اختصاصی کلانشهر: طی روزهای اخیر شماری از کاربران اینستاگرام به تماشای صفحهای نشستند که در بیوی آن نوشته بود «نازی و حسین زوج دهه نودی». این صفحه از زبان دختری که خود را عروس ۱۱ساله معرفی میکرد مشغول تولید محتوا بود.
این دختر با انتشار فیلمی از مراسم خواستگاری خود با تاکید بر ۱۱ساله بودنش موفق به جلب نظر هزاران نفر شد و پس از آن ویدئوها و ریلزهای منتشر شده او و همسرش که خود را «تُرک» معرفی میکردند بازدید میلیونی گرفت.
این دختر مدعی بود که طبق رسومات منطقهای، ازدواج دختران در سن پایین مسالهای عادی است و موضوعی عجیب به حساب نمیآید.
عدهای با سرزنش پسر و خانواده دو طرف، این ازدواج را ترویج «کودک همسری» میدانستند و برخی هم تماشاگر مشتاق ماجرا بودند و با تماشا و ارسال فیلمها به اطرافیانشان نه تنها باعث شهرت هر چه بیشتر آنها در اینستاگرام شدند، که با ارسال ویدئوهایشان در پیام رسانهای دیگر، پای آنها را به تمام شبکههای اجتماعی باز کردند.در نتیجه، این صفحه اینستاگرامی که با کمتر از هزار دنبال کننده، کار خود را شروع کرده بود در زمانی اندک موفق به جذب بیش از ۳۰۰هزار «فالوور» شد. دنبال کننده هایی که مشخص نبود موافق کار این زوج بودند و یا صرفا از روی کنجکاوی، محتواهای هدفمند تولید شده که روشن بود نمیتواند متعلق به کودکی ۱۱ساله باشد، را دنبال میکردند. این کنجکاوی باعث شد که تعدادی از ویدئوهای «حسین و نازی» بازدیدی بیش از ۵میلیونی داشته باشد.
بواسطه نقدهای برخی رسانهها پیرامون کودک همسری و تاثیرات منفی احتمالی این موضوع روی تعدادی از کودکانی که خواسته و ناخواسته این قبیل ویدئوها را مشاهده میکنند، پلیس فتا امروز اعلام کرد که صفحه اینستاگرامی این زوج را مسدود کرده است. 
در همین ارتباط اعلام شد «نازی» دختری که خود را ۱۱ساله معرفی کرده بود حدودا ۱۸ ساله است.
چرا مرم فریب خوردند؟
نیت «نازی و حسین»ها با ایجاد این قبیل صفحات و محتواها روشن است: جلب نظر مخاطب و دیده شدن به هر قیمت و سپس جذب آگهی و برآورده شدن رویای پولدار شدن.
این پدیده تنها یک «شوخی اینترنتی» نبود؛ بلکه بازتابی از عطش کاربران برای محتوای جنجالی و عجیب است. پرسش اصلی اینجاست که چرا بیش از ۳۰۰ هزار نفر چنین صفحهای را دنبال کردند؟
بخشی از پاسخ را میتوان در میل مخاطب به کنجکاوی و هیجان جست وجو کرد.
بخشی دیگر هم به جذابیت موضوعات «زرد» و حاشیهای در شبکههای اجتماعی برمی گردد و البته نمیتوان از ابعاد آسیب شناسانه آن، از جمله تحریک تمایلات «پدوفیلی» یا عادی سازی کودک همسری، چشم پوشید.
وقتی محتوای جعلی، بحران میسازد
ماجرای «نازی و حسین» نشان داد که چگونه یک محتوای جعلی میتواند در کوتاهترین زمان به یک بحران رسانهای تبدیل شود. این تجربه هشداری است برای خانوادهها، نهادهای آموزشی و حتی سیاست گذاران رسانهای که نسبت به اثرگذاری این دست محتواها بر نوجوانان و کودکان حساستر باشند.
عبور از محتوای زرد
صفحه «نازی و حسین» مسدود شد، اما پرسش بزرگتر همچنان باقی است: تا چه اندازه جامعه آماده تشخیص واقعیت از فریب در فضای مجازی است؟ شاید راهکار اصلی، افزایش سواد رسانهای و مسئولیت پذیری کاربران باشد؛کاش آشکار شدن این حُقه باعث شود اگر فردا، صفحهای با محتوای مشابه مقابل چشمانِ اینستاگردان قرار گرفت، بدون باز کردن عکس و ویدئوها و ارسال آن برای اطرافیان، از کنارش عبور کنند.

