اختصاصی کلانشهر: طی ساعات گذشته، ویدیویی از گفت وگوی صمیمانه استاندار گیلان با تعدادی از خبرنگاران در بازدیدی غیررسمی از محدوده استخر لاهیجان منتشر شد. در این ویدیو، هادی حق شناس که همراه جمعی از خبرنگاران در حال پیاده روی اطراف استخر لاهیجان هستند در قالب یک شوخی دوستانه خطاب به رئیس شورای شهر لاهیجان میگوید: «من اگر جای شما بودم، خبرنگارها را داخل آب میانداختم.»
پس از این گفته استاندار، یکی از خبرنگاران با خنده و لحن صمیمانهای میگوید چرا؟ و او میگوید معمولا عرف همین است. رئیس شورای شهر که کنار استاندار است میگوید: «میخواهیم ببینیم شنا بلد هستید یا نه.»
این جمله که در فضایی کاملاً غیررسمی و همراه با خنده و مزاح مطرح شد، به سرعت در شبکههای اجتماعی بازنشر و به موضوعی جنجالی تبدیل شد؛ آن هم با روایت هایی که نسبتی با واقعیت صحنه نداشتند. توضیحات استاندار گیلان بعد از حاشیههای ایجاد شده را اینجا ببینید
هر فرد منصفی که تنها دو دقیقه زمان برای تماشای ویدئو بگذارد، به آسانی متوجه صمیمیت فضای گفتگو و شوخی بودن ماجرا میشود. اما در این میان، برخی رسانههای اپوزیسیون روایت ماجرا را به سمت تخریب استاندار گیلان هدایت کردند؛ روندی همیشگی در سبک و سیاق فعالیت این رسانهها که در آن از دهیار یک روستا تا بالاترین مقام اجرایی کشور با یک چوب رانده میشوند و هیچ تمایزی میان عملکرد، شخصیت و سابقه افراد قائل نمیشوند. هدف روشن است: ساختن تصویری یکدست و سیاه از مدیریت کشور و تحریک احساسات مردم ایران که تحت فشارهای مختلف اقتصادی قرار دارند.
اما پرسش مهمتر این است که چرا برخی خبرنگاران داخلی نیز در همین مسیر قدم گذاشتند؟ خبرنگاری که در محل حضور داشته یا ژورنالیستهایی که به صورت حرفهای در سطح ملی فعالیت میکنند، چرا باید آگاهانه یا ناخودآگاه در زمین رسانه هایی بازی کنند که اساس کارشان بر جهت دهیهای خاص و برانگیختن خشم عمومی است؟
کجای وارونه نمایی حقیقت، کار خبرنگار است؟
در کدام کلاسِ اصول روزنامه نگاری «نیت خوانی» آموزش داده میشود؟
و چگونه یک شوخی ساده به ناگاه تبدیل میشود به «توهین»، «تحقیر» یا حتی «خشونت رسانهای»؟
بیتردید، انتخاب واژهها از سوی استاندار میتواند مورد نقد قرار گیرد و شاید بهتر بود برای شوخی خود از عباراتی دقیقتر و کم حاشیهتر استفاده میکرد. اما نقدِ انتخاب واژه با برچسب زنی و تبدیل یک رفتار دوستانه به کنشی خصمانه تفاوتی عمیق دارد. آنچه در برخی واکنشها دیده شد نه نقد بود و نه حرفهای گری، بلکه نمونهای آشکار از تخریب، تحریف و دور شدن از اخلاق رسانهای بود.
بخش مهمی از کار خبرنگاری، مسئولیت اجتماعی است؛ مسئولیتی برای روشن کردن حقیقت، نه دست کاری آن.
اگر مرز بین نقد و وارونه سازی حقیقت برداشته شود، اگر هر شوخی ساده تبدیل به اتهامی بزرگ شود، اگر روایتها بر اساس هیجان و موج سازی ساخته شوند، آن گاه زیان اصلی متوجه جامعه و اعتماد عمومی خواهد بود.
ماجرای اخیر فرصتی است برای بازنگری؛ هم برای مسئولان که بدانند هر واژه میتواند دستمایه سوءبرداشت شود، و هم برای رسانهها که یادآوری کنند وظیفه شان روایت حقیقت است، نه تولید حاشیه.

