اختصاصی کلانشهر:نیما فریدمجتهدی آب و هواشناس- روز جمعه، دوستی پُستی از پیچی اینستاگرامی برای نگارنده ارسال کرد. در قسمت معرفی یا بیویِ پیچ که به زبان انگلیسی و فارسی است چنین نوشته: «من دوستدار توالت نیستم، دوست دارم تو ارتفاعات بش... (ادرار کنم)».
اسم یوزری هم که برای خود انتخاب کرده، تلفیقی از دو کلمه فارسی و انگلیسی است به نام نیچر-شاشِر(natureshahser)، یعنی ادرارکننده در طبیعت! نکته جالب توجه اینکه این هموطن ما، برای خود اَکانتی در پلاتفرمی با بُرد ِجهانی مانند یوتویوب هم با همین نام طراحی کرده است که نشان از اهداف جدی و پیگیری مجدّانه وی در این راه دارد نه اینکه تنها پیچی زده باشد که روزی شاید به آن دیگر نپردازد.
توجه به پُستهای این کاربرِ اینستاگرام مملو از فیلم هایی از ادرار کردن در قلل و مناطق کوهستانی ایران و البته بیشتر البرز، مانند صحنه هایی از ادرار در خُلنو (مرتفعترین کوه استان تهران)، رودخانههای شمال، تنگه دلیر (استان مازندران)، کمان کوه (بین استان مازندارن و تهران)، دریاچه بَره سر ویستان در رودبارِ گیلان، دریاچه سد طالقان و دهها مکان دیگر است.
نوشتن این یادداشت از سمت نویسنده که نه جامعه شناس است و نه متخصص امور فرهنگی، به این دلیل بوده که گاهی به کوهستان میرود و هر روز شاهد وقایعی مرتبط با کوهستان در پلتفرم اینستاگرام به عنوان یک کاربر است.
قضایایی که خیلی میتوان به آن پرداخت و جای بحث زیادی دارد که نه در این مجال میگنجد و نه نگارنده تخصص و حوصله آن را دارد.
اما مواجهه با این موضوع که کسی فیلمِ تخلیه ادرار خود را به طور مرتب پُست میکند نگارنده را دچار درنگ کرد. هرچند نگاه نگارنده به قضیه ابتدا خیلی منفی بود اما بعد از کمی تامل و با آرامش مسئله را مورد بررسی قرار داد. یعنی سعی کرد تنها به ناسزا و هم رسانی این قضیه بسنده نکند.
واقعیت این است که هرکسی به فعالیتهای کوهپیمایی میپردازد بدون شک قضای حاجت برایش طبیعی است حال اینکه آیا به شکل بهداشتی و منطبق بر اصول محیط زیست کوهستان این کار را انجام میدهد خود بحث دیگری است. یعنی مسئله رفع حاجت در طبیعت غریب نیست.پس بر این هموطنِ کوهنورد هم ایرادی نیست. آنچه جای تامل و تعجب دارد فیلم برداری از خودِ این اتفاق است، آن هم در مناطق بکری که از قضا با توجه به اینکه قلّه کوهها برای بسیاری از کوهنوردان و بومیانی آن، محلی معنوی و مقدس است، امری برخورنده و توهین آمیز است. نوعی بیاحترامی و البته شاید و احتمالاً عمدی. طبیعتاً این هموطن که به دلیلی که احتمال زیاد برای خودنمایی است آن را انجام میدهد هرچند حتی برای همین خودنمایی هم میتوانست در محیطی غیر از خود قلّه کوه این کار را انجام دهد. بسیاری از کوهنوردان برای رفع حاجت خود در کوهستان، حداقل به احترام به قلّه و دیگران، از انجام این عمل در آن مکان خودداری میکنند در مورد محدودیت هایی فضایی این نقطه هم صحبت نمیکنیم چون اگر واقعاً حتی تعداد کمی کوهنورد این کار را در قلل کوهها انجام دهند، عملاً بعد از مدتی نزدیک شدن به قلّهها به دلیل تجمع فضولات و بوی بد، کاری محال میشود. اما قُبح اصلی و احتمالاً تعمدی که ریشهای شاید خودخواهانه دارد و به نوعی بدطینتی او را به رخ میکشد ادرار در محیطِ دریاچههای کوچکی چون ویستان بَره سرِ رودبار و بدتر از آن ادرار در جایی مثل دریاچه سد طالقان به عنوانِ منبع آبی موردِ استفاده جهت شرب و کشاورزی و.. است.
شرایط ظاهری و موجود در مورد این فرد نشان از کوهنورد بودن وی دارد. اما نمیتوان او را نماینده جامعه کوهنوردی دانست و آنچه وی آن نمایندگی میکند ناهنجاری هایی است که در دل شهرهای ما هم دیده میشود.
نمونه عینی آن دهها تصویری بود که در تعظیلات اخیر از گیلان و مازندرانِ «هندی» شده منتشر شد. برای بعضی وضعیت به گونهای بود که هرجا خواستند به هر شکلی رفع حاجت کردند!
این ناهنجاری در تلفیق با حس غالب فعلی در جامعه ایرانی که نگارنده آن را تبِ دیده شدن مینامد ترکیبهای گاهی خطرناک را نمایش میگذارد. مثلاً پیچی در اینستاگرام اختصاصاً از شکار پرنده زاغی فیلم میگذارد با این عنوان که تلاش برای کشتن آفات طبیعی دارد و بسیاری از مخاطبان با آن آشنا هستند و دهها مورد شناخته شده که همه میشناسیم. داستان دیده شدن تنها در فضای مجازی نمیماند. کم نیست در جمع هایی که در مورد رفتارهای عجیب و غریب یک فامیل خود، پزشک معروف شهر خود، فلان مهندس، آن یکی نویسنده، سخن میگوییم. میخندیم و حتی ناسازا میگوییم،
کارهایی که برای ما مثلاً در مورد پزشک نام آوری که عکس هایی عجیبی از خود منتشر میکند نشانهای از خِرِفت شدن است، یا از دست دادن عقل. به هرروی؛ میگوییم مَردک خُل بوده نمیدانستیم! یک کاربر از مسیری که هزاران بار رفته، برای هزارمین بار عکس تکراری از خودش را پست میکند، به واقع برای هزارمین بار.
یکی از تصویر غذا خوردنش به شکل کلوز آپ با کمترین جزئیات از دندان و حِلقش. هرچند همین رفتار و حرکات ماهیت طنز این روزهای خیلی از ماها محسوب میشود. اما شاید ما از دیدن یک بُعد این قضایایی عجیب و به اصطلاح ناهنجار، شاید تمامی این اتفاقات برای فرصتی است که با کمترین هزینه به ما داده شده، فرصت دیده شدن.
بنابراین آن فامیل، دوست، دکتر یا مهندسی که بعد سالها، خود را بدون هیچ گونه نقابی و در قالب جدیدی به ما مینمایاند شاید در حال نمایش خودِ واقعیِ خویش است. پس شاید این شبکههای اجتماعی هستند که برای بسیاری از ما فرصت ارائه از خود را فراهم کردهاند. حال چه آن خودی که دوست داریم نمایانده شود، که به آن نمیپردازیم و در مورد آن زیاد گفته شده است، یک جورایی خودنمایی و برای دیگران زندگی کردن است، چه آن خودی که تا حالا، در جمع کوچک دوستانه، فامیل، اجتماع محلی، نتوانسته خود را به هر شکلی و به هر تمایل استعدادی به نمایش بگذارد.
نمایش استعدادِ نهفته یا آشکار از جمله دلایل تلاش برای دیده شدن است. این موضوع بویژه در شماری از متولدان دهه شصت و هفتاد، که فرصت زیادی برای دیده شدن نداشته، بیشتر به چشم میخورد.
این روزها،برخی از ما میخواهیم دیده شویم، چه خوب به بد. این حالِ قاطبه مردم ماست که نمیتوان فقط به دیگری انتساب داد و آن را انکار کرد.
من، تو، ما، دوست داریم دیده شویم؛ یکی با خوردن، یکی با کشیدن، یکی با سفر، رقص، و یکی با ادرار.
دیده میشویم، دیده شوم، پس هستم. ادرار میکنم پس هستم... این داستان این روزهای ماست. داستان دیده شدن به هر قیمتی، چه خوب و چه بد.

