کلانشهر: جنگلهای شمال کشور کلکسیونی از انواع گونههای گیاهی هستند که بسیاری از آنها بینظیرند و فقط در جنگلهای ایران رشد میکنند، یکی از این گونههای منحصربفرد شمشاد جنگلی یا شمشاد هیرکانی است، درختچهای همیشه سبز که فقط در شمال ایران و شرق قفقاز رشد میکند، در واقع گیاهی دارویی است و اکنون مطالعات زیادی با هدف تولید داروهای مقابله با سرطان بر روی آن انجام میشود.
شمشاد هیرکانی درختی همیشه سبز و بومی جنگلهای هیرکانی در شمال ایران است که در فهرست گونههای گیاهی در خطر انقراض اتحادیه بینالمللی حفظ طبیعت (IUCN) قرار دارد که متاسفانه از سال ۱۳۸۹ - ۹۰ با آفتی به نام بلایت که یک نوع قارچ است دست و پنجه نرم میکند که بنا به گفته دبیر مراجع کنوانسیون تنوع زیستی در این مدت حدود ۴۰ میلیون اصله شمشاد ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساله را از دست دادهایم و دیگر قابل برگشت به طبیعت نیستند.
هادی کیادلیری دراین باره گفت: سالهای ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ بود که متوجه خشکیدگی درختان شمشاد در جنگلهای شمال کشور شدیم، خشکیدگی از طرف غرب جنگلهای شمال یعنی از سمت استان گیلان آغاز شد و توسعه یافت، بعد از بررسی مشخص شد که نوعی قارچ عامل این خشکیدگی است که به سرعت هم منتشر میشود، ابتدا سطح آلودگی بسیار کم بود اما با سرعت گسترش یافت.
وی افزود: البته طغیان آفت میان درختان جنگلی امر جدیدی نیست و در کشورهای اطراف ما هم بارها مشاهده شده است اما از آنجا که شمشاد گونهای نادر است و حتی در ایران هم در وسعت کمی آن هم فقط در جنگلهای شمالی وجود دارد ضمن اینکه در جهان هم به نام گونه هیرکانیان معروف است، از این رو بسیار حایز اهمیت است بنابراین زمانی که شاهد طغیان آفت بودیم هشدارهای لازم را دادیم اما سازمانهای متولی بسیار با تعلل موضوع را جدی گرفتند هر چند در آن زمان هم کار چندانی برای جلوگیری از شیوع آفت انجام نشد.
وی اظهار داشت: این قارچ تمام شمشادهای ما را آلوده کرد تا به نزدیکی نوشهر رسید که در آن زمان پارک جنگلی سیسنگان را نیز دچار آلودگی شد و بسیاری از درختان شمشاد آن از بین رفت در مسیر هم تمام درختان شمشادی که ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال عمر داشتند را خشک کرد، این قارچ با عوامل مختلفی مانند باد، باران، حیوانات و انسانها منتشر میشود از این رو با سرعت زیادی فراگیر شد.
رییس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه علوم تحقیقات گفت: بعد از آن در سال ۱۳۹۴ بود که در پارک بنفشه چالوس کنار هتل خزر آفت دیگری با عنوان آفت برگ خوار طغیان کرد که فقط خاص شمشاد بود، این آفت یک پروانه است که برگ درختان شمشاد را میخورد و از بین میبرد، در واقع به محض اینکه قارچ تا حدودی فروکش کرد آفت برگ خوار طغیان کرد، آن زمان بلافاصله هشدار دادیم تا سریع سرکوب شود اما به حدی اهمال کاری شد که این آفت تمام جنگلهای شمشاد را در برگرفت، در واقع پارک بنفشه کانون این آفت بود که میشد در همانجا آنرا کنترل کرد تا منتشر نشود، همچنین یک منطقه گردشگری بود از این رو آفت با گردشگران سریع جابجا میشد اما اقدامی که بتواند آن را کنترل کند انجام نشد در حالی که در مراحل اولیه با ۱۰ میلیون تومان اعتبار قابل حل بود.
این حشره در مدت زمان کوتاهی گسترش یافت و به استان گلستان رسید و در یک چشم به هم زدن تمام شمال کشور را در بر گرفت، بنابراین دو عامل قارچ و پروانه برگ خوار با هم در مدت کوتاهی شمشادهای شمال کشور را نابود کردند، همان زمان برآوردی که از خسارات صورت گرفت نشان داد که ۴۰ میلیون درخت شمشاد خشک شده است، این هم قابل پیش بینی بود، متاسفانه درختان خشک شده دیگر قابل برگشت نیستند، البته همان زمان عدهای میگفتند که این یک پروسه طبیعی است و درختان به مرور بر میگردند اما این حرف درستی نبود چون درختانی که همیشه سبز هستند و خزان ندارند اگر هر عاملی به برگ هایشان صدمه بزند ۹۰ درصد دیگر بر نمیگردند بنابراین آنهایی که آلوده و خشک شدند دیگر برنمی گردند آنهایی که جان سالم به در بردند و آلوده نشدند، باقی میمانند.
کیادلیری در پاسخ به اینکه آیا میشد کاری کرد که تا این حد از درختان از بین نروند؟ گفت: بله اگر به موقع اقدامات صورت میگرفت قطعا میشد، اما اول اینکه ما اصلا سیستم کنترل و پایش نداریم همیشه میمانیم وقتی مشکلی پیش میآید تازه میخواهیم اقدام کنیم آن هم با تعلل در حالی که در طبیعت محدودیتهای زیست محیطی داریم یعنی وقتی آفتی طغیان میکند دیگر هر عملی را نمیتوان انجام داد نه سم پاشی مقدور است و نه کاری دیگر، هم اینکه در بسیاری موارد مسیرها صعب العبور است، اما ما آن زمان دستورالعمل هایی تهیه کردیم که چه کار باید کرد کارگروههای تخصصی تشکیل شد اما دیگر برای نجات شمشادها دیر شده بود.
وی افزود: حتی اگر بانک بذر داشتیم شاید تا حدی میشد خسارات را جبران کرد، درختانی که برگهای خود را از دست دادند دیگر بذر تولید نمیکردند، آن زمان هم گفتیم حداقل بذر این درختان را جمع کنید که البته بسیار جزئی این کار انجام شد آن هم بعد از اینکه خیلی از تودههای درختی را از دست داده بودیم که اصلا پاسخگو نبود، بنابراین همان زمان گفتیم حالا که بذر جمع نکردید حداقل قلمه گیری کنید یعنی از توده هایی که هنوز آلوده نشدهاند قلمه گیری صورت گیرد تا در نهالستانهای ایزوله پرورش داده شوند و زمانی که آفت فروکش کرد قلمهها را در عرصهها بکاریم یعنی همان جایی که قلمهها گرفته شد دوباره همانجا بکاریم.
رییس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه علوم تحقیقات گفت: برای این کار یک دوره تخصصی تشکیل و قلمه هایی هم تولید شد اما کسی سراغی از این قلمهها نگرفت حتی رایگان هم بودند، البته باید سازمانهای متولی برنامه ریزی میکردند اما هر نهادی به گردن دیگری میانداخت این شد که خیلی از گونههای شمشاد را از دست دادیم.
وی تاکید کرد: شمشاد گونه نادری است و جزو ذخایر جنگلی ما محسوب میشد، همچنین به علت ارزش و هم چون تعدادشان خیلی کم بود از دورههای قبل ممنوع القطع بود، همین الان هم در معرض انقراض قرار دارد چون از ابتدا هم جمعیت بسیار کمی داشت و اکنون نیز به علت طغیان این دو آفت جمعیت آن بسیار کمتر شده است.
کیادلیری ادامه داد: حتی اگر منقرض هم نشود قطعا ژنهای زیادی از بین رفته است چون در این شرایطی که اکنون شمشادهای ما دارند، رانش ژنتیکی اتفاق میافتد در این حالت بسیاری از ژنها را از دست میدهیم مثلا ممکن است ژنهای غالب که موجب نگهداری این شمشادها در سالهای گذشته شدهاند را از دست بدهیم بنابراین بعد از خاموشی طغیان آفت هم دیگر نمیتوانیم باقیمانده شمشادها را هم حفظ کنیم.
وی اظهار داشت: با این حساب انقراض کامل شمشادها خیلی دور نیست، برخی میگویند این یک پروسه طبیعی است در حالی که اصلا این طور نیست چون روند پروسه طبیعی فرق میکند، طبیعی یعنی اینکه در گذشته این وضعیت را داشتیم و شدت خشکیدگی در حد گذشته بود در حالی که اینطور نبود این طغیان فرق میکرد، یک مساله جدید بود و گونه هایی که تعدادشان کم است حادثهای مانند این میتواند حتی ژنها را از بین ببرد و این تنوع ژن است که ضامن بقای یک گونه است.
دبیر مراجع کنوانسیون تنوع زیستی درباره وسعت جنگلهای شمشاد گفت: درباره وسعت جنگلهای شمشاد آمار حدودی وجود دارد، برآوردها اعلام میکند که ۷۰ هزار هکتار جنگل شمشاد داریم که از این میزان ۴۰ هزار هکتار از بین رفته است که به نظر آمار دقیقی نیست، البته زمانی که درصدد اصلاح سطح پراکندگی آفات برآمدند، دیدند که سطح پوشش جنگلهای شمشاد بسیار در حال کم شدن است، شمشادها در بسیاری از نقاط به صورت تودهای و در وسعت ۲۰، ۵۰ و یا ۱۰۰ هکتار زیست میکنند و چون به صورت فشرده در کنار هم قرار دارند از این رو به محض اینکه یکی از درختان آلوده میشد بلافاصله به همه درختان سرایت میکرد از این رو آفت با شتاب زیادی گسترش یافت.
برآوردها اعلام میکند که ۷۰ هزار هکتار جنگل شمشاد داریم که از این میزان ۴۰ هزار هکتار از بین رفته است
وی تاکید کرد: شمشادها جزو ذخایر جنگلی ما هستند، زمانی که منطقهای به عنوان ذخایر جنگلی معرفی میشوند حتما گونه حساسی است و دلیل خاصی دارد که ذخیره جنگلی میشوند و ممنوع القطع اعلام میشوند، از آنجا که شمشاد بومی ایران است و در دنیا به نام ایران شناخته میشود یک گونه بسیار باارزش است، بنابراین نمیتوان گفت که فقط درخت شمشاد از بین رفته است بلکه خودش یک زیستگاه بوده بنابراین باید گفت که یک زیستگاه نابود شده است. این در حالی است که ذخایر جنگلی باید مدام پایش شوند تا در صورت وقوع مشکل، بلافاصله برای رفع آن اقدام شود.
کیادلیری گفت: شمشادها جزو گونههای کلیدی محسوب میشوند و گونه خاص یک منطقهاند، مساله این است که جنگلهای شمشاد زیستگاه هم هستند یعنی محل زندگی انواع موجوداتی هستند که به آنها وابستهاند، حتی این درختان به علت نوع پوششی که دارند مکان هایی تاریک و پوشیده ایجاد میکنند که میتوانند محل زندگی و پناهگاه بسیاری از حیوانات باشند و موجودات ریز و میکروسکوپی که قابل دیدن نیستند نیز در کنار این گونهها زندگی میکنند که با از بین رفتن آنها نابود میشوند، ضمن اینکه شمشادها درختانی با خاصیت دارویی هستند که درباره داروهای ضدسرطان بر روی آنها مطالعه میشود.
وی اظهار داشت: این آفات در مدت زمان ۳ تا ۴ سال درختان شمشاد زیادی را نابود کرد و اصلا هم مشخص نشد که این آفات چگونه وارد شدند و به درختان شمشاد زدند، حتی در زمان طغیان هم قرنطینهای در کار نبود، مثلا جنگل سیسنگان محل برای گردشگری است و یکی از زیستگاههای درختان شمشاد است اما در آن زمان هیچ محدودیتی برای تردد ایجاد نشد و گردشگران به راحتی قارچ را جابجا میکردند.

