اختصاصی کلانشهر: قطع برق، آب و گاز طی سالهای گذشته به بخشِ جدایی ناپذیر زندگی مردم ایران تبدیل شده است. فرق زیادی هم ندارد که چه فصلی باشد. به هرحال زندگی شمار زیادی از مردم از حالت نُرمال خارج شده است.
مسئولان، علت این مشکلات را تحریمهای اقتصادی بین المللی علیه ایران، خشکسالیهای پی در پی، فرسودگی زیرساختها و عدم نوسازی و گاه مصرف بیش از حد مردم ایران میدانند. طی یک سال گذشته هم نام این اَبَر بحران را «ناترازی انرژی» گذاشتهاند. هر چه که هست در اصل ماجرا تفاوتی ندارد و مردم با چالش کمبود انرژی مواجه هستند.
ساکنان شهرها و روستاهای ایران هم با این مشکلات به نوعی کنار آمده و تلاش میکنند برنامه زندگی خود را با ساعات قطع برق و آب و... هماهنگ کنند. اما طی هفتههای اخیر معضل قطع برق در برخی نقاط گیلان و بویژه رشت شرایط را دشوارتر از قبل کرده است.
براساس گزارشهای انتقادی شهروندان به کلانشهر و بررسیهای این رسانه، در موارد متعددی جدول اعلام شده قطع برق با ساعات قطعی هماهنگی نداشته است. شماری از شهروندان علاوه بر دو ساعت قطع برق معمول، مجبور به تحمل ساعات طولانیتر قطعی شدهاند که گاه به بیش از هفت ساعت پیوسته رسیده است.
شهروندانی هم از قطع برق به دلیل آسیب به شبکه برق رسانی در محلات خبر دادهاند. مشکلی که تا پیش از این با حضور تکنسینهای شبکه برق در زمانی کوتاه برطرف میشد اما در حال حاضر تماسهای شهروندان با «اتفاقات برق» تأثیری ندارد و ماموران این ارگان علی رغم گرما و شرجی شدید هوای گیلان عجلهای برای رفع مشکل ندارند.
یادآوری تکراری این است که با قطع برق در موارد زیادی آب شهروندان و همچنین اینترنت هم قطع میشود.
سؤال شهروندان از مسئولان مربوطه این است که آیا قطعی دو ساعته برق کافی نیست و به طور نانوشته قطعیهای چند برابر زمان اعلام شده در حال اجرا است؟
اگر چنین موضوعی در حال اجرایی شدن است که دست کم در بعضی مناطق گیلان طی یک هفه گذشته چنین شرایطی حاکم بوده، آیا مردم به عنوان اصلیترین طرف حساب این ماجرا، نامحرم هستند و نباید از چند و چون چنین طرح هایی به طور دقیق مطلع شوند؟
آیا آنها حق ندارند بدانند چه ساعاتی از شبانه روز آب، برق، گاز و... ندارند تا بتوانند با توجه به این مشکلات برای زندگی روزمره شان تصمیم گیری کنند؟
شاید لازم باشد بعضی از مدیران از خود سؤال کنند که چرا عنوان «مسئول» در ادامه نام شان ذکر میشود. آنها مسئولیت چه چیزی را به عهده دارند؟ قرار است به چه کسانی خدمات رسانی کنند؟ آیا نیاز نیست بار دیگر درباره حقوق عمومی و وظایف بنیادین حکمرانی مطالعه کنند؟
شاید از پسِ این بازنگریها به این نتیجه برسند حالا که به دلایل مختلف شاهد قطعی برق و آب و... هستیم این حق شهروندان است تا بدانند چه ساعتی از شبانه روز باید بدون امکانات ابتدایی سَر کنند.
شاهکارهای مدیریتی بعضی مدیران طی سالهای گذشته، سطح توقع مردم را آنقدر تنزل داده که به جای اعتراض به قطع برق، از آنها درخواست دارند حداقل قطعیها، طبق جدول زمانبندی انجام شود تا بتوانند برای زندگی روزمره شان تصمیم بگیرند و معاش شان بیش از این به خطر نیفتد.
کاش مسئولانی که در سخنرانی هایشان به طور مداوم از نجابت و همراهی مردم در مشکلات و بحرانها سخن میگویند حداقل، پایبندی به وعدههای رفاهی در حد قطع برق طبق جدول زمانبندی را ازایشان دریغ نکنند.

