اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*-«ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) میگذرد و چهارشنبه هر هفته در کلانشهر منتشر میشود. (بیشتر بخوانید)
راننده رو به مردی که عقب صندلی نشسته بود گفت پول خرد نداری؟
مرد گفت نه متاسفانه.
راننده با خنده گفت در عمق استراتژیک جیب هات چیزی پیدا نمیشه.
مسافر گفت، «سَبَج» (شپش) پیدا میشه!
راننده خندهای کرد و در حالی که چک پول ۱۰۰ تومنی را به مردی که جلو نشسته بود نشان داد گفت شما هم خُرد ندارید؟
مرد گفت شما راننده هستید باید پول خُرد داشته باشید ما که هرچی پول خرد داریم میدیم به شما.
راننده گفت ما اگر بانک هم باشیم پول خرد ما تمام میشه
مرد گفت باید برنامه ریزی داشته باشید با برنامه ریزی همه چیز درست میشه.
راننده گفت شما یک روز بیا جای ما با برنامه ریزی خودت، ببین میتونی جواب همه را بدهی؟
مرد گفت باشه
راننده گفت اگه نتونی چی؟
مرد گفت منو اعدام کنید.
بعد همه خندیدیم.
گفتم خلاصه مناظرات انتخاباتی خوب تاثیر گذاشته روی شماها.
راننده گفت نه بابا، این بندههای خدا جوری حرف میزنند انگار از کشورهای دیگه اینجا آمدند. باید یکی حرفهای اینها رو برای ما ترجمه کنه.
مردی که جلو نشسته بود گفت آخر من دق کردم یک نفر نگفت وقتی تورم چند سال پشت سر هم ۴۰ تا ۵۰ درصده و حقوق ما هر سال ۲۰ درصد اضافه میشه و ما مردم بدبخت طی ۴ سال به عبارت هر سال حداقل ۲۰ درصد ۸۰ درصد از تورم عقب تریم چطوری باید زندگی بکنیم؟
راننده گفت شما خدا را شکر کنید که سالی ۲۰ درصد حقوق شما از تورم عقبتر است. پدر من بیجار دارد دو سال پیش برنج هاشمی را فروخته کیلویی ۱۰۰ هزار تومان با کارگر روزی ۵۰۰ هزار تومان، امسال با کارگر روزی ۸۰۰ هزار تومان برنج را میفروشد کیلویی ۷۵ هزار تومان یعنی سالی ۶۰ درصد عقبتر است.
مردی که پیش من نشسته بود گفت واقعاً به برنج کاران ظلم شده است.
همین سه سال پیش قیمت یک کیلو هاشمی ۱۰۰ هزار تومان بود من گوشت گوسفندی را سر میدان کیلویی ۱۲۰ هزار تومن میخریدم ولی قیمت یک کیلو گوشت الان ۱۰ برابر برنج شده است.
راننده گفت خلاصه فهمید ید به کی باید رای بدید؟
مردی که جلوی ماشین نشسته بود گفت من گفتم این بار باید خوب حرفهای اینها را بشنوم ببینم چه میگویند تا بتوانم تصمیم بگیرم تا الان بیشتر گیج شدهام.
راننده گفت عجله نکن هنوز دو سه روز وقت داری.
گفتم، ممنون من سر تختی پیاده میشم.
*کارگردان تاتر

