کلانشهر: نهم دیماه سال ۱۳۸۵ و در ساعت ۶:۰۷ به وقت محلی، صدامحسین به دار آویخته شد. صدام را درست در محلی دار زدند که خودش همانجا تعداد زیادی از شهروندان عراقی را شکنجه کرده بود.
موفق الربیعی رئیس سازمان امنیت دولت جدید که اجرای اعدام را بر عهده داشت درباره صدام گفته یود:صدام به واسطه آرامبخشهای قوی، خونسرد بود و زیر لب اشهدش را خواند اما قبل از پایان اشهدش اهرم را از زیر پایش کشیدند. او شروع به تقلا کرد اما زیاد طول نکشید.
موفق الربیعی آرزو کرد که صدام به جهنم واصل شود.

یک ژنرال آمریکایی هم که در چندین نوبت شاهد جلسات بازجویی صدام حسین بوده درباره شب اعدام صدام خاطرات جالبی نقل کرده است.
او میگوید: در دادگاه وقتی حکم اعدام صدام صادر شد من بالای سرش بودم. لبخند زد و خوشحال شد. من بسیار تعجب کردم که این عکسالعمل چطور ممکن است! او خبر مرگش را آن هم به صورت اعدام میشنید و از آن راضی به نظر میرسید.
شب اعدام هم روحیه خوبی داشت، خوشحال بود و اثری از اضطراب در او دیده نمیشد. آن شب او از ما برنج و گوشت مرغ خواست. برایش بردیم، با اشتهای خوب خورد و دوباره تقاضای عسل و آب جوش داشت. برایش فراهم شد سه لیوان عسل و آب جوش هم خورد و گفت: از کودکی این شربت را مینوشیده است.
پس از صرف غذا بالاپوش گرمش را خواست با تعجب گفتیم برای چه میخواهی اینجا گرم است! گفت: صبحهای عراق سرد است نمیخواهم وقتی برای اعدام میروم بلرزم و برداشت ترسیدن از آن شود.

پیش از اجرای اعدام «الله اکبر» را فریاد زد و شعارهای مسمانان «شهادتین» را گفت. اینها نشانه مسلمانی است. رو کرد به قاضیان حاضر اعدام و گفت: ببینید من را آمریکاییان اعدام میکنند. بعدها میبینید که شما نیز توسط آنها کشته خواهید شد.این ژنرال آمریکایی میگوید از شنیدن فریاد «الله اکبر» ترسیدم. احساس کردم ممکن است نیروهای او با این علامت محل را منفجر کنند محل را ترک کردم.
این تصویر دیدهنشده را که لحظاتی قبل از اجرای حکم اعدام صدام گرفته شده در ادامه ببینید

