کلانشهر : یونس رنجکس: چند وقت پیش از یک بساط دستفروش در پیاده راه رشت همان نزدیکی هایی که منتهی به خانه میرزا کوچک جنگلی میشود کتابی چشمم را گرفت البته نه به خاطر عنوان آن بلکه به دلیل نام نویسندهاش که مدتها قبل به هرشکلی این کتاب را در فضاهای رسانهای رونمایی میکرد و خبر از عدم دریافت مجوز چاپ آن و همچنین انتشار در خارج کشور میداد هرچند که نمونه الکترونیکی آن در شبکههای مجازی منتشر شده بود.
کتاب(رضا شاه) نوشته دکتر صادق زیبا کلام بود که آن را به قیمت ۷۰هزار تومان از جوانی که فروشندهاش بود و خیلی خوش برخورد، خریدم و تازه میگفت از این کتابهای به اصطلاح ممنوعه بازهم دارد که این هم از آن تراژدیهای تلخ روزگاران امروز در کنار افزایش قیمتهای چاپ، نشر و کمبود کاغذ و دیگر اقلام این صنعت و مصیبتهای اهل قلم است که بگذریم!
کتاب را که ورق زدم به نکات جالبی بر خوردم که برایم به عنوان کسی که با کتاب و نوشتن و نویسنده و استاد دانشگاهی چون دکتر زیبا کلام بیگانه نیست کمی جای سوال داشت که چگونه مجموعهای مبتنی بر اسناد تاریخی بدون ذکر فهرست منابع چاپ شده است و تمامی متن آن بر گرفته از یک منبع ذکر شده در متن و آن هم بر اساس تحقیقی به زبان خارجی و مابقی هم تحلیل و تفسیر و برداشتهای شخص نویسنده است.
از این موضوع که بگذریم دو هفتهای بنا به مشغلهای که داشتم شبها به خواندن کتاب پرداختم و همانگونه که نویسنده در مقدمه کتاب به ان اشاره و در مسیر پردازش همچنان بر آن پای میفشارد و سعی در القای یک موضوع داشت که آنچه تاکنون درباره رضا شاه خوانده و دیدهایم جز تعبیر حکومتی نبوده است و او به استناد همان یک منبع ذکر شده در متن کتاب و استنباط خویش اینگونه استنباط میکند که باید چهره رضا شاه را متفاوتتر دید و او را نباید عامل انگلیس و دست نشانده خواند و نگاهی به شرایط و بستر زمانی ظهور پهلوی خود دلیل مهمی بر این ادعا میباشد.
نویسنده در این کتاب تمام تلاش خود را معطوف به تغییر ذهنیت مخاطبان درباره آنچه که تاکنون در کتابهای درسی و اسناد تاریخی دیده و خوانده شده است، میکند و حتی در این مسیر برخی اقدامات ضد استبدادی و استعماری و مبارزات چهرههای ملی در آن مقطع زمانی را با زیرکی و پر رنگ کردن خدمات رضا شاه در سرکوب این قیامها با هدف حفظ یکپارچگی کشور به باد انتقاد گرفته است.
به هرحال هر شخصیت زمامداری در طول حکومت خود تا آنجا که در خط مردم و کشور باشد همواره در یادها آثار ارزشمند وجودیش ماندگار میماند و تاریخ هم گواه این واقعیت است اما گاهی برداشتهای شخصی و تفسیرهایی برای دیده شدنهای متمایز میتواند زمینه را برای افتادن از آن طرف بام هم فراهم کند که در این کتاب چنین برداشتی را میتوان احساس کرد.
اما نکتهای که برایم جالبتر بود چگونگی پرداختن نویسنده به موضوع قیام جنگل و تفسیر پنهان و زیرکانهای بود که از این قیام به رهبری میرزا کوچک جنگلی داشت و شاید از نگاه او این نهضت فرصت وعامل تاخت و تاز بیگانگان برای تکه تکه کردن ایران و همانا یاغی بودن از نگاه حکومت مرکزی یاد میشد که پر رنگی این برداشت در اشارههای چند مقطع از کتاب قابل تشخیص است مانند همان استدلالی که در مصاحبهای از ایشان در رسانهها پس از انتشار کتاب به چاپ رسید.
هر نویسنده و محققی این حق را دارد که نگاه خویش را نسبت به موضوعات تاریخی داشته باشد و از منظر تحلیل خویش با توجه به سواد و فهم به آن بنگرد اما نگاه آمیخته با احساسات شاید تبعات دیگری برای جامعه مخاطب به همراه بیاورد هر چند که فکر میکنم نگاه آقای زیبا کلام به شخصیت و خدمات رضا شاه بیشتر تحت تاثیر جذابیتهای دیگری باشد و از منظر نگاهی متفاوت در شرایط زمانی امروز بر مدار کتاب سازیهای مشتری پرور که بدون نقد از برخی رفتار وعملکردها که میتواند برای هر زمامداری نکته مثبت یا منفی باشد یک سویه به استقبال تمجید رفته است.
اما آنچه که موجب شد تا در این شرایط به این موضوع بپردازم سوژه قرار گرفتن برای حوادثی است که این روزهای آذرماه که یاد آور سالروز شهادت میرزا کوچک جنگلی رهبر قیام جنگل است و هنوز از خاطرهها محو نشده شاهد ان هستیم که یکی مربوط به اظهار نظر اقای دهباشی در خصوص قیام میرزا و تکرار همان خط فکری آقای زیبا کلام در تفسیر و برداشت از اصالت قیام مردم گیلان در برابر ظلم و ستم حکام وقت و استکبار ستیزی آنان است که بازتابهای مختلفی داشت و هم پخش سریالی از صدا و سیمای مرکز با نام وارش که در یک همخوانی نا نوشته گویا فرهنگ و اصالت قومیت گیلان را به نشانه رفته است.
باید بپذیریم که قیام مردم گیلان به رهبری میرزا کوچک در شرایط زمانی آن روزگاران نقطه عطف و امیدی برای ایجاد یکپارچگی در عزمی ملی برای بیرون راندن استکبار و اعتراض به استبداد و بیخاصیتی حاکمان وقت بود.
این قیام هرچند به دلیل نفوذ عناصر منفعت طلب و وابسته و خیانت به آرمان مردان آزادیخواه و وطن دوست نتوانست به تداوم راه خود ادامه دهد اما هرگز فطرت پاک و آزاد اندیشی رهبران و پیروان این نهضت مردمی که هفت سال در سختترین دوران و شرایط ایران ایستاد و ماندگار ماند قابل معامله با نگاههای سودجویانه نیست و نباید ارزشهای نهفته در این گونه حرکتهای امید بخش را با القاهای خاص کمرنگ جلوه داد.
از بعد دیگر کج سلیقگی برخی در بیان واقعیتهای تاریخی و تفسیرهای شخصی و پردازشهای لوده وار از فرهنگ یک قوم و ملت هر چند اگر بر مبنای پژوهش و زینت بخشی در مسیر جذب مخاطب باشد در چنین شرایطی که به شدت نیازمند انسجام ملی و و باز شناسی هویتی خویش هستیم چندان به صلاح نیست و میتواند اغازگر انحرافات دیگر باشد که پاشنه اشیل رویدادهای بدخواهانه خواهد بود و بدخواهان این ملت را که قرنها حول رنگین کمانی از قومیتها بر مبنای درک و فهم باهم بودن و در کنار هم ایستادن حوادث تلخ تاریخی پرشماری را پشت نهادن به وجد آورد و آن تهدید امنیت این مرز بوم باشد.
چه بهتر دوستان تاریخ پژوه و پژوهشگران و آنان که در آشفته بازارغلبه نگاه میلی بر منافع ملی به دنبال جذب مخاطب برای بیهنریهای خویش هستند با درک واقعیتهای زمانی و شرایط کشور موجب کمرنگتر نشدن سرمایه اجتماعی نشوند که هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
انتشار یادداشت در کلانشهر به معنای تایید محتوای آن نیست و جهت اطلاع رسانی به مخاطبان منتشر میشود.

