اختصاصی کلانشهر:سمانه نگاه(دکتری هواشناسی)-نیما فریدمجتهدی(دکتری آب وهواشناسی)-این روزها شاهد هشدارهای گاه و بیگاه در زمینه کاهش تراز آب دریای کاسپین هستیم. این عبارت، سخنِ روز محافل علمی، اجرایی و حتی جوامع محلی سواحل جنوبی این دریا است. کاهش یک و نیم متری تراز آب دریای کاسپین یعنی کمترین تراز در 30 سال اخیر. هرچند این عدد هنوز به کمترین میزان تراز 50 سال اخیر در سال 1356 که برابر با 26/28- متر بوده؛ نرسیده است. گاهاً نیز اشاراتی به نقش و تاثیر این عقب نشینی بر اکوسیستم ساحلی و حتی تالاب هایی مانند انزلی و مردمان حاشیه آن میشود. علی رغم وجود ارگانهای متولیِ بسیاری که وظیفه شناخت و پایش دریای کاسپین را به عهده دارند هنوز شناخت از دریای کاسپین، حداقل در منابع و مستندات مرتبط با بخش ایرانیِ آن، بسیار محدود بوده و هنوز سندی فراگیر در مورد آن ارائه نشده است. ازسوی دیگر، عدم تعامل کافیِ کشورهای همجوار ایران، به دلایل زیادی ازجمله محافظه کاری بازمانده از زمان شوروی سابق، رسیدن به دیدگاه مشترک در این زمینه را با مشکل بیشتری مواجه کرده است.
نگاهی به اظهارنظرهای متخصصین و کارشناسان ارگانها و مراکز علمی مرتبط با دریای کاسپین این عدم هماهنگی را که بخش مهمی از آن به دلیلِ عدم اشتراک گذاری دادههای طرفهای مقابل است، بیشتر آشکار میسازد. در حالی که برخی هرگونه دست اندازی انسانی و کاهش آب رودخانه ولگا را به کلی انکار میکنند برخی مستندات علمی و مشاهداتی، عامل اصلی این کاهش تراز را سوء مصرف و دخل و تصرف کشور روسیه بر روی این رودخانه نشان میدهند. به هرروی آنچه که این روزها نسبت به آن تردیدی کمتری وجود دارد کاهش ورودی رودخانه ولگا به عنوانِ بزرگترین تامین کننده آب این پهنه آبی است.فارغ از هرگونه دست اندازیهای انسانی بر روی ولگا، مسئله تغییر آب وهوا در حوزه دریای کاسپین به شدیدترین وجه ممکن در حال مشاهده است. نگاهی به نقشههای ناهنجاری دمایی در منطقه خوارزم و شمال دریای کاسپین نشان از ناهنجاریِ افزایشیِ میانگین دمای هوا به میزان 2 درجه از سال 2000 تا 2021 است. اگر بخواهیم دیدگاهی مناسبتر در این زمینه داشته باشیم با توجه به ذات بیابانی بیشتر مناطق حوزه جغرافیایی دریای کاسپین، طبیعتاً آن چیزی که موجب تعادل اکولوژیک مناطق بیابانی میشود اندک بارشی است که در فصل سرد یا مرطوب سال به این مناطق نزول میکند. بنابراین تحلیل شرایط دمایی زمستان یا فصول سرد دیدگاه بهتری به مخاطب ارائه میُکند. بررسی شرایط دما در فصل زمستان (دسامبر، ژانویه و فوریه) نشان از ناهنجاری مثبت دمایی به میزان 4 درجه سلسیوس برای میانگین دمای هوا به ویژه برای مناطق شمال و شمال غربی دریای کاسپین (منطبق بر حوضه آبریز ولگا به عنوانِ تامین کننده ورودی دریا) دارد. این مسئله را میتوان در شرایط دمایی فصل سرد سال که بازه بلندتری (نوامبر تا آوریل) را دربرمی گیرد نیز مشاهده کرد.
فارغ از دلایل انسانی یا طبیعی کاهش تراز آب این دریا و نوسانهای طبیعی این دریا، در نظر نگرفتن شرایط دگرگون شده آب وهوایی در حوضه آبریز آن، ساده اندیشی است و منجر به حذف مولفه بسیار مهمی در تشدید اثرهای این مولفهها میشود. گرمایش شدید، به همراه خشک سالیهای مستمر به ویژه در مناطق شرقی و شمال دریای کاسپین منجر به از بین رفتن تعادل اکولوژیک در بیابانهای وسیع منطقه شده است. همین مسئله سبب شده بیابانهای منطقه و یا به بیان بهتر کانونهای گسیل گردوخاک منطقه از میانه دهه 1390 شمسی رفتاری متفاوت را به نمایش میگذارند رفتاری که حداقل از دیدگاه هواشناسی در تاریخ ثبت 70 ساله دادههای آن و هم تجربه صدساله مردم محلی غیرمعمول و شاخص بوده است. بنابراین رفتارهای محیطی نیز نشان از تغییرات عمیق محیطی در این حوزه دارد. هدف این یادداشت بررسی ابعاد و تاثیر افت تراز دریا و عقب نشینی آن بر ایجاد مخاطرهای جدید برای ساکنین مناطق ساحلی و پس کرانههای این دریا است.
مخاطره گردوخاکِ محلی و اثرهای آن بر کرانههای جنوبی دریای کاسپین
یکی از مسائلی که در بحثهای پیرامون تبعات تغییر آب وهوا در مناطق ساحلی مطرح میشود، افزایش تراز آب دریاهای آزاد است. این مسئله با توجه به آب شدن یخهای قطبی در حال وقوع و اتفاق خواهد داد و نشانه هایی از این اتفاق در مناطق مختلف جهان قابلِ ردیابی است. نکته اساسی در زمینه تغییر تراز آب اینکه افزایش آن مربوط به دریاهای آزاد است در مورد حوضههای بسته مانند دریاچهها، در اینجا کاسپین، رفتار پهنههای آبی با توجه به منبع تغذیه و همچنین خروجی میتواند معکوس باشد. این مسئله عمدتاً به دلیلِ دو عامل اثر خود را بر پهنههای آبی بسته میگذارد کاهش بارش به عنوانِ مولفه مثبت بیلان آبی و افزایش تبخیر به عنوانِ مولفه منفی آن.
با توجه به کاهش بارش در حوضههای مختلف آبریز دریای کاسپین، افزایش تبخیر در اثر افزایش دما و همچنین عدم ارتباط مستقیم حوضه اورال به یخهای قطب شمال، تاثیر احتمالی تغییر آب وهوا بر تراز آب این دریا، طبیعتاً کاهشی است. اما داستان نوسانهای تراز دریای کاسپین سابقه دیرین دارد از شواهد مختلفی که در کرانههای جنوبی این دریا به عنوانِ مواریث ژئوموفولوژیکی و زمین شناسی باقی مانده مانند سواحل فسیل در پای رشته کوههای البرز و وجود دریابارها نشان از تاریخی بودن این نوسانها دارد. در هرصورت از زمانی که پایش تراز این دریا رویهای مستند گرفت و اطلاعاتی موجود است دریای کاسپین دارای رفتاری نوسانی بوده است. هرچند برآوردها و مطالعات در زمینه علل اصلی این نوسان همیشه با چالش عدم قطعیت و عدم توافق همگانی همراه بوده است.
نوسانهای تراز دریا گاهاً منجر به کاهش ترازهای مشخص مانند آنچه در سال 1356 و همچنین افزایش تراز و پیش روی مانند آنچه دهه 70 و به ویژه سال 74 رخ داد، شده است. در 26 سال اخیر، دریای کاسپین شاهد افت 5/1 متری تراز بوده است. اگرچه دریای کاسپین در تاریخ خود کاهشها و افزایشهای متعددی را به خود دیده و این تغییرِ اخیر نیز بنا به نظر بسیاری از محققین به صورتِ یک تغییر عادی در نظر گرفته شده ولی برداشت آب از رودخانههای منتهی به این دریا هیچ گاه به این میزان نبوده، بنابراین، کاهش فعلی تراز با توجه به تغییرات آب و هوایی میتواند به عنوانِ یک کاهش بیبازگشت تلقی شود که بزرگترین دریای آب شیرین دنیا را تهدید میکند.
بنابراین فارغ از علت زمین شناسی یا انسانی ناشی از بهره برداری نابخردانه و حتی نوسان آب وهوایی که همیشه به آن اشاره میشد. امروزه تمامی این موارد را باید با عاملِ جدید و اثبات شده و اتفاقاً بسیار موثر تغییر آب وهوا سنجید. آنچه مسلم است روند گرمایش جهانی و تغییر آب وهوا در منطقه به ویژه در منطقه خوارزم، مناطق شمالی و جنوبی دریای کاسپین (حوضه آبریز آن) آن در حال تاخت و تاز است. نگاهی به نقشههای ناهنجاری دمایی در منطقه خوارزم و شمال دریای کاسپین نشان از ناهنجاری مثبتِ میانگین دمای هوا به میزان 2 درجه، از سال 2000 تا 2021 است. حال اگر بخواهیم دیدگاهی مناسبتر در این زمینه داشته باشیم باتوجه به ذات بیابانی بیشتر مناطق حوزه جغرافیایی دریای کاسپین، طبیعتاً آن چیزی که موجب تعادل اکولوژیک مناطق بیابانی میشود اندک بارشی است که در فصل سرد یا مرطوب سال به این مناطق نزول میکند. بررسی شرایط دما در فصل زمستان (دسامبر، ژانویه و فوریه) نشان از افزایش ناهنجاری مثبت تا 4 درجه سلسیوس به ویژه برای مناطق شمال و شمال غربی دریای کاسپین (منطبق بر حوضه آبریز ولگا به عنوانِ تامین کننده ورودی دریا) دارد. این مسئله را میتوان در شرایط دمایی فصل سرد سال که بازه بلندتری (نوامبر تا آوریل) را دربرمی گیرد نیز مشاهده کرد.
بنابراین هرگونه برآورد در این زمینه و احتمال اینکه روند کنونی کاهشی شاید دوباره افزایشی شود را باید با تردید و نگاهِ نقادانه موردِ بررسی قرار داد. اگر روند نزولی تراز آب دریا در کاسپین را ناشی از تغییر آب وهوا بدانیم و اگر این روند همچنان ادامه داشته باشد. پهنه قابلِ توجهای از مناطق ساحلی که امروزه در زیر آب قرار گرفتهاند، از آب خارج میشوند. پهنهای که مملو از ذرات ماسهای و نمکی است. با توجه به اینکه جریان شمالی باد، ازجمله جهتهای غالب باد در بسیاری از مناطق ساحلی کرانههای جنوبی دریای کاسپین است، این بستر عریان خارج از آب میتواند منجر به ایجاد توفانهای گردوخاکهای محلی شود که ساکنین مناطق ساحلی را متاثر کند. همان طورکه مشخص است کاهش تراز قائم آب در دریا منجر به عقب نشینی افقی چندبرابر میشود بنابراین هم اینک در مناطق مختلفی از سواحل جنوبی دریای کاسپین نشانههای مشخصی از این عقب نشینی دریا را که از چند ده متر به چند صدمتر میرسد را میتوان شناسایی کرد. به عنوانِ مثال، در آبادی لَسکوکلایه در شهرستان آستانه در استان گیلان خط ساحلی از سال 2010 تا 2022 حدود 200 متر عقب نشینی کرده است. عقب نشینی 200 متری دریای کاسپین نمونهای از عریان شدن هکتارها زمین ماسهای در معرض باد است.
خوب، سوال اینجاست آیا منطقه ساحلی کاسپین میتواند محلی برای جولانِ توفانهای محلی گردوخاک باشد؟ جواب: بله. آیا مستنداتی از این مسئله موجود است. نگاهی به زمین شکلهای موجود در نوار ساحلی نشان از فعالیت نسبی سامانه فرسایش بادی در منطقه است. وجود ماسه و همچنین عامل فرسایش یعنی باد که هر دو به شکل نسبه مناسب در منطقه وجود دارند منجر به ایجاد اشکال فرسایش بادی در پسکرانه خط ساحلی در بسیاری از سواحل جنوبی دریای کاسپین حداقل در مناطقی که کمتر دچار ساخت وساز شدهاند مشاهده میشود که نمونه بارز آن اشکال انباشتی بَرخان (پارابولیک) مشابه بیابان است.
نگاهی به اسامی شهرهای ساحلی جنوب کاسپین خود گویایی اثرپذیری بخش مهمی از جمعیت انسانی در این مناطق است. شهرهای چون آستارا، لوندویل، حویق، لیسار، تالش، اسالم، پره سر، بندرانزلی، بندرکیاشهر، چاف-چمخاله، رودسر، کلاچای، چابکسر، رامسر، شیرود، تنکابن، نشتارود، عباس آباد، سلمان شهر، کلارآباد، چالوس، نوشهر، نور و رویان، ایزدشهر، محمودآباد، سرخرود و فریدون کنار، و تاحدودی رستم کلا، بهشهر، خلیل شهر، گلوگاه، نوکنده، بندگز، بندرترکمن. فارغ از این شهرهای نام برده، سواحل جنوبی دریای کاسپین، به شکل گستردهای محل تجمل هزاران سکونتگاه و صدها روستایی است که در این کرانه از شهر آستار در منتهی الیه غربی آن تا بندرترکمن در این پهنه گسترده شدهاند. بنابراین جمعیتی قابل توجه در 3 استان شمالی به شکل بیواسطه در معرض سواحل ماسهای آن قرار دارند که میتوانند به اشکال مختلف از این توفانهای محلی با شدتهای متفاوت متاثر شوند. نقطه تضادگونه این مسئله، روند رو به رشد طرحهای گردشگری و سرمایه گذاری هایی است که فارغ از نگاه آینده نگرانه و بر مبنای وضعیت قبل و خوشبینانه موجود در حال طراحی و یا انجام است. مسئلهای که اگر تدبیری برای آن اندیشیده شود میتواند کمکی در کاهش اثرات آن داشته باشد. گردشگری طبیعت محور استانهای گیلان، گلستان و مازندران، بخش بزرگی از استعداد خود را مدیون گردشگری دریای-ساحلی به اشکال مختلف آن است. گردشگری دریای-ساحلی مناطق شمالی چه به شکل سنتی با حضور ذی نفعان محلی و چه به شکل حرفهای و سرمایه گذاری با ایجاد هزاران سازه کوچک و بزرگ و برنامه ریزی برای ایجاد طرحهای ساحلی از آستارا تا بندرترکمن درآمدزایی به نسبه مهمی را برای ساکنین مناطق ساحلی فراهم آورده است. علاوه براین، دهها شهرک گردشگری و هتل در خط ساحلی کاسپین بنا به دلیلِ وجودی دریا ایجاد شده است. تمامی این سرمایه گذاریهای فقط به دلیلِ فلسفه وجودی دریا و خط ساحل و همچنین استفاده از شرایط آب وهوایی مطلوب این مناطق بوده است. اینک، باتوجه به روند کاهشی تراز دریای کاسپین و همچنین عقب نشینی پیوسته آن، نشانه هایی از رویدادهای تلخ برای بسیاری از این تفرجگاههای به دور از مانده از خط ساحل به جای خواهد ماند.
گردشگری ساحلی شمال از دیگر تبعات عقب نشینی دریای کاسپین میتواند متاثر شود دیری نخواهد بود که این بادهای حامل رسوبات، منجر به ایجاد گردوخاکهای محلی در مناطق ساحلی و تیرگی منظر شوند. این مسئله میتواند ارزشهای بصری را در این تفرجگاههای ساحلی کاهش دهد. بنابراین باتوجه به اهمیتی که مناطق ساحلی شمال کشور به ویژه در حوزه گردشگری سلامت و طبیعت محور برخوردار است، لازم است در یک ارزیابی فراگیر حداقل میان دستگاه و مراکز متعدد پژوهشی مستقر در کشور ابتدا، دیدگاهی جامع و نظری مستقل در زمینه سناریوهای پیش رو به دست آید. علاوه براین با شبیه سازی میزان عقب نشینی تراز دریا و برآورد مساحت زمینهای مستعد گسیل گردوخاک، خطرپذیری مناطق ساحلی جنوبی دریای کاسپین ارزیابی و با توجه به مدلهای موجود حتی میزان و شدت این توفانها را برآورد کرد. گام بعدی، اقدام است. این اقدام به تثبیت زمینهای منطقه، امری شدنی است.
باتوجه به رطوبت دائمی در منطقه و وجود تنوع گونهای بسیار زیاد از هم اکنون به شکل محلی و با کمک دهیاری و بخشداریها با نظارت منابع طبیعی و کارشناسان محیط زیست میتوان با توسعه پوشش گیاهی هم ساز با شوری و نوع خاک ماسهای، از ایجاد چالشی جدید در منطقه جنوبی دریای کاسپین جلوگیری کرد، اما اگر زمان اقدام همین امروز باشد. یادمان نرود، کرانههای جنوبی دریای کاسپین نه تنها بخشی از خاطره جمعی بخش بزرگی از مردم ایران است قرار است در این بزنگاه تاریخی اثرات مخرب تغییر آب وهوا در این سرزمین، جایی باشد که بتوان در آن کمی نفس کشید. برای همین کمی اما باید جنگید...

