اختصاصی کلانشهر:فاطمه صابری- معوقات در زیرمجموعه بهداشت و درمان موضوع تازهای نیست و احتمالا این وزارتخانه از معدود ارگانهای دولتی با حجم بالای بدهی به پرسنل رسمی خود است. علوم پزشکی گیلان شاید ضعیفترین نمونه در کشور نباشد، اما یکی از بدهکارترین ارگانها نسبت به پرسنلش است.
پزشکان عمومی و پرستاران شاغل در بیمارستانهای دولتی،به طور کلی و با توجه به سابقه کاری شان بین ۱۴ تا ۱۷ میلیون تومان در ماه حقوق ثابت دریافت میکنند. طبق قانون، برای جبران بخشی از کمبودها و فشار کاری روی این قشر، مبلغی هم تحت عنوان «کارانه» برایشان در نظر گرفته میشود که در اکثر مراکز رقمی بین ۸ تا ۱۵ میلیون تومان است؛ یعنی تقریبا مساوی با اصل حقوق. مشکل اما از همینجا آغاز میشود. چون «کارانه» هرگز به موقع به حساب پرستاران و پزشکان بیمارستانهای دولتی واریز نمیشود.
شاهد این ادعا وضعیت پرداخت بسیار نامناسب کارانه پزشکان عمومی و پرستاران در گیلان است:کارانه پزشکان شاغل در بیمارستانهای دولتی گیلان حدود یک سال معوقه دارد و پرستاران این مراکز هم،کارانه ی تا مرداد ۱۴۰۳ خود را دریافت کردهاند.
فارغ از کارانه، علوم پزشکی گیلان حق الزحمه اضافه کار اجباری پرستاران را هم از آبان ماه به صورت کامل پرداخت نکرده است. اضافه کاریای که با توجه به کمبود شدید نیرو، گاهی به ۱۵۰ ساعت در ماه هم میرسد.
یکی از پرستاران شاغل در شرق گیلان با تایید وضعیت نامناسب پرداختیها به کلانشهر میگوید: من و همسرم هردو پرستار هستیم اما با توجه به اضافه کاری اجباری، فرصت کافی برای زندگی کردن کنار همدیگر را نداریم! علاوه بر آن، من و همسرم مجموعا ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان از علوم پزشکی گیلان طلب داریم که مشخص نیست چه زمانی تسویه میشود.
پرستار دیگری هم که در بیمارستان پورسینای رشت مشغول کار است به کلانشهر گفت: اواسط اسفندماه، حدود ۱۰ میلیون تومان از کارانه مردادماه برایم واریز شد اما دور از واقعیت نیست اگر بگوییم ارزش این پول از مرداد تا اسفند نصف شده است.
این پرستار ادامه داد: آزاردهندهترین موضوع این است که پرداخت کارانه هیچ نظمی ندارد و معمولا وعدههای ریاست علوم پزشکی برای پرداخت به موقع کارانهها محقق نمیشود. حتی امکان دارد ماهها هیچ کارانهای پرداخت نشود.
از حقوق ۱۲میلیونی پرستاران در ایران تا درآمد ۶ هزار دلاری در آمریکا
یکی از پرستاران شاغل در غرب گیلان که در حال آماده شدن برای مهاجرت به آمریکا است هم به کلانشهر گفت: سطح درآمد پرستاری و پزشکی در ایران با هیچ جای دنیا قابل مقایسه نیست. مردم درآمد بالای گروه اندکی از پزشکان متخصص و فوق تخصص در کشور را میبینند و تصور میکنند کل کادردرمان ماهانه چند ده میلیون درآمد دارند. در حالی که ابدا اینگونه نیست.
این پرستار با ذکر مثالی توضیح میدهد: مثلا یک پرستار مجرد در ایران با ۱۸۰ ساعت کار،۱۲میلیون و ۹۰۰هزار تومان و با حق عائله مندی این رقم به ۱۴ میلیون تومان میرسد. وضعیت اقتصادی کشور و تورم افسارگسیخته هم که قابل کتمان نیست. اما مثلا یک پرستار در انگلستان با ۱۶۰ ساعت کار ۳۵۰۰ دلار (با ارزش فعلی پول ایران بیش از ۳۰۰میلیون تومان در ماه) و در آمریکا بین ۵ تا ۶ هزار دلار حقوق میگیرد که بیش از ۵۰۰ میلیون تومان در ماه است.
این پرستار با اشاره به مهاجرت شمار زیادی از پرستاران ایران طی سالهای اخیر به کشورهای حاشیه خلیج فارس ادامه داد:مثلا همکاران ما که به کشور کوچک عمان هم مهاجرت کردهاند در طول ماه دست کم ۵۵۰ ریال عمان که حدودا معادل ۱۳۰ میلیون تومان ایران است، درآمد دارند.
او توضیح داد:قطعا هزینههای زندگی در کشورهای خارجی هم متفاوت است اما چیزی که بدون واسطه از همکاران مهاجرت کرده میشنویم این است که وضعیت اقتصادی در آن کشورها ثبات بالایی دارد و همچنین فشار روانی و جسمی معقولی را احساس میکنند و هرگز مجبور به انجام مواردی مانند اضافه کار اجباری نیستند.
آیا واقعا پرستاران و پزشکان «آدم بده» ماجرا هستند؟
پرستار دیگری هم که در بخش اورژانس یکی از بیمارستانهای رشت مشغول فعالیت است به کلانشهر میگوید: متاسفانه مردم تصوری از فشار کاری و ذهنی ناشی از کمبود نیروی پرستاری ندارند. علاوه بر آن کمبود امکانات هم به مشکلات ما اضافه میشود.
او توضیح میدهد: بیماران و همراهان مریض هم طبیعتا نگرانند و در شرایط روحی خاصی هستند اما ما تمام تلاش مان را میکنیم و مقصر کاهش کیفیت خدمات درمانی و معطل شدن آنها در بیمارستان نیستیم.
او خطاب به مردم میگوید:باور کنید ما «آدم بده» نیستیم و با توجه به امکانات و شرایط خاص نهایت تلاشمان را برای خدمات مناسب انجام میدهیم اما وزارت بهداشت و درمان،علوم پزشکی و مسئولین بیمارستان باید پاسخگوی وضعیت نامناسب باشند.
قسم پزشکی خوردیم، اما قسم نخوردیم مجانی کار کنیم
پزشک عمومی شاغل در اورژانس یکی از بیمارستانهای استان هم با اشاره به وضعیت نامطلوب شغلیاش به کلانشهر میگوید: ما قسم پزشکی خوردیم و حتی وقتی در یک شیفت ۱۵۰ بیمار را ویزیت میکنیم تمام تلاش مان این است که با توجه به دانش و امکانات، مشکل بیماران را حل کنیم؛اما تامین نیازهای مالی دلیل مهم تمام افرادی است که در طی شبانه روز مشغول کار هستند. اما آیا با ۱۴ میلیون تومان حقوق ثابت میتوان زندگی کرد؟ او ادامه داد: بیمارستان هم نسبت به ما تعهداتی دارد. درست است که ما سوگند پزشکی خوردیم اما قسم نخوردیم مجانی کار کنیم.
چرا تهران میتواند و گیلان نه؟
مقایسه علوم پزشکی گیلان با بقیه استانها در زمینه پرداخت معوقات بیانگر این است که علوم پزشکی گیلان ضعیفترین نیست اما شرایط نامطلوبی در پرداختها دارد.
دکتر محمدتقی آشوبی رئیس دانشگاه علوم پزشکی گیلان بارها نسبت به عدم پرداخت مطالبات علوم پزشکی گیلان توسط شرکتهای بیمه انتقاد کرده و تسویه بدهی با پرسنل را مشروط به همکاری بیمههای تامین اجتماعی و خدمات درمانی میداند.
اما سوال اینجاست که چگونه در برخی استانها مانند تهران، معوقات اکثر پرسنل یا پرداخت شده و یا حدود ۳ ماه تاخیر دارد اما پرستاران شاغل در بیمارستانهای دولتی گیلان به طور میانگین ۸ تا ۱۲ ماه باید برای دریافتِ طلبشان منتظر بمانند؟
آیا علوم پزشکی در این استانها از منبع دیگری مطالبات پرسنل خود را پرداخت میکند یا شرکتهای بیمه گر خوش قولتر هستند؟
هردلیلی که دارد، سوال این است که چرا علوم پزشکی گیلان در انجام این مهم ناتوان است؟ تاخیر بالا و در عین حال واکنش نشان ندادن علوم پزشکی گیلان به انتقادات گسترده، این گمانه زنی را در ذهن پرسنلِ منتقد، تقویت میکند که مدیریت ارشد علوم پزشکی، اداره پرستاری و معاونت توسعه و مدیریت اهمیتی به «پرداخت مطالبات» و نه «زیاده خواهی» پرسنلی که برای دقیقه به دقیقه آن وجوه زحمت کشیدهاند، نمیدهند.
سوال پرستاران شاغل در مراکز دولتی گیلان این است: آیا حجم بالای مهاجرت، تغییر شغل و نارضایتی عمیق پرستاران نسبت به شرایط کاری شان برای مدیران اجرایی کشور و استان واقعا قابل مشاهده نیست؟ اگر هست، چرا تلاشی برای جلب رضایت حداقلی پرسنل تحت قراردادشان انجام نمیدهند؟

.jpg)