیست و خردهای سال است پژمان جمشیدی را همراهی میکند؛ پس حتما سالن سیمرغ سالهای پیش رو نیز شاهد بازیکن- بازیگری خواهد بود که از جنگیدن و نرسیدن خسته نمیشود.
مسیر برای پژمان جمشیدی در سینما هم عین فوتبال بوده است. از معدود ستاره هایی که تمام پلههای رسیدن به تیم ملی و پرسپولیس را طی کرده و به قول خودش تنها عضو خط خورده از تیم نوجوانانی بود که در ادامه تبدیل به بازیکنی حرفهای شد؛ مثل سینما که از دیده و جدی گرفته نشدن، حالا به ستارهای پولساز تبدیل شده است.
چند سال حضور مکرر و متوالی در اردوی تیم ملی و حضور ثابت در ترکیب پرسپولیس زیر سایه درخشش قابل احترام پژمان جمشیدی در سینما گم شده، وگرنه بیتردید او یکی از بازیکنان قابل توجه و مهم عصر خود بود که هم در پرسپولیس و هم تیم ملی عملکرد خوب و قابل قبولی داشت. حالا اگر خودش متواضعانه همیشه دوران حضور در زمین فوتبال را خیلی دست بالا نمیگیرد، قرار نیست ما فراموش کنیم که در دورانی دشوار موفق به جلب نظر چیروی سخت گیر و علی پروین مشکل پسند شد.
اگرچه هنوز هم سوالهای بیمزه و غیرحرفهای برخی خبرنگاران برای مبتدی نشان دادن پژمان جمشیدی بخش لاینفکی از نشستهای مطبوعاتی جشنواره است، اما او هر بار پختهتر و متواضعتر پاسخ داده و به بهترین شکل جواب این مزه پرانیهای تکراری را از قبل آماده دارد.
پژمان جمشیدی از نزدیک هم شخصیت قابل احترامی است؛ انسانی محترم، با ظرفیت و متواضع که به خوبی برای اندازه و هندسه تواناییهای خود واقف بوده و تنها به دنبال پیدا کردن جایگاهی متعلق به خود است؛ نه بالاتر و نه پایینتر.
همین خودِ باختن قافیه حضور فیکس در ترکیب تیم ملی ایران به مهدی مهدوی کیا چیز کمی نیست؛ حالا نیز پژمان جمشیدی مغلوب امین حیایی با نزدیک به سه دهه سابقه بازیگری شده و در جایگاهی قدم گذاشته که بسیاری از ستارههای مشهور سینما نیز هنوز موفق به رسیدن به آن نشدهاند.
شوخیهای تکراری، جدی گرفته نشدن و کامنتهای با ته مایه تحقیر برای کوچک انگاشتن ورود پژمان جمشیدی در دهه گذشته شمسی، حالا جای خود را به تمجیدهای بیپایان از این بازیگر جوان داده است.
از روزهای دلبری برای علی پروین و تبدیل شدن به مدافع راست ثابت پرسپولیس، جلب اعتماد بلاژ و رسیدن به لباس تیم ملی در سالهای درخشش مهدوی کیا، جواد کاظمیان و در ادامه حسین کعبی حالا حدود بیست سال سپری شده و پژمان جمشیدی یک عادت را هنوز فراموش نکرده؛ هر چه کمتر دیده شود بیشتر تلاش میکند. چشم پوشی از نام پژمان جمشیدی در فوتبال آسان نبود و در سینما هم نیست.

