اختصاصی کلانشهر: معاون امور زراعت وزارت جهاد کشاورزی امروز اعلام کرد: «امسال حدود دو میلیون تُن برنج در کشور تولید شده و کوچکترین نگرانی در استانهای شمالی وجود ندارد.» مجید آنجفی همچنین خبر داده که در ۱۹ استان کشور برنج کاشته میشود؛ در حالی که بر اساس سیاست رسمی وزارت جهاد کشاورزی، کِشت برنج فقط در استانهای گیلان و مازندران مجاز است.
این تضاد آشکار میان سیاست رسمی و واقعیت میدانی، به روشنی نشان میدهد که علی رغم وضعیت بحرانی آب در ایران،کنترل موثری بر این روند وجود ندارد.
وقتی شیره ی ایران بابت پلوخوری کشیده میشود
پلو، غذای ملی و محبوب ایرانی هاست؛ اما پایداری آن بر سر سفرهها امروز به قیمت نابودی منابع حیاتی کشور تمام میشود. در ۱۷ استان کشور، از خوزستان و فارس تا اصفهان، کرمانشاه و چهارمحال و بختیاری، برنج به صورت غیرمجاز کاشته میشود؛ اغلب در زمین هایی که از منابع آب زیرزمینی برای آبیاری استفاده میکنند.
استفاده مداوم و بیرویه از سفرههای آب زیرزمینی برای کشت محصولات آب بر نه تنها باعث افت شدید سطح آب و فرونشست زمین شده، بلکه در بسیاری از دشتهای کشور، تَرکهای عمیق، نابودی خاک و آلودگی شدید هوا بر اثر گرد و غبار را به دنبال داشته است. وقتی زمین فرو مینشیند و خاک میمیرد، دیگر بازگشتی وجود ندارد.
مهاجرت از دشتهای خشک به شمالِ فعلا سبز
خشکی زمین، بیآبی و نابودی معیشت در بسیاری از استانهای مرکزی، جنوبی و غربی ایران موجب شکل گیری موج مهاجرت افسارگسیخته به گیلان و مازندران شده است؛ استان هایی که در میان بیعملی برخی ارگانها با تغییر کاربری اراضی کشاورزی، فشار بر منابع طبیعی و تخریب جنگلها دست وپنجه نرم میکنند.
این مهاجرتها پیامد مستقیم سیاستهای نادرست در حوزه کشاورزی آب بَر و نبود مدیریت موثر است. مردمی که زمین شان نِشَست کرده و چاه هایشان خشک شده، ناچارند برای بقا به شمال کشور کوچ کنند و این یعنی انتقال بحران به مناطقی که هنوز نفس میکشند..jpg)
جهاد کشاورزی؛ نهاد هشداردهنده یا نهاد مسئول؟
جهاد کشاورزی در سالهای اخیر، بیش از آنکه نقش فعال و اجرایی داشته باشد، در قامت یک نهاد هشداردهنده ظاهر شده است؛ نهاد عریض و طویلی که به جای مقابله با تخلفات گسترده، صرفاً به اطلاع رسانی و صدور بخشنامه اکتفا میکند.
اگر کشت برنج در ۱۷ استان غیرمجاز است، پس چرا جلوی آن گرفته نمیشود؟ آیا قوانینی وجود ندارند یا ارادهای برای اجرای آن نیست؟
اگر فردا گیاهان اعتیادآور کاشته شوند چه؟
فرض کنیم کشاورزانی در همین زمینها اقدام به کِشت گیاهان اعتیادآور کنند؛ آیا باز هم جهاد کشاورزی فقط گزارش میدهد یا وظیفه قانونی خود را در ممانعت از ادامه کشت با همکاری ارگانهای انتظامی انجام میدهد؟ چرا در برابر کشت غیرقانونی محصولات پرمصرف آبی، همین اراده و قاطعیت وجود ندارد؟
سیاستهای غلط، عامل خشک شدن ایران
دهه هاست که جهاد کشاورزی با تشویق بیرویه روستاییان به توسعه کشاورزی در همه نقاط کشور، بدون در نظر گرفتن توان اکولوژیک سرزمین، سهم بزرگی در بحران امروز آب و خاک ایران داشته است. خاک تالابها خشک شده، چاههای ژرف بیرویه حفر میشوند، دریاچههای نمک گسترش یافتهاند و هنوز مسئولان این وزارتخانه از «پایداری در تولید» سخن میگویند.
ایران را فدای «پلوخوری» نکنید
ایران در حال خشک شدن است، زمینها فرو مینشینند، سفرههای آب زیرزمینی تهی میشوند، اما جهاد کشاورزی همچنان نقش یک ناظر بیقدرت را بازی میکند. اگر این وزارتخانه نتواند یا نخواهد جلوی کِشتهای غیرمجاز و سیاستهای مخرب را بگیرد، سهم بزرگی در آینده تاریک سرزمین ایران خواهد داشت؛البته از همین امروز هم در جای جای ایران مرگِ تراژیک زاینده رود اصفهان،دریاچه ارومیه،تالاب گاوخونی و هامون و تالابهای خشک شده خوزستان و...مقابل چشمانمان اتفاق افتاده است. اما گویا وزارتخانه هایی مانند جهاد کشاورزی منتظر معجزه نشستهاند که منفعت فصلیِ و عمدتا اندک شماری از کشاورزان را به منافع ملی ترجیح میدهند.

.jpg)