اختصاصی کلانشهر:نیما فریدمجتهدی؛راهنما و مدرس حوزه گردشگری-چندی پیش یکی از فعالان و راهنمایان حوزه گردشگری که اتفاقاً جوان و خلاق است و در حوزه گردشگری شهری لاهیجان فعال، به رسم گلایه با نگارنده تماس گرفت. وی در فردای یک روز کاری و برگزاری یک تور شهری با تعداد زیادی گردشگرِ بازدیدکننده از معماری محلات و سایتهای تاریخی داخل شهر لاهیجان، شاکی از فقدان برخی از بدیهیترین زیرساختهای گردشگری در شهر لاهیجان با کلی عناوین و سابقه گردشگری مانند عروس شهرهای شمال، نگین گردشگری گیلان و البته در ابعادی فراتر پایتخت گردشگری جهان اسلام و...
اصل داستان بر این قرار بوده که در مسیر گردشگری تور لاهیجان گردی یا پیمایش محله به محله و سایت به سایت، از محله گابنه تا مقبره کاشف السلطنه، یعنی در انتهای مسیر، محل مشخصی به عنوانِ سرویس بهداشتی عمومی که موردِ استفاده خیل عظیم گردشگران قرار گیرد وجود نداشت و این راهنما جهت سرویس دهی به گردشگران خود روز سختی را پشت سر گذاشت. نکته این تور جالب توجه اینکه از دیدگاه گردشگری جاذبههای تاریخی در قلب و شناخته شدهترین منطقه تاریخی لاهیجان که اتفاقاً یکی از برجسته ترینها در استان گیلان است برگزار شده بود. یکی از کانونهای اصلی گردشگری لاهیجان که همیشه توسط دستگاههای متولی نسبت به آن توجه و تبلیغ شده بحث معماری و بافت محلات قدیمی و سایتهای تاریخی آن است و حتی در برنامههای شهرداری لاهیجان از برنامههای برای ایجاد مسیر پیمایش گردشگری در بین محلات تاریخی لاهیجان صحبتهای زیادی شده است. داستان دغدغه عملگرایانه ایشان هم زمان شد با سفری پژوهشی نگارنده به جنوب گیلان که منجر به فراغتی در روستای زیبای انبوه گیلان به عنوانِ یکی از نمادهای گردشگری استان و ثبت در فهرست ملی شد. البته که همت اهالی و احتمالاً مسئولین باعث شده چهره معابر عمومی این روستای تاریخی به نسبه متفاوت و زیبا و تا حدودی علاوه بر معماری خاص، بافت دل فریب آن باقی بماند.

در نهایت تیم پژوهشی جهت استراحتی کوتاه در نزدیکی یکی از مکانهای عمومی و دارای سایه آنجا اتراق کرد. طبیعی بود که استفاده از سرویس بهداشتی عمومی بعد از ساعتها طبیعت گردی برای حاضرین اولویت محسوب میشد. شرایط سرویس موجود آنچنان بود که به غیر از نگارنده کسی به آن ورود نکرد و بماند که علت اجبار در استفاده نگارنده از آن مکان هم مشکلات کلیوی بود. توصیف شرایط این توالت با شلنگ افتاده و وضعیت غیربهداشتی محیط شاید حتی نقد منصفانهای نباشد که حداقل در این سرویس بهداشتی کثیف و نامناسب نعمت حضور آفتابه و آب وجود داشت. کم نبوده و نیست سرویسهای بهداشتی که همه ما در سفرهای داخلی و حتی در مهمترین سایتهای گردشگری ایران مشاهده کردهایم. یعنی بعد از اینکه افراد تمام مصایب غیربهداشتی رفتن به این سرویسها را به جان میخرند اما با مسائلی چون بسته نشدن در، نبود دستگیره، عدم قفل شدن در، نبود آب، شلنگ، آفتابه، روبه رو شدهاند. از شیرهای شکسته یا دزدیده شده هم میگذریم.
پرداختن به چنین مقدمهای شاید با جزئیات که احتمالاً برای بسیاری از خوانندگان یادآور خاطرات مختلف در زمینه رفع حاجت در جای جای خاطرات سفرهای داخلی در کشور است تلاشی جهت مستندسازی این یادداشت بود. با دو مثال نزدیک و تازه از کاستیهای ابتدایی و اولیه موجود در حوزه گردشگری در ایران در کشوری که طرحهای بلندپروازانه گردشگری آن یکی از نقاط تکیه اقتصادیاش در نظر گرفته شده است.
تا مدتها وقتی اخبار را در حوزه گردشگری در گوشه وکنار کشور رصد و خبری از افتتاح مثلاً تاسیسات رفاهی گردشگری در کنار فلان قلعه در روستایی یا منطقهای به نسبه دوردست دریافت میشد نهایتِ این ساماندهی را میتوانستی احداث دستشویی و احتمالاً دکهای معمولاً با ارائه قلیان توسط یکی از افراد بومی در کنار آن عارضه طبیعی و انسانی حدس زد و البته همین قدر ایجاد امکانات حداقلی در موردِ مسائل بهداشتی و رفاهی معمولاً هم عمرش به دلایل زیادی به یک ماه هم نمیرسید. به دلایلی ازجمله باسمهای بودن و رفع مسئولیت در ساختن سرویس بهداشتی بگیر تا عدم طراحی برای سیستم خروجی فاضلاب که در کوتاه مدتی با انباشت فضولات انسانی در محل مستراح آن روبه رو میشد. یا عدم توجه به تامین آب که موارد بسیاری از این دست سرویسهای بهداشتی بدون آب را میتوان در گوشه وکنار این مملکت دید.
پرداختن بیش از این به معضلات سرویس بهداشتی در ایران خود مجالی دیگر میخواهد و نیاز به یک واکاوی و ریشه یابی دارد. البته نه اینکه تمامی سرویسهای بهداشتی موجود در سایتهای گردشگری و رفاهی خراب و از وضعیت اسفناکی برخوردار باشند، اما بماند که بیتعارف بخشی از ماندگاری و ظاهر آبرومندِ برخی از سرویسهای بهداشتی موجود در مراکز گردشگری کشور هم وامدار افردای است که به دلایل خاص عمدتاً اجتماعی و اقتصادی با گرفتن پول از هر نفر دستی به سر و روی آن میکشند. مسئله و مشکل سرویس بهداشتی به ویژه در مراکز گردشگری کشور در خاطره جمعی همه ما بسیار پُررنگ است. کیست که نداند مشکل رفع حاجت و دستشویی در تمامی انواع گردشگری ایران معضل است.
هدف این یادداشت اما سخنی بیپیرایه و بدون تعارف با کسانی است که خوشحال از عناوین مختلف شهر و دیارشان تاکید اکیدی بر اهمیت پتانسیلهای گردشگری دارند. بهره مندی از منابع گردشگری و تبدیل آن به جاذبه، نیازمند برنامه ریزی اصولی چه در زمینه ایجاد ساختارهای زیربنایی و روبنایی و همچنین داشتن برنامه برای بهره برداری پایدار از این منابع و جاذبهها است. تاکید بر مسئله استفاده از منابع و جاذبههای گردشگری به جهت برون رفت از رکود اقتصادی و ایجاد اشتغال و در نهایت رسیدن به اهداف توسعه پایدار و تاکید نقشه راه توسعه کشور در بهره برداری از منابع مالی صنعت گردشگری بدون توجه به الفبای اصول بهداشتی و رفاهی برای گردشگران یا شعار است یا عملاً بازیای که سرانجامی نخواهد داشت.
نگاهی به سخنان متولیان و همچنین برنامههای توسعه گردشگری در ایران و به زبانی گویاتر سویِ نگاه رایج در تصمیم سازان و تصمیم گیران گردشگری کشور و حتی واقعیت موجود در آن وابسته به سرمایه گذاری روی پتانسیل داخلی و در بُعد خارجی بهره بردن از گردشگران منطقه و کشورهای اسلامی است. بنابراین وقتی شما با کاربری با چنین ذائقهای مواجهاید یعنی گردشگران مسلمان طبیعتاً همان طورکه این اطمینان را به استفاده از منابع گوشت حلال به ایشان میدهید، یا حداقل لازم است که بدهید، برای چنین گردشگری حداقل توجه به مسائل بهداشتی شاید مهمتر از گردشگر از جنس دیگر باشد. یعنی فارغ از مسائل بهداشتی تاکید زیادی بر بحث نجاست و طهارت جهت انجام فرائص دینی دارند. بنابراین حداقل با این دیدگاه ما در جذب گردشگران کشورهای مسلمان نیز در حد شعار برخورد میکنیم. حداقل بیایم مسئله سرویس بهداشتی را به عنوان یکی از سادهترین اصول در طراحی سایتهای گردشگری جدی بگیریم.
نگاهی به الگوی مکانی کانونهای تجمع گردشگران تودهای ایران که امروز نوع غالب گردشگری کشور است و میلیونها نفر گردشگر را شامل میشود که بار سفر بسته در خوردوی خود به سیر و سفر در کشور مشغولاند اهمیت سرویس بهداشتی را نشان میدهد. مردمی که سطح توقع شان از زیرساختهای گردشگری تنها وجود یک سرویس بهداشتی است نه آن هم سرویس بهداشتی مطلوب، بلکه صرف وجود سرویس بهداشتی است. مردمی قانع یا قانع شده، که حداقلهای موجود در بهره مندی و لذتهای رفاه در سفر برایشان سرویسی است که بتوانند قبل رفتن به استراحت شبانگاهی تنها به شکل آبرومندانهای در آن رفع حاجت کنند. میگویید نه؟ به الگوی تجمع شبانه این مسافران نگاهی بیاندازیم، حتی اگر سعی کنیم که به همدیگر بقبولانیم جزئی از این خیل نیستیم. نمیتوان این الگو را ندیده انگاشت. حجم عظیم گردشگری که در پارک ملت رشت اتراق میکنند تنها تنها به دلیلِ وجود سرویس بهداشتی است.گردشگرانی که پایان شب در جنگی عظیم با ماموران شهرداری در جهت ایجاد کمپ اطراف استخر لاهیجان هستند، بخش بزرگی از دلبستگی شان وجود سرویسهای به نسبه تمیز و مجهز در اطراف این مکان است. بنابراین میتوان نتیجه گرفت در الگوی فعلی و رایج گردشگری ایران کمپینگهای حاشیه شهرها و مراکز گردشگری بسیار کاربردی و پراهیمت و دلیل توجه به خیلی از این مراکز سرویس بهداشتی است.
بعید است که بسیاری از خوانندگان و کارشناسان حوزه گردشگری از این اطلاعات بیخبر باشند. با توجه به اهمیت واقعی گردشگری در دادن حداقل توان به اقتصادهای ضعیف مناطق روستایی و حتی شهری در این شرایط رکود نسبی و با توجه وضعیت بسیار نابسامان مکان هایی که عنوان سرویس بهداشتی را در مراکز گردشگری یدک میکشند ضرورت توجه به ارائه خدمات حداقلی به گردشگرانی که با این مقاصد ورود میکنند به شدت احساس میشود. بگذارید و بیایم در بحث توسعه پایدار و توسعه صنعت گردشگری حداقل یک گام عملی را درست برداریم. درست است سقف شعارهایمان و یا شاید انتظاراتمان از مسئله گردشگری به آسمان میرسد ولی متاسفانه فعلاً پایمان لنگ یک جای است... آن هم دستشویی. با این پای لنگ هم نمیتوان حلوا حلو کرد و گردشگری را جذب کرد و یا شغلی ساخت و دنبال توسعه بود پس بیایم شروع کنیم.

