کلانشهر: عصر هنگام، زنی در منزلش نشسته بود که ناگهان صدای داد و فریاد را از خانه پدریاش که در همسایگی آنان قرار داشت میشنود.
سریع خود را به منزل پدرش میرساند تا پی به علت درگیری و بگومگوی والدینش ببرد که در حین ورود به خانه با شیشههای شکسته پنجره مواجه میشود. اما پدر وی به محض دیدن دخترش او را از خانه بیرون میکند و میگوید: برو بیرون، دعوای من و مادرت نه به تو و نه به هیچ کس دیگری ربطی ندارد؛ از این زندگی نکبتی خسته شدم و میخواهم آن را به آتش بکشم.
دختر به زور پدرش خانه را ترک میکند، اما چند دقیقهای نگذشته بود که شعلههای آتش فوران شده از منزل پدرش را میبیند. دوباره خود را سراسیمه به منزل پدرش میرساند، با کمک همسایگان در قفل شده از بیرون را باز و وارد اتاق میشوند. اما با جسم سوخته شده مادرش مواجه میشود که در میان شعلههای آتش میسوزد، اورژانس از راه میرسد و زن و مرد را به بیمارستان منتقل مینماید.
زن و شوهر در حالی به بیمارستان منتقل میشوند که زن از شدت سوختگی بیهوش شده بود و مرد تنها دست و صورتش و پاهایش سوخته بود. دختر و سایر فرزندان این زن و شوهر خود را به بیمارستان میرسانند و بر بالین پدر و مادر خود حاضر میشوند.
اما اندکی نگذشته بود که با جسد بیجان مادرشان مواجه میشوند؛ وقتی زن 63 ساله تسلیم مرگ شد؛ پای پلیس و بازپرس ویژه قتل تبریز نیز به بیمارستان باز میشود. بدین ترتیب بازپرس جنایی به همراه تیمی از ماموران دایره جنایی پلیس آگاهی برای بررسی علت آتش گرفتن و فوت زن میانسال در بیمارستان حاضر میشوند. بازپرس بعد از تحقیقات لازم و پرس و جو از فرزندان این زوج، دستور دستگیری مرد 68 ساله را به عنوان مضنون اصلی پرونده به کارآگاهان صادر میکند.
زنم به نیازهایم توجه نمیکرد
این مرد بعد از مرخصی از بیمارستان در مقابل بازپرس مینشیند و این گونه به شرح ماجرا میپردازد:
48 سال از زندگی مشترکمان میگذرد و حاصل این زندگی، چهار فرزند، 3 دختر و یک پسر است؛ در تمام این مدت زندگی مشترک زنم کوچکترین توجهی به من نداشت و هیچ اهمیتی به من نمیداد. او هیچ وقت آن غذایی را که من دوست داشتم درست نمیکرد. همیشه برای شام غذای بیات به خوردم میداد، آن غذایی که از نهار میماند! چرا که او نهار را به مقدار زیاد میپخت تا باقی مانده را در شام بخوریم و خانم مجبور نباشد برای وعده شام نیز غذا آماده نماید.
او هیچ وقت به نیازهای من توجهی نکرد. هیچ وقت آن طور که شایسته است کارهای خانه را به درستی انجام نمیداد. هیچ وقت خانه مرتب نبود. هر وقت از سرکار برمی گشتم خانه را درهم و برهم میدیدم.
روز حادثه نیز بر سر همین مسائل باهم حرفمان شد. دعوا کردیم و کل شیشههای خانه و هرچیزی که در آشپزخانه بود را زدم و شکستم، دیگر از دست این زندگی جان به لب شده بودم و نمیتوانستم شرایط موجود را تحمل نمایم. هرچیزی که به دستم میرسید را میشکستم.
وسط درگیری دخترم آمد اما او را از منزل بیرون انداختم چون میخواستم کل زندگی را به آتش بکشم و برای همیشه از دست این زندگی نکبتی راحت شوم. بعد از رفتن دخترم بنزین را برداشتم و به سر و روی زنم و نیز کل اتاق ریختم و آتش زدم؛ من توانستم سریع به بیرون بروم و خود را نجات دهم اما زنم در میان شعلههای آتش گرفتار شد.
اما این متهم در اظهارات بعدی خود کاملا منکر آتش زدن همسر خود میشود و میگوید: من همسرم را نسوزاندم، من کبریت نزدم بلکه من فقط بنزین را ریختم و بنزین ریخته شده روی فرش از بخاری که در گوشه اتاق روشن بود آتش گرفت.
اما با توجه به دلایل و قرائن موجود در پرونده مانند اظهارات دختر متهم و نیز همسایگان که همگی مدعی بودند در از بیرون قفل شده بود و آنان در را شکسته و وارد اتاق شدند، و نیز وجود بنزین 4 لیتری در یک خانه بدون هیچ توضیحی از طرف متهم و همچنین نظر به این که تنها دست و صورت و نیز پاهای متهم سوخته بود و اعتراف اولیه خود متهم مبنی بر آتش زدن همسرش، از نظر بازپرس، متهم خود به صورت عمدی اقدام به آتش زدن همسرش کرده است؛ چرا که اگر مرد خود اقدام به آتش زدن نمیکرد و یا اینکه قصد آتش زدن خود را نیز داشت، هیچ وقت تنها اعضایی مانند دست و صورت و پا آتش نمیگرفتند!
صدور کیفرخواست برای متهم
گزارش رکنا حاکی است، 3 دختر و پسر این مرد از گناه پدرشان گذشتند و اعلام رضایت کردند؛ اما یکی از پسران وی با قاطعیت پیگیر پرونده قتل مادرش است و به گفته خودش تا قصاص پدرش و گرفتن انتقام مرگ مادرش کوتاه نخواهد آمد. چرا که این پسر مدعی است پدرش مردی بسیار پرخاشگر و عصبی است و در تمام طول زندگی مشترک با مادرش، ظلمهای بسیاری در حق وی کرده است و باید انتقام این همه ظلمی که در حق مادرش شده است گرفته شود.
بنابراین با توجه به اعترافات متهم و نظریه پزشکی قانونی که علت فوت را اختلالات آب الکترولیت مطابق سوختگی 90 درصد اعلام کرده است و نیز درخواست قصاص از سوی پسر مقتول، کیفرخواست از شعبه ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب تبریز صادر و پرونده برای صدور حکم نهایی به دادگاه کیفری یک آذربایجان شرقی ارسال شد و به زودی جلسه رسیدگی به این پرونده در دادگاه مذکور برگزار خواهد شد.

