اختصاصی کلانشهر:نیما فریدمجتهدی-دکتری جغرافیا- گاهی کارهایی در کشور صورت میگیرد که وقتی از توان و درک منطقی خارج میشود یکی از اولین پاسخهای غیرمنطقی که در موردِ آن به ذهن آدم میرسد، شوخی بودن آن است.
طبیعتاً باید جوابی برای این بیمنطقی بیابید، ارجاع آن به شوخی بودن شاید منطقی در دلِ بیمنطقی آن است. استدلال مسخرهای است، بله. ولی باور کنید گاهی باید سر به شوخی و سرخوشی زد تا بعضی چیزها را هضم کرد. یکی از آن موارد عدم توجه به ظرفیتهای محیطی در ایران و بهره برداری نابخردانه آن است. یکی از این موضوعاتی که انگار سر حل شدن ندارد مسئله آب است و یکی از این مواردی که گاهی خبرهایش کاری میکند که آدم فکر کند شوخی همین آب. شاید مثل شوخیهای آبکی، آبکی باشد!!! موضوع دشتهای بحرانی و ممنوعه ایران دیرزمانی است که فضای رسانهای ایران را به خود جلب کرده. در اینجا هم هدف این نیست که به واکاوییِ چرایی و چگونگی این مسئله بپردازیم. ولی وقتی مخاطبی مثل نگارنده، که اتفاقاً مخاطبی عادی است یعنی اینکه مسئولیتی در این زمینه ندارد و مایملکی هم در مناطق ممنوعه و طبیعتاً خیلی عادی فکر میکند که همه چیز باید به شکل مشخص و اصولی در جریان باشد و در دشتهای ممنوعه نه تنها مقررات مرتبط با این دشتها موردِ توجه قرار گیرد، نباید با مواردی غیر از آن برخورد کند.
انتظار نگارنده این است که مثلا در دشتهای ممنوعه، اگر هم به دلایل سیاسی-اجتماعی برخوردی با مصارف غیرقانونی صورت نمیگیرد، حداقل مصارف جدیدی تعریف نشود. حالا اقدامات ترمیم کننده مختلف آبخیزداری وآب خوان داری و دیگر، در حال احیا یا حداقل جلوگیری از نابودی سفرههای آب زیرزمینی این مناطق و جلوگیری از برخی از تبعات این مانند فرونشست، بماند.
بنا به اطلاعات مدیرکل دفتر کنترل سیلاب سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری، تاکنون ۷۲۱۷ مورد سیل در کشور ثبت شده و طی سالهای اخیر تعداد دشتهای ممنوعه و بحرانی در کشور به ۴۱۰ دشت رسیده است. طی سالهای اخیر افزایش تعداد دشتهای ممنوعه و بحرانی به ۴۱۰ دشت (۶۰۹ دشت کل کشور) و بیلان منفی و کسری بیش از ۱۴۰ میلیارد مترمکعب در آبخوانها با نرخ فرونشست ۱۲ تا ۳۰ سانتی متری سطح آبخوانهای کشور وضعیت نگران کنندهای را به وجود آورده است (فارس-1402). حال چرا، این بحثها پیش کشیده شد، مسئله این یادداشت دشت پُربرکت قزوین است. دشتی که درست است در حوضه آبریز سفیدرود قرار نگرفته و بالطبع نباید نگارنده ی گیلانی این یادداشت به آن توجه کند، اما این توجه از سر دل سوزی برای یکی از باقدمتترین و زرخیزترین مناطق کشاورزی ایران است.
قزوینِ زرخیز
یکی از دشتهای مهم و معروف بحرانی ایران دشت قزوین است. که هم با توجه به سوابق تمدنی و سایتهای باستانی آن و همچنین شواهد بصری و اطلاعات موجود از مراکز مهم استحصال مناطق کشاورزی در ایران است.
دشت قزوین به عنوانِ یکی از مرغوبترین دشتهای کشور با داشتن تنها یک درصد از وسعت کشور، بیش از ۴ درصد محصولات موردِ نیاز کشور را تأمین میکند.
استقرار ۱۰ درصد صنایع کشور در این دشت، استقرار صنایع فولادی و آب بَر و همچنین کشاورزی غیر اصولی به همراه استفاده بیرویه از آبهای زیرزمینی زمینه کاهش آبخوانها را در این دشت فراهم کرده است.
این در حالی است که حسین اینانلو کارشناس حوزه محیط زیست با بیان اینکه سطح ایستایی آب خوانهای زیرزمینی در دشت قزوین ۳۲ متر از سطح زمین پایینتر بوده است، گفت: در ۲۰ سال گذشته، روند کاهشی بوده و امروز به ۴۷ متر رسیده است.
وی افزود: اگر پایین رفتن سطح آب خوانها در این دشت ادامه پیدا کند به زودی به انتهای آبخوان رسیده و آب نیز در این دشت تمام میشود (مهر).
خوب همین چند سطر برای خواننده طبیعتاً اهمیت دشت قزوین را هم از لحاظ تامین مایحتاج مردم ایران و هم توجه به شرایط بحرانی آن روشن میکند.
اگر شما مسافر بین راهی در مسیرهای مهمی مثل رشت-قزوین یا زنجان-قزوین باشید که از جمله کانالهای ارتباطی مهم ارتباط غرب-شرق و جنوب-شمال است حتماً از جوار شهر قزوین از میانه دشتِ قزوین رد شدهاید و یا میشوید.
اگر بخواهیم آدرس دقیق تری به شما بدهیم، از حوالی مجتمع خدماتی-رفاهی بافه، حداقل در ظرف 5 سال اخیر، مزارع دیم این منطقه که دیرزمانی در این محدوده وجود داشتند در حال تغییر کاربری هستند..jpg)
مزارع دیم دشت قزوین در محدوده جاده رشت-قزوین، حوالی مجتمع خدماتی-رفاهی بافه، طی 5 سال اخیر، در حال تغییر کاربری هستند. لابد میپرسید چه کاربری؟ مسکونی، صنایع، خدماتی. چراهای زیادی در این ارتباط وجود دارد اما از جمله نکات متاثر کننده، تغییر کاربری این مزارع از کشت دیم به محصولات باغی است
باور نمیکنید. اگر کمی دقت کنید در چند سال اخیر شاهد رشد قارچ گونه تانکرهای چندهزار لیتری آب در میان مزارع دیم کنار جاده و اطراف آن هستیم.
علاوه براین غرص درختان عمدتاً مثمر. این تانکرها عمدتاً بر روی بناهای تازه تاسیس، به ویژه تک اتاقک و منابع آبی که اکثراً بر سر این سازهها، قرار گرفته است.
شخصا به دلیلِ رفت وآمد زیاد از این محدوده شاهد گسترش و رشد روزافزون منابع آب تا کیلومترها دوردست در این منطقه از دشت قزوین بودهام.
حداقل در 5 سال اخیر، بررسی شرایط منابع آب در این منطقه از دشت قزوین بیانگر آن است که هیچ رودخانه دائمی در محدوده جاری نیست.
بنابراین طبیعتاً باید آب این منابع از جایی تامین شود. آن جا کجاست؟ منابع آب زیرزمینی!
طبیعتاً برای این مسئله کارشناسانی هستند که بتوانند پاسخگو باشند. اما به طور کلی وضعیت فعلی منابع آب زیرزمینی توانی برای تامین نیازهای تازه ندارد. تنها رودخانه دائمی در نزدیکی این منطقه، البته نزدیکی که چه عرض شود، در حوالی این منطقه رودخانه شاهرود است که مسیری حدوداً 45 کیلومتری و کوهستانی بالغ بر یک ساعت و نیم را دربرمی گیرد.
آیا رودخانه شاهرود، توان تامین حجم عظیم ظرفیت تانکرها را در چنین سطح وسیعی دارد؟ البته این هم پاسخ کارشناسان همان حوزه را میطلبد. فرض را بر این میگذاریم که این امکان هست و مجوزهای آن داده شده وگرنه تعبیه ی هزاران تانکر آب در مزارع دیم و تغییر آنها به با غهای میوه، آن هم در این سطح و حجم بدون شک از چشمها به دور نمیماند و طبیعتاً مجوزهای لازم هم اخذ شده است. اما سوالی بیجواب میماند؟ چرا در این دشتِ خشک و متاثر که اتفاقاً شرایط آّب وهواییاش هم دگرگون شده و به شدت در مضیقه است، چنین طرح جایگزینی پیشنهاد شده است؟
ما مردم سختکوشی هستیم در تاراج خودمان. حوالی شهر و دیارمان، جنگی در جریان است، رقابتی سخت،بین همه ما، رقابت در بیوطنی. حتی شوخی بودن این اتفاقات، به شدت آبکی است. شوخیهای آبکی در زمانهای که آب نایاب است، شاید مُسکنی باشد بر لبان تشنه مان.

.jpg)