کلانشهر: محمدرضا ابراهیمی دبیر جبهه اصلاحات استان گیلان طی یادداشتی نوشت: استان گیلان با پیشینه فرهنگی و اقتصادی غنی، امروز در میانه بحرانی مدیریتی قرار دارد: نسلی از جوانان تحصیل کرده و پرانرژی دهه هفتادی که تواناییهایشان در سایه سیاستهای ناکارآمد و انتصابات غیرشفاف نادیده گرفته میشود. این نسل، که با چالشهای بیسابقه اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم کردهاند در حالی از نقش آفرینی در تصمیمات کلان محرومند که استاندار محترم بارها بر لزوم جبران غفلت از جوانان چه قبل و چه بعد از انتصاب خود تأکید کرده است. اما چرا عملیاتی شدن این شعارها همچنان در هالهای از ابهام است؟
۱- اقتصاد ورشکسته، جوانان فراری
نرخ بیکاری جوانان در گیلان از میانگین کشوری فراتر رفته است. بسیاری از دهه هفتادیها یا به شهرهای بزرگ مهاجرت میکنند یا در مشاغل کاذب و فصلی گرفتار میشوند. طرحهای اشتغالزایی مانند ایجاد پارکهای فناوری در حوزه کشاورزی و گردشگری، هنوز در حد وعدههای تبلیغاتی باقی ماندهاند. در حالی که وزارت ورزش و جوانان، ضعف مهارتهای شغلی و سلامت روانی جوانان را از چالشهای اصلی این قشر میداند، برنامههای عملیاتی برای جذب آنها در بخشهای مولد استان مغفول مانده است.
۲- دیجیتال و شکاف نسلی: فرصتی که به تهدید تبدیل شد
جوانان دهه هفتادی، نسل دیجیتالی هستند که زبان رسانههای نوین را به خوبی میفهمند. اما به جای بهره گیری از خلاقیت آنها در طراحی راهبردهای فرهنگی و رسانهای، نهادهای سنتی همچنان بر روشهای منسوخِ دهههای گذشته تکیه میکنند. و اعتماد این نسل را به ساختارهای مدیریتی کاهش میدهد.
۳- انتصابات غیرشفاف: پارتی بازی به جای شایسته سالاری
نمونههای متعددی از انتصابهای غیرشفاف و بعضا خانوادگی در استان گزارش شده است. در حالی که جوانان دهه هفتادی حتی در سطوح مدیریت میانی جایگاهی ندارند، انتصاب افراد وابسته به مسئولان و نمایندگان سابق یا نزدیکان حلقههای قدرت، بیاعتمادی را تشدید خواهد کرد.
۴- نمایشی به نام «حمایت از جوانان»
تجلیل از جوانان در جشنوارهها، بدون ایجاد سازوکارهای ساختاری برای حضور آنها در پستهای اجرایی، صرفاً نمادین است. این رویکرد نه تنها مشکلات ساختاری را حل نمیکند، بلکه نسلی را که مشتاق اثبات تواناییهای خود است، تحقیر میکند. در مقابل، استان هایی مانند کرمان با انتصاب مشاوران نسل Z در استانداری، گام هایی هرچند کوچک برای مشارکت جوانان برداشتهاند.
سخن پایانی
گیلان در آستانه یک انتخاب تاریخی است: یا با اعتماد به جوانان دهه هفتادی، مسیر توسعه را هموار میکند، یا در گرداب رکود و بیاعتمادی فرو میرود. این نسل نه نیازی به ترحم دارد و نه تحمل شعارهای تکراری را. وقت آن است که به جای نمایش، میدان را به توانمندان واقعی بسپارند.

