پایگاه خبری کلانشهر/ غفار تشکری شاد: احتمالأ با خواندن این تیتر ابتدا به نگارنده مطلب شک کردهاید و در گفت و گوی درونی او را مورد شماتت قرار دادهاید.
شاید کمی تأمل در سطور پیش رو این برداشت اولیه را اصلاح نماید.نیک میدانیم که همواره چه در تعالیم دینی و چه در آیین و سنن و عرف دروغ به عنوان بالاترین گناهان و زشتترین پدیدههای انسانی شناخته شده و میشود.اما قاعدهای نانوشته بیانگر آن است که حتی بیان و ابراز دروغ، در وهله نخست سخت بوده و به محلی برای جدال سوپر ایگو واید یا سادهتر بگوییم «وجدان فرد و خود فرد» تبدیل میگردد، به محض انجام آن با قبول همه استرسها و اضطرابها شرم اخلاقی آن در ذهن شکسته شده و فرد توانایی تکرار آن را دارد،چه بسا که در برخی مواقع برای حفظ دروغ اولیه و روبه رو نشدن با خطرات احتمالی دروغهای بعد بزرگتر و بیشرمانهتر بیان میگردد.این چند خط مقدمهای اجمالی بود بر وضعیت فعلی ورزش کشور که شاید اطلاق نام «امپراتوری دروغ» به آن پر بیراه نباشد.در این شبکه اختاپوس گونه دروغ، مدیرانی سالم هم به ناچار یا همگام شده و با سکوت و چشم بستن بر این جریان به آن کمک مینمایند و یا به نشانه اعتراض بر میخیزند که قطع به یقین پس از مدتی از این چرخه به اشکال مختلف خارج میشوند.
این روزها فوتبال باشگاهی کشورمان هدایت این جریان را به تنهایی و با پوشش خبری بیشتر بر دوش میکشد.مدیران باشگاهی که برای حفظ صندلی خویش به هر ریسمانی با محوریت دروغ چنگ میزنند،بازیکنانی که برای داشتن صفر بیشتر در قرارداد چنان دروغ را بیان میکنند که دیگران از تواضعشان شرمنده میشوند،مربیانی که مصاحبه مکتوب و موجود خودشان را کتمان میکنند و دلالانی که به واقع موتور حرکتی این جریان هستند،هوادارانی که امروز زنده باد و فردا حیا کن سر میدهند نیز به شکلی در این جریان سهیماند.و فوتبالی که در نهایت باید منبع لذت و سرگرمی و کسب درآمد به شکل حرفهای باشد جز نفرت و توهین و دروغ چیزی به منصه ظهور نمیرساند.
البته بیانصافی است که ورزش را مبرا از جامعه فعلی و فرهنگ حاکم بر آن بدانیم،ریزبینانه اگر نگاه کنیم و البته متهم به سیاه نمایی و بازی در زمین دشمن فرضی نشویم کدام قسمت از این جامعه را میتوان به سرزمین بدون دروغ تشبیه کرد؟ کجای آموزه هایمان اشتباه کرهایم که ایچنین دروغ میکاریم و نفرت برداشت میکنیم؟ جامعهای که باید نماد سلامت و سبک زندگی درست باشد چنان به دروغ آغشته است که به گمان هیچ راه حلی برای تطهیر آن در دست نیست، چنین خانهای آیا سالم و رو به توسعه است؟
بهتر است دلخوش به پیامهای اخلاقی بیتاثیر و شعار پر طمراق فرهنگ سازی نباشیم. که البته اگر از نحوه ساختن یک فرهنگ مطلع بودیم هرگز با توجه به وضعیت موجود این واژه را به کار نمیبردیم.
شاید نیاز باشد کمی به حرفهایی که تیتر قشنگی دارد توجه نکنیم و ریشه یابی درست بر این قضیه داشته باشیم، مطالبه کنیم که آیا واقعأ اراده برای مقابله با این سونامی دروغ وجود دارد؟ که البته با توجه به شواهد موجود-مثل مدیریت بحران که به وقت بحران تنها از هموطنان خواست دعا کنند!- در این مقوله هم باید دست به دعا شویم که اینبار سیلی از دروغ شهر را ویران نکند چون بالای شهر و پایین شهر هر دو آسیب سختی خواهند دید..

