اختصاصی کلانشهر: سعیده موسوی: با قدم گذاشتن در فضای کوچک گالری، نگاهت به قاب هایی گره میخورد که هر یک پنجرهای به طبیعت و زندگی مردمان گیلاناند؛ تصاویری که گویی مخاطب را از میان دیوارهای سرد و سیمانی شهر، به دل جنگلها و روستاهای مه آلود میبرند.
در میان این قابها، لحظهای خود را دخترکی مییابی که برهای در آغوش گرفته یا دانش آموزی که پشت نیمکت چوبی، غرق در دنیای کلمات است. تا چشم کار میکند، طبیعت بکر گیلان و مردمان صمیمیاش در قاب هایی که زمان را متوقف کردهاند، پیش چشم جان میگیرند.
برگزاری آیین بزرگداشت محمد کوچکپور با حضور خانواده و اهالی فرهنگ
در چنین فضایی، عصر جمعه ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵، آیین بزرگداشت زنده یاد محمد کوچکپور کپورچالی، عکاس برجسته و ثبت کننده حافظه تصویری گیلان، با حضور خانواده، هنرمندان و علاقه مندان به هنر عکاسی در گالری کلهر رشت برگزار شد.
در این مراسم که هنرمندان، عکاسان، پژوهشگران و علاقه مندان به هنر عکاسی شرکت داشتند چهرههای شاخص عرصه عکاسی و فرهنگ کشور از جمله سیف الله صمدیان، کریم ملک مدنی، مهدی منعم و فرهاد مهرانفر درباره جایگاه هنری، شخصیت حرفهای و تأثیر ماندگار زنده یاد محمد کوچکپور کپورچالی سخنرانی کردند.
نمایش مستند «فریاد جنگل»؛ روایتی از دوستی کیارستمی و کوچکپور
در ابتدای مراسم فیلم مستندی با عنوان «فریاد جنگل» عباس کیارستمی در نمایشگاه دایمی عکس محمد کوچکپور ساخته «سیف اله صمدیان » پخش شد که روایت سفر دو نفره صمدیان و کیارستمی به کپورچال و دیدار با محمد کوچکپور بود.
روایت همسر عکاس فقید از ۴۷ سال همراهی و فداکاری
بعد از پخش مستند، افسر درویشی همسر این عکاس فقید، با سخنانی درباره ۴۷ سال زندگی مشترک با محمد کوچکپور گفت: در سالهای زندگی مشترک با محمد کوچکپور تلاش کردم همواره در کنار وی باشم و با خیاطی گذران زندگی میکردم تا محمد بتواند به حرفه و علاقمندی خود بپردازد. در این بین فرزندان ما نیز همراه مشکلات و سختیهای ما بودند.
فرهاد مهرانفر: کوچکپور تکههای فرهنگ فراموش شده را برای آیندگان حفظ کرد
در ادامه این برنامه فرهاد مهرانفر، کارگردان، فیلم نامه نویس و پژوهشگر با نگاهی به اثرگذاری عکس محمد کوچکپور گفت: زمانی میتوان برای از دست دادن فردی متاسف بود که وی نتواند آثاری ماندگار از خود به جا بگذارد اما کوچکپور توانست با همه وجودش جاودانگی را در آثارش ماندگار کند.
در کنارخلاقیت و پشتکار کوچکپور نقش همسر وی را به عنوان پشتوانه نمیتوان نادیده گرفت چرا که با حمایتهای همسرش بود که محمد توانسته آزادانه وقتش را برای این کار بگذارد.
مهرانفر عنوان کرد: من به عنوان مستندسازنمی توانم در حوزه عکاسی به صورت فنی ایده و نظری بگویم اما هر دوی ما هم نسلی بودیم با وجه اشتراک فیلم و عکس.
در سال 62 وقتی از تهران به زادگاهم انزلی بازگشتم کتابخانهای به نام «دهخدا» افتتاح کردم.
در یکی از جشنوارهها با کوچکپور آشنا شدم و پس از آن به کتابخانه ی من رفت و آمد میکرد و همیشه آلبومی داشت که با خود به کتابخانه میآورد و عکس هایش را به دوستانی که تمایل داشتند نشان میداد.
مهرانفر با توجه به نبوغ و خلاقیت محمد کوچکپور در حوزه عکاسی ادامه داد: وی هیچگاه دوره آکادمیک ندید. ندای درون قلبش دانشگاهش بود. احساس و عواطف به زادگاهش داشت و همیشه دانشجو بود و به دنبال حقیقت میرفت. و همین راه باعث شد همیشه در حال کشف باشد. کوچکپور هیچگاه متوقف نشد و توانست خلاق باقی بماند.
مهرانفر درباره مفاهیم عکسهای کوچکپور اینگونه عنوان کرد: محمد تکه پارههای یک فرهنگ فروپاشیده شدهای که دیگه در روستا نداریم را جمع کرد. ارزش این چیدمان از آن جهت است که به حقیقت نزدیکتر است. زیبایی شناسی این آثار از حقیقت هست که به وجود آمده است. محمد کوچکپور همیشه به حقیقت قضیه نزدیک میشد که بر این اساس ما نیز حقیقت آن داستان را متوجه میشدیم.
کار او تکه پارهها را جمع کردن و درست چیدن و برای آیندگان گذاشتن باقی گذاشتن بود.
ویژگی کار خاکپور ثبت حقیقتِ فرهنگی مردمانی بودند که امروز دیگه به آن شکل وجود ندارد.او مراقبت کرد که آنها فراموش نشوند، او یک تنه جای همه را گرفته بود حتی به واسطه رستورانی که برپا کرده بود ترویج فرهنگ میکرد و پاسدار میراثی بود که میدانست در حال فراموشی است.
وی با اشاره به ارج نهادن آثار کوچکپور ادامه داد: به جای تسلیتهای بیهوده، بخشی از این آثار باید در شهر مزین شود تا در مقابل دیدگان نسلهای جدید قرار گیرد.
مهرانفر در بخشی دیگر از سخنانش گفت: کوچکپور در قید یک قومیت نبود. او از این موضوع فراتر میرفت و تابع صرف گیلان نمیشد، به استانهای دیگر و به ایران بزرگ هم سفر میکرد. چرا که وحدت را در کثرت میدید که این رفتار را در خیلی از کنش گران سیاسی و هنری نمیتوان دید.
کوچکپور؛ هنرمندی که حقیقت را در قاب تصویر جست وجو میکرد
کریم ملک مدنی فیلمساز، فیلمبردار و عکاس سخنران بعدی این برنامه بود.
مدنی در ابتدای سخنانش به چند ویژگی مهم عکسی کوچکپور اشاره کرد و گفت: محمد کوچکپور عکاس خودآموختهای بود که عکاسی رابه صورت آکادمیک طی نکرده و پیش خود آموخت.
وی تاکید کرد: خودآموزی در هنر سخت است چرا که انرژی زیادی میطلبید. باید پیگیر بود، زحمت و مرارت کشید و بدتر از همه برای اینکه به هدفت برسی زمان زیادی باید برایش صرف کنی.
ملک مدنی با برشمردن ویژگی مردم دار بودن کوچکپور گفت: مستند در گرو ارتباط است. تا زمانیکه این ارتباط تنگاتنگ نباشد عکاس نمیتواند موفق شود.
کوچکپور با جنگل نشینان همزیستی و انس داشت و به راحتی ارتباطی برقرار میکرد و اینگونه بود که میتوانست به اهدافش برسد.
در این میان اما عشق و دلبستگی یک مسأله دیگری است. هنر و هنرمندی در گرو عشق است.
محمد کوچکپور عاشق بود. عاشق کارش،عاشق هنرش، عاشق جنگل و جنگل نشینان. عاشق بود که توانست آثار گرانبهایی را برای این مرز و بوم به ارمغان بیاورد.
و در نهایت همه اینها در سایه تلاش و تلاش بود.
وی ادامه داد: پشتوانه خانوادگی که ایشان داشت بینظیر بود. سمبل این پشتوانه فداکاری و همراهی افسر درویشی همسر وی است. خانم درویشی به عنوان یک ناجی در کارهایش بود. وی از خودگذشته و صبور بود که اگر این پشتوانه خانوادگی نبود این موفقیتها برایش فراهم نمیشد.
وی در پایان غزلی از حافظ را از زبان محمد کوچکپور خواند:
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بیمزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را، مخدومِ بیعنایت
درخواست برای ثبت و نمایش آثار کوچکپور در فضاهای شهری
مهدی منعم، عکاس در بخش دیگر این بزرگداشت شروع به سخنرانی کرد و گفت: ما عکاسان از نظر بیانی ضعیف هستیم، چهل سال است که مسئولیت این گفتمان را از زبان چشمانم ارایه دادهام.یعنی چشمان ما زبان تصویر است.
منعم ادامه داد: وقتی از گیلان حرف میزنیم اولین جایی که به ذهنمان میرسد رشت زیبا است. رشت معروف به شهر باران با بارانهای رویایی تابستانهاش با غذاهای خوشمزه. در این بین به قول محمد صالح علا: به دلیل کمبود وقت سراسیمه از رشت به انزلی میرویم.
اگر از انزلی دور شویم به شهر کوچکی که امروز کپورچال به بهانه آن از انسانی یاد میکنیم که در دهه شصت با خرید یک دوربین و خودآموز و بدون بهره گیری از هیچ گونه کلاسی و هیچ دانشگاهی هنر عکاسی را آموخت.
قدرت آثار کوچکپور در ایجاد رابطه انسانی نهفته است
هیچ دانشگاهی هنرمند تربیت نمیکند و از آن عکاس بیرون نمیآید. دانشگاه تنها راه میانبر را به ما یاد میدهد. در این بین اما کوچکپور در بزرگترین دانشگاه زندگی و در میدان عمل فارغ از تحصیل شد.
منعم درباره ویژگیهای کوچکپور اینگوه روایت کرد: کوچکپور انسانی بسیار هوشمند و خلاق بود. من احساس میکنم این آدم از زبان بیان و کلامش به درستی استفاده میکرد. قدرت عکس هایش در ایجاد رابطه انسانی است.چرا که بعد از گفتمان و رابطه است که عکاسی متولد میشود و وی در عین حالی که با هیچ عکاس بزرگی رفت و آمد نداشت در واقع به این نتیجه رسیده بود که هنر در تجربه است که به دست میآید.
وی در پروژه بلند مدتی که داشت ارتباطات انسانی ایجاد کرد که این ارتباطات در واقع خانواده هایی برای او ساخت.
.jpg)
عکاسی که با سوژه هایش زندگی میکرد، نه اینکه تنها از آنها عکس بگیرد
کوچکپور در عکاسی نگاه انسانی داشت و این یعنی موضوع خود را تحریک، تعریف و تحقیر نمیکند. این گونه است که آن موضوع خانوادهاش میشود و تو بهترین عکس را مثل خانوادهات از آنها خواهی گرفت.
این ارتباط شگفت انگیز محمدکوچکپور با موضوعاتش باعث میشود که وی مثل خیلی از عکاسان دهه شصت با گرفتن یک عکس از موضوع جدا نشود و بارها و بارها میتواند سراغ سوژه هایش برود.
کوچکپور؛ نیکوکاری که بخشی از زندگی جنگل نشینان شد
منعم در بخش دیگری از سخنانش به نقش کوچکپور بین اهالی منطقه اشاره میکند و میگوید: محمد برخی مواقع برای این آدمها نقش یک پدر را بازی میکند و در جای دیگر نقش برادر و گاهی هم به عنوان یک نیکوکار در زندگی آنها قرار میگیرد.
روزی محمد میگفت: به کمک خیرین برای بچههای جنگل نشین کفش و لباس تهیه میکرده است.
اینگونه است که محمد کوچکپور بسیاری از رازهای خود را با خود برد. و از این جهت باید گله کنیم چرا که ما هنرمندان را به فراموشی میسپاریم.

روایت عکاسی پیشرو که پیش از استیو مک کری به سراغ روایتهای بلندمدت رفت
قبل از اینکه استیو مک کری از دختر افغان عکس بگیرد و بعد از چند سال بازگشت کند به افغانستان و دوباره او را بیابد، محمد کپورچالی در این سبک بسیار عکس گرفته بود اما جایی برای دیده شدن، نداشت.
وی در پایان سخنانش گفت: در مورد محمد کوچکپور بسیار میتوان گفت اما بهترین نکته در مورد وی این است که انسان خودساختهای بود که از سبد زندگی خود خرج فرهنگ این کشور کرد. خانوادهاش بخصوص همسرش با خیاطی تامین هزینه کرد و بچهها نیز با صبوری وی را همراهی کردند.
محمد کوچکپور تک سوار تاریخ تصویری ایران است
در پایان این بزرگداشت، سیف الله صمدیان، عکاس، فیلمساز و فیلم بردار به سخنرانی درباره کوچکپور پرداخت و گفت: کل عکاسان بزرگ جهان که در آژانس عکس مگنو ثبت شدهاند یک نفر فقط به دانشگاه هنری رفته است بقیه همگی خودآموخته بودند. از جمله این عکاسان محمد کوچکپور بود.
محمد کوچکپور همیشه کارهایش را به همراهش میآورد و به من نشان میداد و مجبورش کردیم تا قراردادی بسته شود و کتابی از آثارش چاپ شود. برای این کار در هر بخش بهترین عکس هایش را سختگیرانه انتخاب کردیم و در نهایت منتشر شد.
«گیلان بهشت طبیعت» و «دریچه سبز»؛ میراث مکتوب عکاس فقید
حسنی که این کتاب برای گیلان داشت این بود که برای یک ایران و جهان از استان گیلان تنها مرجع کامل بصری بود با واقعیت هایی که امکان ندارد دوباره تکرار شود.
اگر محمد کوچکپور نبود در این حدی که برای این منطقه الان تصویر وجود دارد تصویری نمیداشت.
کوچکپور به گمان من تک سوار تاریخ تصویری ایران است.
پایان مراسم بزرگداشت با رونمایی و عرضه آثار ماندگار کوچکپور
در پایان این برنامه کتابهای «گیلان بهشت طبیعت» و « دریچه سبز» برای تهیه علاقمندان در محل عرضه شد.
گفتنی است این برنامه با همکاری گالری کلهر، رستوران شورکولی رشت و فروشگاه ایرانیان برگزار شد.

