کلانشهر: مهدی لطفی چهارده- مدت هاست که کمتر مینویسم مگر اینکه چه بشود و حالا آن بشودی که عرض کردم اتفاق افتاده است.گیلانیان پس از تماشای دورهای از ژستهای مدیریتی و تلاش هایی که باید نتایجش منصفانه و کارشناسانه در حوزههای مختلف بررسی گردد تا معلوم شود که تا چه اندازه مفید فایده برای استانمان بوده است با انتصاب هادی حق شناس بعنوان پنجاه و چهارمین استاندار گیلان، امیدوارِ آغازِ عصری جدید با چشیدن طعم مدیریتی هستند. میتوان این رویداد را به معنای برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت، کنترل و انجام عملیات مختلف توسط نماینده عالی دولت و عالیترین نهاد مدیریت اجرایی استان دانست.
مدیریتی که میتواند شامل مدیریت سرمایههای انسانی، مالی، فنی و عملیاتی با هدف نهایی بهبود عملکرد و ارتقاء عملیات درونی سازمان دولت در گیلان برای رسیدن به اهداف و تحقق چشم انداز تعیین شده با رویکرد کلی تامین آسایش و رفاه برای مردم استانمان با انجام و ارائه کلیه کارویژههای دولت مستقر باشد.
از یاد نبریم، شیوه مدیریت مبتنی بر گفتار درمانی، عکس و ژست گرفتن، نطق کردن و از باید بشودها سخن راندن مدتهاست که دیگر کهنه شده است و بعبارتی آنچه جواب نمیدهد، «نمایش» کارآمدیست، در عین اینکه گیلان مدتهاست، نیازمند کارآمدی واقعی است.
دردهای گیلان هم کم نیست، اما آنچه گیلانیان میخواهند مدیرانی هستند که بر اساس سلسله اقدامات پلکان فهم و حل مسئله در رشته سیاستگذاری عمومی تنها در مرحله بیان مسئله نمانند که این از آحاد مردم با هر سطحی از سواد نیز چون مستقیم با آن مسئله دست به گریباناند، ساخته است! بلکه مدیرانی خلاق و توانمند میخواهد که سناریوها و راه کارهایی برای حل مسئله در چنته داشته باشند ولو اینکه نتوانند به دلیل پر شماری مسائل به یکباره تمامی آنها را حل نمایند، که اگر حتی شماری از مسائل اولویت دار گیلانمان به واقع حل و توسط عموم به عینه لمس و باور شود، گیلان را مردم قهرمانی است که حق شناس و قدردان خدمت و خدمتگزاران واقعی خواهند بود.
هادی حق شناس استاندار گیلان در آئین معارفهاش در 14 مهرماه 1403 خورشیدی با یادآوری به خود و خطاب به گیلانیان به مهر گفت: " این فرصت (استانداری گیلان) را، فرصتی تاریخی برای خودم میدانم..." طبیعتا از این جهت که فرصتی است برای خدمت به زادگاهش وگرنه مردم گلستان نیز چنانچه وزیر کشور هم بدان اشاره نمود به جد بدنبال بهره گیری مجدد از حضورش در قامت استانداری آن استان بودند.
طبیعتا ایشان بهتر از نگارنده میداند که رهیافت توسعه در گیلان برای تاریخ سازیای که خوشایند ایشان و ما گیلانیان است به نتیجه نخواهد رسید مگر با رفع عیوب مدیریتی گذشته و برنامه ریزی برای آینده، بعبارتی استمرار شیوه حکمرانی فاقد آینده نگری در گیلان، نتیجهای جز عدم دستاورد و ره پیمایی در مسیر بن بستِ توسعه نیافتگی نخواهد داشت.
آنچه که حال ناخوشایند گیلان و وضع عقب مانده از توسعهاش را در قیاس با شماری از استانهای ایران به بهانههای همواره ذکر شده محدودیت یا فقدان منابع دولتی توسط عموم مدیران که مبتلابه همه استانها بود و هست! سبب شده است، نخست فقدان افق و چشم انداز آینده بود که خوشبختانه استاندار جدید گیلان دارد و دیگر کم شماری مدیران کارآمدی که بتوانند در رقابت با همترازان خود در سایر استانها گوی سبقت را بربایند، که اگر گیلان شمار بیشتری از چنین مدیرانی داشت، حداقل در حوزه هایی که استاندارِ اقتصاد خوانده گیلان در معارفهاش روی آنها انگشت گذاشت، میبایست حال و روز بهتری میداشتیم.
به نظرم استاندار، حق شناس زمانی در میان استانداران گیلان متمایز و سرآمد خواهد شد که جلوتر از زمانه مسئولیت داری خود باشد و بتواند مردم و بویژه نخبگان فکری و ابزاری جامعه متکثر گیلان را به وحدت فکری و استسقاء خواستن دستیابی به توسعه، آنهم با تکیه بر توانایی اقناعی که دارد، برساند و گیلان را در مسیر توسعه قرار دهد و رهبری کند.
معتقدم او در حوزه اندیشه ورزی، تبیین و توسعه اندیشه توسعه خواه و تبلیغ و مشتری پسند نمودن ضرورت گام نهادن گیلان در مسیر توسعه کار بیشتری برای انجام دادن خواهد داشت تا سر و کله زدن با سنگ و ساروچ و امور عمرانی که آن نیز در جای خویش نیکوست.
اینگونه او خواهد توانست در فرصت تاریخیای که بدان اشاره کرد تاریخ سازی نماید تا گیلانیان در آینده همانگونه که وی با فروتنی و با احترام در آئین معارفهاش از مرحوم روح الله قهرمانی چابک، استاندار محبوبی که نماد خدمت در میان گیلانیان شد، یاد کرد، از هادی حق شناس نیز به نیکی و قدرشناسی یاد کنند.

