اختصاصی کلانشهر: نیما فریدمجتهدی (دکتری جغرافیای طبیعی) - سمانه نگاه (دکتری هواشناسی)- با تعارف نمیتوان تاب آور بود! در زمانهای که آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد شرایط جوی حاکم بر هوای کره زمین را فراتر از مرزهای گرمایش جهانی، دوره جوشش جهانی، نامیده است، بدون شک هرآنچه که معیارهای مقابله با عواقب تغییر آب وهوا و پدیدههای حدی محسوب میشده، باید تشدید و بازنگری شود و توجه و کار بیشتر را میطلبد. اما نگاهی به عمکرد انسانِ ایرانی به عنوان دو بعد این مسئله چه شکل ملت و چه دولت، نشان میدهد برای این قضیه حساس، تنها در حد ابراز تاسف و مسئول تمام حوادث، گامی فراتر نهاده نشده است.
امروزه اگر تبِ شرایط تَرسالیِ سال آبی جدید را از حواس جمعی مردم ایران کنار نَهیم، کمتر کسی است که نداند این کشور در تنورِ جوشان گرمایش جهانی در حال سوختن است.
بنا به اطلاعات سازمان هواشناسی، پهنه ایران زمین 2 درجه نسبت به بلندمدت گرمتر شده است؛ عددی فراتر از مقادیر جهانی آن. بنابراین حتی اگر جدای از جامعه تحصیلکرده و آکادمیک، از چوپانی در دوردستهای کوهستان و یا کشاورزی در لبه کویر هم ماجرا را جویا شوید، همگی بدون شک با نگاهی به شرایط محیطی کشور میدانند که رفتارهای آب وهوایی ایران تغییر کرده است.
پس در این شعار میتوان بخش آگاهی را به شکل پیش فرض پذیرفته شده و تجربه شده به حساب آورد. به بیان بهتر خود طبیعت کاری کرد که ما بدانیم که گرمایش جهانی و تغییر اقلیم چیست و چه اثراتی دارد! اما در عمل از همان چوپان و استاد دانشگاه گرفته تا مقام مسئول، با تمامی گواهی که به این امر میدهند؛ فقط پذیرش بخش تئوری موضوع را لحاط میکنند.
همه میدانند و دریغ از یک آگاهی عملگرایانه. حتی مراکز دانشگاهی و دستگاههای متولی نیز منفعل هستند.
در بخش هشدارهای آب وهوایی در خصوص شرایط حدی، به احتمال زیاد، وجود تنوع ابزارهای هشداردهنده و پیشرفت سریع فنآوری که تا دوردستترین مناطق کشور به لطف گوشیهای هوشمند نفوذ کرده، تنها جنبه مثبت در زمینه تغییرات آب وهوایی است که البته در این زمینه هم از لبه دیگر بام فروافتادهایم؛ به گونهای که اخبار زرد هواشناسی و شایعات آن به شکل سرسام آوری فضای رسانهای را مسموم کرده است.
در این میان، بخش تاب آوری پرچالشترین مشکل ایران را نمایان میکند. کشوری که با توجه به سابقه خود در زمینه سازگاری با شرایط خشک فلات ایران با فنآوریهای چون قنات، آب انبار، بادگیر، آسباد و... خود سردمدار آن بوده است؛ به لطف صد سال بیتوجهی به توان بومی خود و سرخوش از بارشهای گاه و بیگاه، امروزه یکی از کم تاب آورترین کشور در یکی از متاثرترین مناطق از تاثیرات تغییرات آب وهوایی است.
گرمایش جهانی و تغییر آب وهوا، یک اَبَرچالش برای ماست ابرچالشی که شاید در منشاء، نامرئی باشد ولی در اثرگذاری، عمیق است، عمیق و خورنده چون سرطان.

