کلانشهر: سیدحسن موسوی چلک، در این باره اظهار کرد: اصولا در معادلات کلان جمعیتی و سیاست گذاریهای عمومی کشور، نگاه به سالمندان غالباً از زاویه «هزینه بر بودن» و «بار جمعیتی» بوده و نه به عنوان فرصت و سرمایهای انسانی. سالمندان دارای تجارب عمیق، شبکههای اجتماعی پایدار، ارزشهای فرهنگی، مهارتهای بین نسلی و ظرفیتهای معنوی غنی هستند که میتوانند نقش کلیدی در ارتقاء انسجام اجتماعی، انتقال دانش، مربی گری غیررسمی، فعالیتهای داوطلبانه و حتی کارآفرینی ایفا کنند، اما این ظرفیتها در اغلب سیاستهای جمعیتی، رفاهی و رسانهای نادیده گرفته شدهاند.
وی ادامه داد: برای مثال، برخلاف کشورهای توسعه یافتهای مثل آلمان، سوئد یا ژاپن که ساختارهای مشارکت سالمندان را در قالب باشگاهها، شوراها و برنامههای میان نسلی فعال کردهاند، در ایران هنوز فضای سازمان یافتهای برای بهره گیری از ظرفیت سالمندان در توسعه پایدار و سرمایه اجتماعی وجود ندارد. فراموش شدن سالمندان به عنوان سرمایه اجتماعی، صرفاً به معنای غفلت از یک گروه سنی نیست، بلکه به معنای از دست دادن یکی از بازوهای کلیدی پیشرفت فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی کشور است.
موسوی چلک با اشاره به «بحران سالمندی»، تصریح کرد: در اصل، سالمندی بحران نیست؛ یک واقعیت اجتناب ناپذیر و محصول موفقیتهای نظام سلامت است. اما وقتی جامعهای بدون آمادگی فرهنگی، اجتماعی و رفاهی به استقبال سالمندی میرود، آن گاه با بحران مواجه میشود و ایران دقیقاً در آستانه چنین مرحلهای قرار دارد.
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با تاکید بر لزوم «سلامت اجتماعی»، افزود: سلامت اجتماعی سالمندان به توانایی برقراری ارتباط، مشارکت اجتماعی، احساس تعلق و دریافت حمایت اجتماعی مربوط است. اینها پایههای کیفیت زندگیاند. مطالعات متعدد نشان دادهاند که کاهش سلامت اجتماعی، خطر زوال عقل، افسردگی، سقوط و حتی مرگ زودرس را به شدت افزایش میدهد.
۱۲ تا ۱۵ درصد سالمندان ایرانی تنهایی زندگی میکنند
وی در پاسخ به این سوال که وضعیت سلامت اجتماعی سالمندان در ایران چگونه است؟، خاطرنشان کرد: براساس آخرین دادهها، بین ۱۲ تا ۱۵ درصد سالمندان ایرانی به تنهایی زندگی میکنند، به ویژه زنان بیوه. سطح تنهایی و انزوای اجتماعی در شهرهای بزرگ از ۳۰ تا ۴۷ درصد برآورد شده که نگران کننده است. شکاف نسلی، کاهش دید و بازدید و نبود سازوکارهای حمایت اجتماعی مؤثر از جمله عوامل تشدیدکننده این وضعیت هستند.
از ابعاد اجتماعی، روانی و معنوی سالمندان غفلت شده است
نظام پایش رفاه اجتماعی در ایران ناقص است
موسوی چلک در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه آیا سیاستهای رفاهی فعلی، پاسخگوی این وضعیت هستند؟، اینگونه توضیح داد: بسیاری از سیاستها فقط بر سلامت جسم و درمان تمرکز دارند و از ابعاد اجتماعی، روانی و معنوی سالمندان غفلت شده است. ما هنوز شاخصهای سلامت اجتماعی را در سند ملی سالمندان نهادینه نکردهایم و نظام پایش رفاه اجتماعی در ایران ناقص است. در این میان، کشورهایی مانند ژاپن، سوئد، آلمان، کانادا و آمریکا ساختارهای منسجمی برای باشگاههای سالمندان، مراکز بین نسلی و فضاهای تعامل اجتماعی دارند. به طور مثال در آمریکا، بیش از ۱۱ هزار مرکز فعال روزانه به سالمندان خدمات آموزشی، بهداشتی، تفریحی و کارآفرینی ارائه میکنند. این مراکز علاوه بر کاهش انزوای اجتماعی، خلق و کارکرد شناختی سالمندان را نیز بهبود میبخشند.
وی در ادامه به ارائه راهکارهایی در این زمینه پرداخت و یادآور شد: در ایران باید از ظرفیتهای موجود همچون مدارس خالی، سالنهای فرهنگی شهرداری و حمایت سمنها برای راه اندازی مراکز و پاتوقهای روزانه سالمندان استفاده کنیم. این مراکز باید محور آموزش، سرگرمی، مشارکت اجتماعی و کاهش احساس طرد باشند. همچنین سلامت اجتماعی باید به شاخصهای ملی رفاه افزوده شود. علاوه بر این، آموزش سواد دیجیتال، طراحی اپلیکیشنهای اجتماعی سالمندان، استفاده از رسانههای تصویری برای ارتباط بین نسلی و پیوند سالمندان با خانوادهها از طریق تکنولوژی نیز میتواند نقش مهمی در کاهش انزوا و ارتقاء سلامت روان و اجتماعی آنها داشته باشد.

