اختصاصی کلانشهر: مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گیلان در نشست اخیرش با خبرنگاران به بیان دغدغههای برخی کارفرمایان استان گیلان پرداخت و گفت: «بسیاری از کارفرمایان به این اداره مراجعه و درخواست نیروی کار ماهر و ساده دارند، زیرا در سالهای اخیر با کمبود نیروی کار مواجه شدهاند و لذا تقاضای جذب نیروی کار خارجی دارند.
علی لقمانی با اشاره به کاهش انگیزه کارگران نسبت به کار، کارخانه و کارفرما، توضیح داد: کارگران به کار کیفی و حراست از دستگاههای کارخانه کمتر توجه میکنند و صرفاً به دنبال درآمدند؛ چنین وضعیتی موجب شده که بسیاری از کارفرمایان به دنبال نیروی کار خارجی باشند.
سوال سادهای که به نظر میرسد آقای مدیر کل باید از کارفرماهای دنبال نیروی کار خارجی میپرسید و شاید هم پرسیده این است که «کدام درآمد؟ و به «کارگرانت چه مقدار حقوق و مزایا و به چه صورت پرداخت میکنی؟»

بعید است آقای مدیرکل مطلع نباشد که تعدادی از کارگران گیلانی دارای قرارداد موقت و برخی فاقد بیمه و حمایتهای معمول هستند و اکثر کارگران دارای قراردادهای بلند مدت هم از حقوق پایه در نظر گرفته شده برای خود به شدت ناراضیاند. نارضایتی که با توجه به تورم افسار گسیخته و رشد لحظهای قیمتها در ایران ابدا زیاده خواهی نیست.
آقای مدیرکل حتما در همین جغرافیا زندگی میکند و میداند که حقوق پرداختی به کارگران ساده و حتی ماهر بسیار اندک است و هیچ تناسبی با شرایط فعلی زندگی در ایران ندارد.
تراژدی آنجاست که شمار قابل توجهی از صاحبان کارخانهها، واحدهای تولید و کارگاههای دارای کد در گیلان حتی همین حقوق اندک را در چند مرحله به کارگرانشان پرداخت میکنند.
به طور میانگین دریافتی کارگران حدود پانزده میلیون تومان و عمدتا زیر بیست میلیون تومان است. تصور کنید همین رقم اندک با تاخیر ماهیانه و یا در طول ماه به ۴ تا ۵ بخش تقسیم و به حساب کارگر واریز شود. تعدادی از همین کارفرماها هم بواسطه جریمه اندک تامین اجتماعی بابت عدم پرداخت به موقع بیمه کارگری، به طور مرتب این کار را انجام نمیدهند وکارگر را بیپناه هنگام درمان خود و خانوادهاش در میان هزینههای سرسام آور رها میکنند. این دسته از کارفرماها ترجیح میدهند منفعت تام خود را بررعایت حداقل حقوق کارگران ترجیح دهند. به طور مثال آنها به جای پرداخت به موقع حق بیمه درمان و حقوق و مزایای حداقلی، به گسترش کسب و کارشان میپردازند. در حالی که مدعیاند در حال زیاندهی محض هستند. همان کارفرمایانی که حتی در شرایط بحرانی اقتصادی کشور، مقامات و تصمیم گیران صدایشان را میشنوند و تسهیلات مختلفی از تخصیص ارز تا وامهای کم بهره و مزایای مختلف برایشان در نظر میگیرند، اما کارگر، خوش شانس باشد همان اندک حقوقش را به موقع دریافت میکند و از طرحهای عمومی در حد کالابرگ الکترونیکی بهره میشود.
کاش آقای لقمانی، در روزهای آینده که میزبان کارفرماهایی با ویژگیهای برشمرده میشود، از آنها سوال کند که وقتی حقوق کارگران را با تاخیر و یا به صورت اقساط پرداخت میکنید چگونه متوقع هستید که او به محیط کاریاش وفادار بماند؟ او وقتی نتواند حداقلهای زندگی زیر خط فقر را برای خود و خانوادهاش فراهم کند چگونه به کارفرمایی که به او به چشم عنصری کم فایده نگاه میکند، وفادار باشد؟ این کارگران عمدتا مستاجر، به صاحب خانه بگویند که اجاره خانه را به صورت هفتگی پرداخت میکنیم؟ هنگام خریدهای روزانه و یا بیماری چه کنند؟
آقای مدیرکل که از درِ همدلی با کارفرماها درآمده و میگوید «کارگران به کار کیفی و حراست از دستگاههای کارخانه کمتر توجه میکنند و صرفاً به دنبال درآمدند» با خود نمیاندیشد که کارگری با چنین شرایط کاری حتی میتواند به خود توجه کند؟
کارگری که میبیند حقوق دریافتیاش اندک است، چشم انداز اجتماعی و اقتصادی و بازنشستگیاش در حد هیچ است، آیا شایسته سرزنش است؟
آقای مدیر کل از درخواست کارفرماها برای استفاده از کارگران خارجی گفته است. ناگفته پیداست که دلیل کارفرماهای فوق چیست. چون اکثر کارگران خارجی (بخوانید افغانستانی) صرفا برای ادامه حیات ونه ارتقای وضعیت زندگی حاضرند با هر شرایط سخت و جانکاه و حقوق اندک کار کنند. موضوعی که نزد تعداد قابل توجهی از کارفرماهای ایران حُسن و نوعی برتری کارگر افغانستانی نسبت به کارگران ایرانی به حساب میآید. این کارفرماها به این اصل توجهی ندارند که در واقع چنین رویهای هم مطلوبِ کارگر افغانستانی مظلوم و بیپناه نیست. آنها بواسطه شرایط دشواری که طالبان بر کشورشان حاکم کردهاند مدتهاست در وضعیتی مشابه مرگ و زندگی قرار دارند و نه تلاش برای افزایش کیفیت زندگی.
طبیعی است که کارگر ایرانی حق دارد چنین باوری نداشته باشد و به رفاه خود و خانوادهاش بیاندیشد و نه دریافت حقوقی که کفاف ۱۰روز زیستنش را هم نمیدهد.

