اما مگر میشود وقتی شهرت را ببینی که با بارش فقط ۵۰ سانت برف شبیه شهرهای آخرالزمانی شده و مردم در برف گیر کرده، در جادههای منتهی به شهر همچون مردم ترسان از زامبیها درحال فرار هستند چیزی ننویسی؟ میدانم این نوشتن هم هیچ تاثیری بر پوست کلفت اقایان ندارد که اگر داشت استاندار و شهردار و مدیران راه و برق اگر استعفا نمیدادند حداقل میبایست توسط مدیران بالا دستی شان از کار برکنار میشدند.آخر مگر میشود همین برف در کشورهای دیگر نه، در شهرهای دیگر ایران ببارد و مشکل ساز نشود اما در گیلان تبدیل به بحران شود؟ مگر میشود جادههای حوزه استحفاظی قزوین بیمشکل باشند اما ماشینها به محض اینکه به گیلان رسیدند در برف و کوران زمین گیر شوند و خطر مرگ ملت را در سرمای وحشتناک تهدید کند؟ مدیران ارشد گیلان حتی در حد و اندازههای مدیران جزء استانهای دیگر هم نیستند و سوال بزرگ این است که چرا هیچ گاه با آنها برخورد نمیشود؟
۲_ اگر به دنیا بگویی ایرانی که قدرت بلامنازع خاورمیانه و مدعی در جهان است، یکی از کلانشهرهایش تنها با بارش ۵۰ سانت برف شبیه شهرهای آخرالزمانی شده، بسیاری از ساکنینش بیش از ۲۴ ساعت است دچار بیبرقی هستند، راههای اصلی و فرعی بسته هستند و بیماران برای رسیدن به بیمارستان دچار مشکل شدهاند، مسافران در جاده در سوز و سرما گرفتار شدهاند و ۲۴ ساعت طول کشیده که پیاده به شهر برسند، بعضی از روستاها دچار بیبرقی و خاموشی کامل شدهاند، آب شهری در بعضی از مناطق قطع شده قطعا باور نخواهند کرد اما واقعیت همین است. هروقت که خبر از بارش برف میدهند مردم از ترس به فروشگاهها میروند تا مایحتاج یک ماهه شان را تهیه کنند مبادا به خاطر ابتداییترین مسایل زندگی یک انسان دچار مشکل و قحطی شوند. چرا؟ چون مدیران این مملکت و مخصوصا این استان آنقدر بیکفایت هستند که هیچ وقت نتوانستند با مدیریت خوب خاطر مردم را جمع کنند. آن وقت با آن مدیران چه برخوردی میشود؟ هیچ. بعضیها مثل آقای سلطانی فر که استاندار گیلان در برف ۸۳ بود و استان را با بیلیاقتیاش به تعطیلی کشاند، وزیر این مملکت میشوند. یعنی ارتقای درجه پیدا میکنند. وقتی یک مدیر نالایق با عملکرد فاجعه آمیز ارتقای درجه پیدا میکند مدیران جانشین او چرا خودشان را در چنین روزهایی به زحمت بیاندازند و به داد مردم برسند؟
۳_اما ایا این تنها مدیران مملکت هستند که در این فاجعه آفرینی مقصرند؟ بیشک خیر. بدتر از این مدیران، آن آدم هایی هستند که همچون انگل از جیب این مدیران ارتزاق میکنند و در قالب خبرنگار و فعال سیاسی و اجتماعی گندکاریهای این مدیران را عسل میکنند و به خورد ملت میدهند، بلکه در این دریوزگی نانی نصیبشان شود. ملتی که با دیدن حجم بالای تعریف و تمجید و تملق در رسانههای وابسته که فضای قالب رسانهای رسمی کشور هستند نه تنها اعتمادشان به مدیران و حکومت کمتر میشود که خشمشان هم بیشتر میشود و در روزهایی همچون دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ یکسره عصیان میشوند. مردمی که کسی نیست حرف هایشان را بشنود و رسانهای نیست که تریبونشان شود.
۴_ ایا فقط این مدیران و آن انگلهای رسانهای مقصرند؟ خیر. بیشک نهادهای نظارتی هم مقصرند. فساد اداری همچون فساد مالی ریشه را میزند. ادارات ما مخصوصا در استان گیلان چنان دچار فساد اداری هستند که کمترین اتفاق را تبدیل به بحران میکنند. وقتی با فساد از همان روز اول مقابله سختی صورت نگیرد نتیجهاش این میشود که همچون قانقاریا همه جای بدن را میگیرد و دیگر نمیشود با قطع اعضا، بیمار را نجات داد.
۵_ ایا فقط این مدیران و آن انگلهای رسانهای و نهادهای نظارتی مقصرند؟ خیر. ما هم مقصریم. ما مردم اتفاقا تقصیرمان بیشتر از همه است. وقتی نماینده رشت توییت میکند که مسئولان مراقب بارش برف باشند و کسی از او نمیپرسد پس تو خودت چه کاره مملکتی و احیانا یک ماه دیگر به عنوان نماینده همین مردم مجدد انتخاب میشود، ما هم مقصریم. وقتی مدیری را میبینیم و از جایمان بلند میشویم و مدحش را میگوییم و به محض اینکه از ما جدا شد فحشش میدهیم در واقع مهر تاییدی بر دروغ و ریاکاری میزنیم. پس ما هم مقصریم. وضع مملکت را در مزخرفاتی که سیلبریتی هایی همچون شهاب حسینی میگویند و حنجره میدرند برای نفی این و آن و اثبات خود و صف کشیدنمان برای امضا گرفتن از آنها میتوانیم ببینیم. تا زمانیکه خودمان ریاکاریم وضعمانهمین است و مقصریم. حقیقت این است که دست ما مردمان عادی از سیاست و تصمیم گیریهای کلان و جزء کوتاه است و اصولا کاری از ما برنمی آید. تنها کاری که میتوانیم بکنیم این است که حداقل ریاکار نباشیم.چون نتیجهاش در این روزهای برفی به خودمان برمی گردد.
۶_ آفتاب و باران به جای مدیران به داد این استان و مردمانش خواهد رسید و برف هایی را که اگر دو روز بیشتر میبارید تبدیل به فاجعهای شاید ملی میکرد، آب خواهند کرد اما این ترس و بیاعتمادی به خاطر توبیخ نشدن مدیران، آب نمیشود. میماند برای روزها و سالهای بعد و هر اتفاق غیرمنتظرهای که در این مملکت بیافتد.

