اختصاصی کلانشهر: در روزهای اخیر، انتشار فیلمی از گاز گرفتن دست یک معلم توسط دانش آموز در یکی از مدارس ابتدایی شهر گرگان در استان گلستان، بازتاب گستردهای در فضای مجازی و رسانههای فرهنگیان داشته است. اطلاعات اولیه نشان میدهد کودکی که دست معلم را گاز گرفته، به دلیل کم خوابی تمایل داشت به خانه بازگردد و تلاش معلم برای ترغیب او به ماندن در کلاس، باعث خشم ناگهانی و اقدام او به گاز گرفتن شدید دست معلم شد.
برخی فرهنگیان و فعالان آموزشی در واکنش به این ویدئو معتقدند که روشهای تربیتی نادرست شماری از خانوادهها موجب افزایش رفتارهای ناهنجار و گستاخی در میان تعدادی از دانش آموزان شده و همین مسئله، فشار و تنشهای محیط کلاس را بالا میبرد و در نهایت، برخی معلمان، ناظمان و مدیران را به واکنشهای غیرحرفهای از جمله تنبیه بدنی سوق میدهد. علاوه بر این، شماری از معلمان تاکید میکنند که رها کردن کودکان و نوجوانان موبایل به دست در فضای مجازی، بدون نظارت والدین، عاملی مهم در شکل گیری پرخاشگری و رفتارهای ناهنجار است. به گفته آنها، بسیاری از والدین سواد تکنولوژیکی کمتری نسبت به فرزندانشان دارند و با دادن تلفن همراه با فیلترشکن در ساعات طولانی شبانه روز، عملاً کنترل و نظارتی بر نوع محتوای مصرفی ندارند. این کودکان و نوجوانا در معرض انواع محتواهای خشونت آمیز، جنسی و نامناسب سن خود قرار میگیرند در نتیجه رفتارهایی را در محیط مدرسه بروز میدهند که گاهی از کنترل معلمان و محیط آموزشی خارج میشود.
در مقابل، بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی تاکید میکنند که خطاهای رفتاری کودکان و نوجوانان باید با رویکردهای تربیتی اصولی پاسخ داده شود. به باور آنان، عنوان «معلم» بار معنایی ویژهای دارد و همراه با مهارتهای آموزشی، مسئولیت پذیری و توانایی مدیریت موقعیتهای دشوار است. از این رو، نمیتوان رفتار نادرست یک کودک یا نوجوان را با تنبیه بدنی از سوی یک فرد بزرگسال و متخصص تربیتی در یک سطح مقایسه کرد.
این مباحث در شرایطی شدت گرفته که حدود دو هفته پیش، مرگ تلخ دانش آموز زنجانی در حیاط مدرسه توجهات بسیاری را برانگیخت. دانش آموزی که بنا بر گزارشها، به دلیل تأخیر در ورود به مدرسه از سوی ناظم تنبیه شد و با وجود داشتن اضافه وزن و بیماری آسم، مجبور به دویدن در حیاط شد. هرچند آموزش وپرورش هنوز نتایج بررسی هایش را اعلام نکرده، اما تکرار چنین رخدادهایی نوعی دوگانه سازی میان افکار عمومی در مواجهه با رفتار دانش آموزان و واکنش معلمان و کادر مدارس ایجاد کرده است. دوگانه سازی که گاه برخورد فیزیکی دانش آموز را حق معلم میداند و برعکس؛در صورت تنبیه یک دانش آموز توسط معلم، شماری رفتار خشن را حقِ برخی بچههای «بیتربیت» امروزی میدانند.
گرچه شمار موارد تنبیه بدنی یا درگیریهای فیزیکی در مدارس زیاد نیست و اکثر معلمان به واسطه مهارتهای خود قادر به کنترل خشم و مدیریت کلاس هستند، اما با توجه به تغییرات فرهنگی و اجتماعی در ایران و شیوههای جدید تربیتی خانوادهها به ویژه در مورد تک فرزندان، به نظر میرسد آموزش وپرورش نیز باید در روشهای تربیتی و آموزش مهارتهای ارتباطی به معلمان بازنگری جدی داشته باشد. از سوی دیگر، نهادهای مختلف و رسانهها نیز باید در آگاهی بخشی به خانوادهها درباره روشهای نادرست تربیت فرزندان نقش فعال تری ایفا کنند؛ خانواده هایی که گاه به نام محبت و آزادی، فرزندان خود را از رعایت قواعد سادهای مانند نظم، مسئولیت پذیری و احترام به قوانین مدرسه و جامعه بینیاز میدانند.
این والدین کمترین واکنش معلمان و مدیران مدارس نسبت به بینظمی فرزندانشان را برنمی تابند و متدهای تربیتی خود و رفتار کودکانشان را مبرا از هر نقدی میدانند؛ نگاهی که سرآغاز بسیاری از چالشهای تربیتی در مدارس است.

