اختصاصی کلانشهر: رضا حقی * -ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) میگذرد و چهارشنبه هر هفته در کلانشهر منتشر میشود. (بیشتر بخوانید)
راننده تاکسی، مسافرانی که در کنار خیابان چادر زده بودند را با دست نشان داد و گفت آخه در این هوا ما که از گرما داریم میمیریم برای چی اومدین اینجا چادر زدید؟ لااقل برید بالای کوه یا کنار دریا.(بیشتر بخوانید و ببینید)
خانمی که صندلی جلوی تاکسی نشسته بود گفت احتمالاً میخواهند به کوه یا دریا بروند، دیگر شب شده رسیدند اینجا خسته شدند همین جا خوابیدند.
مردی که صندلی عقب پیش من نشسته بود گفت این هم از زور ناچاریست این چند روز پست سر هم تعطیل است دیگه همه جا پر شده اینها مجبور شدند کنار خیابان چادر بزنند.
خانم گفت نه شیر آبی نه دستشویی این چه وضعیه آخه، چه فرقی با بیابان داره. مثلاً وسط شهر هستیم.
راننده گفت شهرهای دیگر اینطوری نیست، مسافرها را تحویل میگیرند، کاری میکنند چند روز آنجا بمانند.
پرسیدم یعنی چه کار میکنند؟
راننده گفت ما پارسال با سه ماشین، خانوادگی رفتیم تبریز.
میخواستیم یک شب بمانیم. یک جای بزرگ همین اول شهر درست کرده بودند سکوی چادر، دستشویی، حمام، پارکینگ اتوبوس همه مجانی.
ماشین خودمان را گذاشتیم پارکینگ با اتوبوس مجانی میرفتیم بازار و جاهای دیدنی تبریز و برمی گشتیم. عوضِ یک روز، سه روز تبریز ماندیم.
در عوض از آنجا رفتیم ارومیه، همون اول از ما پول پارکینگ گرفتند بعد ما را راه دادند. ما هم یک شب بیشتر نماندیم.
خانم گفت آنها مدیریت دارند میدانند از مسافرانی که به شهرشان میروند چطور پول دربیاورند؛ هم مسافر راضی است هم مغازه دارهای شهر و سودش هم به تعدادی از مردم همین شهر میرسد.
مردی که کنار من نشسته بود گفت خدا و پیغمبری یک نگاهی بکنید ورودی رشت شده مثل شهر زلزله زدهها پر از چادر است.
آخر یک جای دیگر نبود به این کار اختصاص بدهند؟
گفتم ممنون من میدان گیل پیاده میشوم.
*کارگردان تاتر

