کلانشهر: ماشاءالله شمش الواعظین، روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی، در گفت وگویی با ایسنا توضیح داد که «قطع اینترنت هرچند ممکن است توجیه امنیتی داشته باشد اما در بلندمدت با ایجاد خاموشی اطلاعاتی، فضایی برای روایت سازیهای کاذب و شایعات مانند مزایده روی آمار کشتهها فراهم میکند و به بازنده شدن جریان اصلی منجر میشود.»
راه حل او خروج از این بن بست، ایجاد موازنه رسانهای از طریق تقویت سواد رسانهای و حمایت از رسانههای مستقل است و ادامه میدهد: «این رسانههای مستقل که یک دست در منافع ملی و دست دیگر در خدمت مردم هستند، میتوانند آن روایت سوم معتبری باشند که هم مرجع افکار عمومی داخلی و خارجی قرار گیرد و هم معیاری برای سنجش اصالت تبلیغات دیگران باشد.»
او هشدار میدهد که در غیاب چنین روایت مستندی، فرآورده خبری در داخل تولید، در خارج مطابق منافع بیگانه پردازش و سپس به جامعه ایران بازگردانده میشود.
رویکرد بیبیسی جانبدارانه بود
ماشاءالله شمش الواعظین در ابتدای این گفت وگو درباره عملکرد رسانههای خارجی در وقایع اخیر اظهار کرد: سابقا در مورد رسانههای خارجی دسته بندیهای مختلفی وجود داشت؛ مثلاً بیبیسی از پروتکلهای روزنامه نگاری جهانی تبعیت و با بیبیسی ورلد پروتکل هایش را تطبیق میکرد اما در این اواخر یک گرایش تندرویی پیدا کرد و رویکردهای خبری و تحلیلیاش جانبدارانه شد. در ارتباط با ایران اینترنشنال موضوع فرق میکند.
ایران اینترنشنال اتاق تبلیغات جنگ و عادی سازی کشتار و مداخله
این روزنامه نگار با بیان اینکه ایران اینترنشنال اتاق تبلیغات جنگ است و ویژگیهای یک رسانه حرفهای را ندارد، ادامه داد: یک کشور، ایران اینترنشنال را اجاره کرده که با ایران جنگ دارد و میخواهد این رسانه کارهای تبلیغاتی و پروپاگاندایی را به اجرا بگذارد که به نحو احسنت اجرا میکند. از آموزش نارنجک بگیرید تا تشویق غرب و ایالات متحده برای حمله به ایران و عادی سازی چند نکته. اینکه مداخله بیگانگان در امور داخلی ایران را عادی سازی میکند همچنین کشتار را عادی سازی میکند و میبینید برای کشتارها مرثیه میخواند، در حالی که اصلاً کار رسانه و طبیعت رسانه این نیست. اما عادی سازی میکند. به این معنا که وقتی رئیس جمهور آمریکا میگوید اگر کشتار را زیاد کنید به ایران حمله میکنم، اینها کاری میکنند که کشتار صورت بگیرد تا بعد از آمریکا بخواهند حمله بشود. این عادی سازی کشتار مسئله خیلی مهمی است.
آلترناتیوسازی برای تغییر نظام از طریق بیگانه
او مسئله مهم دیگر را تبلیغ برای آلترناتیوسازی دانست و افزود: مسئله مهم دیگر اینکه در آلترناتیوسازی برای جایگزینی نظام جمهوری اسلامی تبلیغ میکند که حکومت خارجی روی تانکهای بیگانگان نظام عوض شود کاری ندارد چون ما نمیتوانیم نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کنیم، قدرتها بیایند و نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کنند و قدرت را به دست ما بدهند. این عادی سازیها ممکن است در وهله اول کمی مخاطب مخالف جمهوری اسلامی یا منتقد را خوشحال کند اما در میان مدت و درازمدت این رسانه آسیب جدی خواهد دید. به این دلیل که اگر هر اتفاق مثبتی در جامعه ایران از قبیل آرامش، مذاکره با غرب و یا هر چیز دیگری روی دهد، آن دستگاه پروپاگاندای ایران اینترنشنال آسیب جدی خواهد دید و این به ضرر یک رسانه است.
صداوسیما رسانهای ایدئولوژیک در خدمت حفظ حکومت
شمش الواعظین در مقابل به صداوسیما پرداخت و گفت: از سویی دیگر رسانهای به اسم صداوسیما را داریم که یک رسانه ایدئولوژیک است، طرف خودش را نظام جمهوری اسلامی میداند و باید در جهت حفظ حکومت حرکت و تلاش کند. رسانه نه مسئول سرنگونی یک حکومت است که ایران اینترنشنال این کار را میکند و نه مسئول حفظ یک حکومت است که صداوسیما این کار را میکند. رسانه باید از دل مردم بیرون بیاید، حرفهای مردم را بزند و انتقاد و بحث کند، خود نظام حفظ میشود وقتی این اتفاق بیفتد. اصلاً نیازی نیست صداوسیما برای حفظ نظام کار ایدئولوژیک کند. عوامل حفظ یک نظام تبلیغات نیست بلکه عملکرد است، رفتار و سلوک است و نظامها با تبلیغات رسانهها جا نمیافتند. البته رسانهها میتوانند در جهت تقویت ثبات سیاسی یک کشور عمل کنند منتهی به صورت کاملاً غیرمستقیم از طریق انتخاب سوژه و قاب سازی و روایت سازی همه تأثیرگذارند، منتها نه به صورت مستقیم. در حال حاضر ایران اینترنشنال به صورت مستقیم خواهان سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است و این طرف هم صداوسیما خواهان سرنگونی مخالفان است و این راه به جایی نخواهد برد.
قطع اینترنت آسیبها و روایت سازیهای کاذب
این تحلیلگر سیاسی در پاسخ به این سؤال که آیا قطع نشدن اینترنت میتوانست از دوقطبی گریها جلوگیری کند، اظهار کرد: فضای عمومی کشور برخلاف دهههای پیشین به سمت فضای مجازی رفته است و مردم به دلایل گوناگون نمیتوانند ارتباط مستقیم داشته باشند؛ بنابراین از طریق فضای مجازی ارتباط برقرار و کاسبی میکنند و.... وقتی این قطع میشود یعنی بخشی از جامعه در خاموشی فرو رفته و این تصمیم اشتباه و غلط است. ملاحظات امنیتی را میفهمم، فقط هم در ایران نبوده در ایالات متحده هم بوده... این اقدام قابل توجیه و قابل دفاع است اما وقتی محدوده قلمرو و زمان آن زیاد و منجر به تعطیلی بخش هایی از کشور میشود، باعث آسیب میشود.
او آسیب خطرناک قطع اینترنت در بلندمدت را روایت سازی عنوان کرد و گفت: وقتی اینترنت و ارتباط با جهانِ خارج قطع میشود، کار دیگری هم انجام میدهید و آن اینکه فرصت را به شایعه، روایت سازی کاذب، اتهامهای خلاف واقع میدهید. مثلاً اتفاقی که هم اکنون در حال افتادن است و آن مزایده گذاشتن بر رقم جان باختگان اخیر است. یکی میگوید ۱۲ هزارتا، یکی هم میگوید ۳۶ هزارتا. اخیراً هم عدد دیگری شایعه شده است. در مقابل این روایتهای متضاد، وقتی فضا را بستهاید، شایعه سازی و روایت سازی میشود و روایت واقعی و روایت منطبق با حقیقتی وجود ندارد لذا شما بازنده میشوید.
اعتراف به باخت در جنگ رسانهای و ضرورت روایت سوم
شمش الواعظین با بیان اینکه ما در جنگ رسانهای باختهایم، گفت: باید به این نکته اعتراف کنیم، وقتی اعتراف کنیم میتوانیم راه علاج را پیدا کنیم تا به سمت ایجاد بدیعیها و آلترناتیوهای رسانهای حرکت کنیم. برای اینکه بین رسانههای موجود موازنه ایجاد کنیم و مانع دوقطبی رسانهای شویم، باید یک روایت سومی میداشتیم که محل رجوع افکار عمومی داخل و خارج، سفارت خانهها و دولتهای خارجی و بیگانه باشد که لحظه به لحظه گزارش میدهند، فلان رسانه قابل اعتماد است. ما الان فاقد آن رسانه هستیم. رسانهای که آمار واقعی بدهد، گزارش میدانی بدهد و با منافع ملی کار داشته باشد و نه منافع گروهی خاص.
او منافع ملی را شامل حفظ تمامیت ارضی، عدم استعانت از بیگانه برای مداخله در امور داخلی ایران، حفظ استقلال و ثبات اجتماعی و سیاسی کشور، امکان شنیدن امدادها در شرایط فوق العاده، حفظ همبستگی ملی در برابر چالشهای بین المللی و خارجی به ویژه تهاجم نظامی دانست و افزود: روایت سوم از طریق رسانههای مستقل شکل میگیرد؛ رسانه هایی که یک دستِ آنها در منافع ملی و یک دست آنها در سر مردم است که سایهای برای حفظ مردم و منافع مردم باشد. این روایت سوم میتواند تبدیل به معیاری برای درستی و اصالت سنجی حرفها و رفتارها و سلوکها و تبلیغات رسانهای بیگانگان و دیگران باشد. ما الان چنین رسانهای را نداریم.
انقطاع نسلی در روزنامه نگاری و ضرورت بازگرداندن مرجعیت رسانه به داخل
این روزنامه نگار در بخش پایانی گفت و گو با تأکید بر سواد رسانهای گفت: رسانهها و سواد رسانهای چگونه به وجود میآید؟ از طریق نهادهای مرتبط. نهادهای مرتبط چه نهادهایی هستند؟ دانشگاههای علوم ارتباطات، روزنامه نگاری مدرن و حرفهای و متکی بر اخلاق بین المللی که همه اینها در ایران دچار وقفه و انقطاع نسلی شده است. اساتید دانشگاهها آسیب دیدند، بسیاری از روزنامه نگاران آسیب دیدند و تن به مهاجرت و تغییر شغل دادند. وقتی این انقطاع نسلی صورت میگیرد، آن کسی که میخواهد خلأها را پرکند هوادار و علاقمند و حافظ امنیت ملی ایران نیست، او بیگانه است، علاقمند به مداخله و عادی سازی مداخله بیگانگان است.
او با تشریح فرآیند تولید خبر گفت: ما یک فرآورده خبری داریم که در ایران اتفاق میافتد مثل تظاهرات. سوژه آن در ایران تولید میشود، به لندن میرود، آنجا پردازش میشود و سپس به ما برمی گردد و درواقع با منافع بیگانگان پردازش میشود و این فرآورده خبری سپس در اینجا توزیع میشود و مخاطب دریافت میکند. یعنی دریافت کنندگان پیام، فرآوردههای خبری تلفیق شده با منافع بیگانگان را از طریق رسانههای وابسته به بیگانگان دریافت میکنند که آلوده است، مسموم و نگران کننده است. ما باید این مرجعیت رسانه را برگردانیم و آن را بومی کنیم تا مرجعیت به کشور برگردد.
حقیقت آینهای شکسته در جیب جریانهای مختلف
شمش الواعظین در پایان با تمثیلی نتیجه گرفت: «باید بدانیم حقیقت مثل آینه شکسته میماند که هر کدام از قطعاتش در جیب این و آن است. حقیقت چیزی نیست که در جیب یک نظام سیاسی باشد یا نظام سیاسی مقابل. حقیقت یک چیز کاملاً سلولی است و هر سلول و قطعه آن در جیب یک جریان است. وقتی اینها کنار هم جمع شدند ملت تشکیل میشود و تصویر کاملی از حقیقت به دست میآید. ولی وقتی شکسته و پراکنده است متأسفانه هیچ چیزی را به ما به عنوان تصویر نشان نمیدهد و یا لااقل به دلیل شکستگی آینه تصویر بسیار محسوسی را نشان خواهد داد که غیرقابل قبول است و متأسفانه روایت غلطی از اوضاع داخلی کشور خواهد داد.

