کلانشهر: اواخر مرداد ماه امسال پس از سه، چهار ماه که از رسانهای شدن سرقت خانههای شهروندان در تهران و کرج گذشته بود، «عباسعلی محمدیان»، فرمانده انتظامی تهران از جزییات دستگیری سارقان مسلح خانههای تهران و کرج خبر داد و گفت: «این گروه از سارقان، بیشتر در شرق پایتخت و استان البرز به صورت مسلحانه با باز کردن در خانهها یا از طریق زنگ یا از طریق زور وارد خانهها میشدند و با حضور افراد اقدام به سرقت میکردند. پس از گزارشات سرقت از خانه شهروندان، اقدامات پلیس شروع شد، اما به واسطه پیچیدگیهای جرم، مقداری تاخیر در دستگیری این افراد پیش آمد. این افراد در سه استان سرقت میکردند و دستگیری آنها نیز در چهار استان انجام شد و به همین دلیل زمان برد.»
فرمانده انتظامی تهران در ادامه گفت: «این افراد تشکیل باند داده بودند؛ یک نفر پلاک جعل میکرد، یک نفر محل سرقت را شناسایی میکرد و... همچنین از تخصصهای دیگر نیز استفاده میکردند و از چند استان دور هم جمع شده بودند. این گروه شامل چهار نفر اصلی بودند که از نفرات دیگر موردی استفاده میکردند. حالا ۶ نفر از آنها دستگیر شدند و نفر آخر نیز شناسایی و تحت تعقیب است.
این افراد همگی ایرانی بودند و از اتباع بیگانه نبودند. مالخران این باند نیز دستگیر شدند. این باند در سه استان اقدام به سرقت میکردند که تاکنون ۱۰ شاکی شناسایی شدند. برای این افراد قطعا حکم و مجازات سنگینی در نظر گرفته خواهد شد تا عبرت سایر مجرمان باشد. اقدامات این سارقان به قدری وحشتناک بوده که تا مدتها روی خیابان را نمیبینند و ممکن است حکم محاربه نیز بگیرند.»
اردیبهشت ماه امسال فیلم کوتاهی از سرقت مسلحانه چند خانه در غرب تهران رسانهای و با واکنشهای منفی از سوی کاربران فضای مجازی مواجه شد. این فیلم نشان میداد؛ ۵ مرد در حالی که صورتهای خود را پوشانده بودند با خونسردی وارد خانهای در غرب تهران شدند و ساکنان آن خانه را با اسلحه تهدید و اموال آنها را سرقت کردند. بررسیهای اولیه پلیس نشان میداد که این سارقان هر شب خودروهای خود را تغییر داده و خانه هایی که در ساختمان آنها باز بود را هدف قرار میدادند و اغلب سراغ آپارتمانهای تک واحدی و چراغ روشن میرفتند و با حضور صاحبخانه آنها را تهدید میکردند و جای پول و طلاها را از آنها میپرسیدند. این سارقان؛ پول، دلار، طلا، لپ تاپ، تبلت، پی اس ۵ و دیگر اموال قیمتی را به سرقت میبردند. حالا که این سارقان توسط پلیس دستگیر شدند، «اعتماد» گزارشی در همین راستا تنظیم کرده است.
روایت برخی مالباختگان
یکی از مالباختگان در مورد شب حادثه به «اعتماد» گفت: «بیست و سوم اردیبهشت ماه امسال ساعت ۱۰ و ربع به خانه ما در کرج حمله شد و با حضور من و خانوادهام به صورت مسلحانه از ما سرقت کردند. آن لحظه من حمام بودم. ناگهان صدای همسر و بچه هایم را شنیدم. سرم را بیرون آوردم تا ببینم چه خبر است که دیدم چند نفر در خانه ما هستند و یک نفر هم با اسلحه کلاشینکف سراغ من آمد. این سارقان تقریبا ۱۰ دقیقه خانه بودند و حدود ۲۰۰ میلیون تومان از ما سرقت کردند.»
او در ادامه درباره ورود این سارقان گفت: «این سارقان در ورودی ساختمان را تالیور شکسته بودند. ساختمانی که ما در آن زندگی میکنیم یک ساختمان خانوادگی است و برادرم طبقه بالای ما زندگی میکند. وقتی سر و صدای ما را شنید پایین آمد تا ببیند چه خبر است. سارقان او را هم داخل کشیدند و بعد خانوادهاش متوجه ماجرا شدند. زن برادرم وقتی فهمید چه اتفاقی افتاده در ساختمان شان را بست و شروع به داد و فریاد و کمک خواستن کرد. آن موقع بود که سارقان ترسیدند و فرار کردند. من خودم با پلیس تماس گرفتم و ماجرا را تعریف کردم. چهره آنها را دیدم و شناسایی کردم، اما آن روز تعدادشان کمتر بود.»
یکی دیگر از مالباختگان نیز که ساکن کرج است؛ درباره شب سرقت گفت: «ساعت ۱۱ شب ۲۱ اردیبهشت ماه امسال بود که من و همسرم در خانه نشسته بودیم و منتظر آمدن پسر ۲۱ سالهام بودیم. چند دقیقه بعد صدای زنگ به صدا در آمد و همسرم به تصور اینکه پسرمان است؛ در را باز کرد. در همان لحظه دیدم که چند مرد جوان و قد بلند که سرتاپا سیاه پوشیده و چهره خود را نیز پوشانده بودند وارد خانه شدند و از همان اول من را کتک زدند. یکی دیگر از سارقان نیز سراغ همسرم رفت و تمام طلاهایش را درآورد و حتی النگوهایش را شکست. یکی دیگر از سارقان نیز در خانه میچرخید و دنبال وسایل با ارزش بود. پس از چند دقیقه که تمام طلاها و پولهای نقدمان را پیدا کردند و ما را در یک اتاق زندانی کردند، متواری شدند.»
این مالباخته در ادامه گفت: «پس از خروج سارقان در اتاق را شکستیم و با پلیس تماس گرفتیم. از خانه ما حدود ۵۰۰ میلیون تومان طلا و پول نقد به سرقت بردند و علاوه بر آن خسارات معنوی زیادی هم به روح و روان ما وارد کردند به طوری که همسرم بعد از گذشت ماهها هنوز حال روحی خوبی ندارد و اصلا نمیتواند به حالت عادی بازگردد و به زندگی خود ادامه دهد.»
مالباخته دیگر که زنی مسن است، گفت: «۱۷ اردیبهشت ماه امسال ساعت ۸ و نیم شب در خانه نشسته بودیم که ناگهان چهار نفر در حالی که سر تا پای شان را پوشانده بودند با اسلحه کلاشینکف وارد خانه شدند. دو نفر از آنها اسلحههای شان را سمت ما گرفته بودند و دو نفر دیگر خانه را میگشتند. این چهار نفر بعد از اینکه خانه ما را گشتند و اموال قیمتی را برداشتند، فرار کردند.»
یکی دیگر از مالباختگان نیز گفت: «اواسط اردیبهشت در حال پهن کردن سفره غذا بودیم که ناگهان دخترم جیغ کشید. به سمت دخترم برگشتم تا ببینم چرا جیغ میکشد که متوجه شدم مردی با اسلحه کلاشینکف بالای سر همسرم ایستاده است. شروع کردم جیغ کشیدن که دو نفر از آنها به سرعت سمتم آمدند و جلوی دهانم را گرفتند. همه ما را یکجا جمع و تمام خانه را زیر و رو و برخی اموال ما را سرقت کردند و رفتند.»
روایت دو نفر از اعضای باند سارقان خانهها
سرکرده باند ۳۲ سال دارد. او در مورد دستگیریاش به «اعتماد» گفت: «این هفتمین بار است که دستگیر میشوم. ۵ مرتبه به جرم سرقت و یک بار هم به اتهام حمل مواد مخدر دستگیر و زندانی شدم. حدود ۶ ماه قبل از زندان آزاد شدم و بعد از آزادی تصمیم گرفتم دست به سرقت بزنم. اوایل اصلا قرار نبود که سرقتهای مان مسلحانه باشد. ما مثل بیشتر دزدان با دیدن خانههای چراغ خاموش، زنگ در را میزدیم و اگر کسی جواب نمیداد وارد میشدیم تا اموال قیمتی را بدزدیم. با کارت بانکی یا کارت تلفن به راحتی در خانهها را باز میکردیم و سپس اموال قیمتی را به سرقت میبردیم. فکر میکنم ۷ یا ۸ مورد سرقت با این شیوه انجام دادیم، اما یک اتفاقی افتاد که نقشه مان تغییر کرد؛ یک شب با همین شیوه وارد خانهای در تهران شدیم. فکر میکردیم کسی در خانه نیست، اما ناگهان متوجه شدیم صاحبخانه حضور دارد و چون خوابش سنگین بوده متوجه زنگ آیفون نشده بود. با دیدن او تهدیدش کردیم و دهانش را گرفتیم تا حرفی نزند. او از ترس جانش، جای تمام وسایل با ارزش خانه را نشان مان داد. ما هم گفتیم ظاهرا اگر صاحبخانه حضور داشته باشد، بیشتر کاسب میشویم، چون جای طلاها و اموال باارزش را میگوید. از طرفی وقتی صاحبخانه حضور دارد، به تصور اینکه دزد جرات نمیکند وارد شود درهای ورودی را قفل نمیکند و کار ما راحتتر و با سود بیشتر انجام میشود، اما به خاطر اینکه در تهران شناسایی نشویم مدتی در کرج سرقت کردیم و بعد به مشهد رفتیم.»
او در ادامه گفت: «اوایل امسال بود که کارمان را شروع کردیم. دقیقا همان وقتی که فیلم مان در فضای مجازی منتشر شد. تمام اعضای باند با هم فامیل هستیم؛ پسرعمو، خواهرزاده و دامادمان. سرقتهای اول را سه نفره انجام میدادیم و هر بار یکی نمیآمد، اما وقتی سرقتها بیشتر شد، کم کم فامیلهای دورمان یا دوستان مان هم وارد سرقت شدند، چون تمام موارد را رعایت میکردیم فکر نمیکردیم دستگیر شویم حتی از یک جا به بعد سرقتها را متوقف کردیم تا دستگیر نشویم. یک شب وقتی بعد از سرقت به خانه برگشتم، متوجه شدم خانوادهام در حال تماشای فیلم سرقتهای ما هستند، اما چون همیشه لباسهای مخصوص میپوشیدیم و صورتهای مان پوشیده بود و آن لباسها را به خانه نمیبردیم به ما شک نمیکردند. حتی مقابل ما به آن سارقان فحش میدادند و نفرین شان میکردند، اما حالا فکر کنم متوجه شدند آن سارقان ما بودیم.»
این سارق درباره نحوه سرقتهای شان و اینکه اسلحهها را از کجا تهیه کرده بودند، گفت: «بیش از ۲۰ فقره سرقت انجام دادیم. ما با ماشینهای خودمان راهی خیابانهای کم تردد در تهران میشدیم. البته پلاک ماشینها جعلی بود. یک نفر در شهرستان برای ما پلاک ساخته بود. خانهها را هم به صورت رندوم انتخاب میکردیم. از دیوار میپریدیم یا با دیلم در پارکینگ را شکسته یا با کارت تلفن یا بانک در ساختمان را باز میکردیم و وارد میشدیم. ۳ نفر از بچهها که مسلح بودند، اسلحه را روی سر افرادی که در خانه بودند، میگذاشتند و یک نفر هم وسایل قیمتی را جمع میکرد. اسلحهها را هم چند سال قبل برای تزئین اتاقم از یکی از شهرستانها خریده بودم؛ یک کلاش و ۳ کلت. از همینها برای سرقتهای مان استفاده کردیم، اما با اسلحه به کسی آسیب نزدیم. فقط گاهی به آرامی به سر برخی از آنها ضربه میزدیم تا بترسند و جای طلاهای شان را نشان دهند.»
او در ادامه گفت: «با سرقت هایی که کردم ماشین، خانه و یک ویلا در هشتگرد خریدم. البته خرج خوشگذرانی، مواد مخدر (گل) و مهمانی هم میکردم، چون آدم ولخرج و خوشگذرانی هستم. هر سرقت حدود ۱۰ دقیقه زمان میبرد و حدود ۸۰۰ میلیون تومان گیرمان میآمد و گاهی هم میلیاردی سرقت میکردیم، اما اگر صاحبخانه همکاری نمیکرد، سرقت زمان میبرد وگرنه ما سعی میکردیم سریع از محل خارج شویم. آخرین سرقت را در مشهد انجام دادم و از آنجا به تهران آمدم و به هشتگرد رفتم، اما آنجا پلیس مرا دستگیر کرد.»
یکی دیگر از اعضای این باند نیز گفت: «مدتی بود که بیکار بودم و خرج زن و بچهام را نداشتم بدهم. همیشه قرض میکردم و دیگر کسی نبود که به من قرض بدهد. یک روز یکی از آشنایان که شرایطم را میدانست، پیشم آمد و گفت میخواهد یک کاری انجام دهد که شرایط مان را یک شبه از این رو به آن رو کند. بعد در صحبت هایش فهمیدم که میخواهد از خانهها سرقت کنیم. او گفت که تیمش کامل است و بدون من هم میتواند به سرقت برود، اما من چون شرایط بدی داشتم، تصمیم گرفتم با او و همدستانش به سرقت بروم.»
این متهم در ادامه گفت: «در شروع کار از چند خانه خالی سرقت کردیم. پول خوبی هم به جیب زدم، اما بعد از مدتی اعضای تیم تصمیم گرفتند یک کار جدید انجام دهند. متوجه شدم دنبال کسی هستند که اسلحه به دست بگیرد و مثل من هیکلی باشد. از آنجایی که در این مدت پول خوبی درآورده بودم این بار هم تصمیم گرفتم با اعضای این گروه که بیشترشان فامیلهای مان بودند، همکاری کنم.»
او گفت: «یکی از اعضای باندمان میتوانست از دیوارها و حتی حفاظها بالا برود. ما منتظر میماندیم او داخل ساختمان شود و در را برای مان باز کند. سپس وارد واحدها میشدیم و با ترساندن صاحبخانه اموالش را سرقت میکردیم. من سعی میکردم کسی مجروح نشود، اما در چند مورد مجبور شدم صاحبخانه هایی را که تقلا میکردند، کتک بزنم و با اسلحه بترسانم.»
این متهم در ادامه گفت: «سهمهای مان در هر سرقت متفاوت بود، اما در طول همین چند ماه توانسته بودم از فروش طلاهای سرقتی، بیشتر از ۳۰۰ میلیون پول درآورم و زندگیام را سر و سامان دهم، اما بالاخره دستگیر شدم و اولین سابقه در پروندهام ثبت شد.»

