اختصاصی کلانشهر:بابک مهدیزاده-همین ابتدای یادداشت از خواننده عزیز تقاضا دارم حتی اگر «امیر یاشا» را نمیشناسد حوصله کند و تا انتها با من بماند. امیر یاشا جوانی بود هنرمند که به دور از جریانهای رسمی موزیک و با تلاش خود میخواست اثری و خاطرهای از خود برجا بگذارد. سوژه این یادداشت اما هنر و موسیقی نیست. سوژه این یادداشت هنرمند است و ارتباطش با مردم و رسالتی که براساس وجدانش دارد.
امیر یاشا ندایی، در کشور شاید هنرمند سرشناسی نبود اما در رشت انسان و هنرمندی خَیر، مهربان، بامعرفت و بزرگوار بود که هنرش و معروفیتش به واسطه این هنر را خرج مردم و اطرافیانش کرد.
در زمانهای که سیاستمداران و اندیشمندان همچنان بر سر واژه مشروعیت مردم دعوا دارند و هنرمندان بسیاری بازیچه قدرت میشوند و پشت به مردم شان میکنند کسی به مانند امیر یاشا مثال همان بیت فردوسی بزرگ بود که میگفت:
"بزرگی به نام است و نیکی به کار
که از هرچه ماند، ز انسان همین یادگار"
و خاکسپاری و مراسم متفاوت و باشکوه یادبودش نشان داد که چطور نیکیِ کار هنرمندی جوان اینچنین یادگاریای برجا میگذارد و آن بدرقه که شاید آرزوی خیلی از بزرگان و هنرمندان سرشناس این کشور است شامل حال «امیر» شده و آخرین آرزویش هم برآورده میشود.
این یادداشت دِینی است بر گردن من که نزدیک به دو دهه است او را میشناسم و جز مهر و نیکی و معرفت از او ندیدم. چه در دایره دوستان نزدیک و خانوادهاش و چه در قبال مردمش. هنوز یک شهر تلاشهای او را برای نجات جان «دل آرام»، دختربچهای که مبتلا به سرطان بود به یاد دارند. تلاشی نه از جنس ریای جلوی دوربین که امروزه نمونه هایش را زیاد میبینیم، که تلاشی از جنس خون دل خوردن و پاک و بیریا. آدم اینگونه در یاد آدمها زنده میماند. اینکه مردمت را نالایق و پایینتر از خودت ندانی و همیشه همراهشان باشی. برایش فرقی نمیکرد که انسانها در چه جایگاه باشند و چه لباسی بر تن دارند. برای او خودِ انسانیت مهم بود. در دو قطبی فلسفهای که انسانها را با لوح سفید، پاک،زاده شده میدانند و مکتبی که انسان را گرگ دو پا میداند او دل سپرده قطب اول بود و از همین رو بر تارک این شهر ماندگار شد و بدرقهای باشکوه شایسته خوبان و بزرگان شهر نصیبش شد و مصداق این بیت سعدی گردید که گفت:
"سعدیا مردِ نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند"
امیر یاشاای کاش میماند به زیستن، اما حتی رفتنش هم مانع «ماندنش» نشد.
نام و خاطره او ماند تا مدرک بزرگی باشد برای اثبات این مهم که «انسانها باهم برابرند و لایق نیکی دیدن و ماندگار آنکس است که با مردم است و جاودانگی روح و نام نصیبش میشود.»
امیدوارم ما هم بتوانیم در مسیری زندگی کنیم که همچون او خوش نام باشیم و محبوب که اگر آدمهای دنیا به مانند او بودند نه از سیاستمدارهای فریبکار خبری بود و نه از زجر انسانها اثری.

