کلانشهر: سید محمدعماد اعرابی امروز طی یادداشتی در روزنامه کیهان به مدیر مسئولی حسین شریعتمداری که نماینده ولی فقیه در مؤسسه کیهان هم است با عنوان «خطوط قرمز برای فردای سبز» تفسیر تازهای از مواضع آیت الله مجتبی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ارائه داد و مدعی شد که سکوت رهبری پیرامون موضوع هستهای نشانهای بر عدم احیای آن و توجه به موارد پراهمیت دیگر است.
در این یادداشت آمده است: کمتر از سه هفته بعد در ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ رهبر انقلاب به مناسبت روز ملی خلیج فارس، محور دیگری از خطوط قرمز نظام برای پایان جنگ را بیان کردند که به خروج آمریکا از منطقه غرب آسیا اختصاص داشت: «به حول و قوّه الهی آینده درخشان منطقه خلیج فارس، آیندهای بدون آمریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملت هایش خواهد بود... بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آب هایش.» آقا سید مجتبی خامنهای برای بار سوم در این پیام بر مدیریت تنگه هرمز نیز تأکید کردند و نوشتند: «ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوءاستفادههای دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همه ملتهای منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد.» این عبارت کاملاًً مشخص میکند که مدیریت تنگه هرمز باید به نحوی باشد که «بساط سوءاستفادههای دشمن متخاصم را از این آبراه برچیند.» و ناگفته پیداست چنین مدیریتی بسیار فراتر از «اخذ هزینه خدمات در تنگه هرمز» است.
۵ خرداد ۱۴۰۵ رهبر انقلاب در پیام حج شان بار دیگر بر خروج آمریکا از منطقه تأکید کردند و نوشتند: «عقربه زمان به عقب برنمی گردد و ملتها و سرزمینهای منطقه، دیگر سپر پایگاههای آمریکایی نخواهند بود. آمریکا علاوه بر آنکه دیگر، نقطه امنی برای شرارت و استقرار پایگاه نظامی در منطقه نخواهد داشت، روز به روز از وضع سابق خود فاصله میگیرد.»
با این حساب رهبر انقلاب در سخنان خود برای پایان جنگ دست کم چهار محور اساسی تعیین کردهاند: ?«مدیریت مؤثر تنگه هرمز»، «پرداخت غرامت»، «یکپارچگی جبهه مقاومت در جنگ و صلح» و «خروج آمریکا از منطقه».
گاهی ناگفتهها هم به اندازه گفتهها مهم است. رهبر انقلاب در تمامی پیامهای خود از ابتدای زعامت شان تا امروز هیچ اشارهای به موضوع هستهای ایران نکرده و هیچ جایی برای آن در چشم انداز پایان جنگ در نظر نگرفتهاند. این اقدام معنادار میتواند نشانهای از این باشد که از نظر جمهوری اسلامی ایران پرونده مذاکرات هستهای با تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشورمان مختومه شده و تلاشی برای احیای آن صورت نخواهد گرفت. این اقدام را میتوان یکی از هوشمندانهترین خطوط قرمزی دانست که توسط رهبر انقلاب ترسیم شده است. بر این اساس هرگونه مذاکرهای برای تعیین شرایط پایان جنگ نباید در ادامه مذاکرات قبلی ایران و با همان اهداف و چهارچوب تعریف شود. تقلیل دادن سطح چالش کنونی به رفع تحریم و آزادی چند میلیارد دلار پول بلوکه شده، مصداقی از خطای محاسباتی مسئولان است. سطح چالش امروز ما بسیار فراتر از اینهاست. دشمن جنگ موجودیتی با ایران را عیان و با تمام توان برای حذف ایران اقدام کرد؛ خون بیش از ۵ هزار ایرانی از کودکان و زنان گرفته تا فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان برجسته علمی و در رأس آنان رهبر عزیزمان گواه این مدعاست.
آمریکا با تمام قدرت به میدان آمد اما در دستیابی به هدف خود شکست خورد و حالا این ایرانِ پیروز است که باید با پایه گذاری نظمی جدید، دشمن را از منطقه غرب آسیا حذف کند. خطوط قرمز رهبر انقلاب دقیقاً برای همین مسیر ترسیم شده است. حالا که به هر ترتیبی تفاهم نامهای اولیه امضا شده و دو طرف برای توافق نهائی چانه زنی میکنند باید بیش از گذشته هشیار بود. ما در مقطعی حساس از تاریخ غرب آسیا هستم، در این مقطع هیچ جای سستی و خطا نیست و هیچ کس حق ندارد خطوط قرمز رهبری را کم رنگ کرده و یا خدای ناکرده از آن عبور کند. پاسداری از این خطوط قرمز، فردای سبز ایران و جبهه مقاومت و صلح پایدار در منطقه را تضمین میکند.

