کلانشهر: کشتی ایرانی آنا که به محل شهادت و نقطه پایان زندگی نیما تبدیل شد، در لنگرگاه خارج از رودخانه ولگا در محدوده آبهای روسیه قرار داشت که مورد حمله پهپادی قرار گرفت و با اصابت پهپاد به پل فرماندهی کشتی، پایان زندگی کوتاه نیما با شهادت رقم خورد.
قرار بود نخستین سفر شهید نیما مرادی، آغاز راه باشد؛ سفری که با هزار امید، هزار رؤیا و هزار نقشه برای آینده شروع شد. نیما مرادی، جوان 23ساله بندرانزلی، پا روی عرشه کشتی «آنا» گذاشت تا نخستین تجربه حرفهای دریانوردیاش را رقم بزند؛ بیخبر از اینکه این سفر، آخرین فصل زندگیاش خواهد بود.
بامداد شنبه 3مرداد، کشتی «آنا» تنها 5کیلومتر با ورودی رود ولگا فاصله داشت و به دلیل توفان، حرکتش را متوقف کرده بود تا پس از آرام شدن دریا، مسیر خود را ادامه دهد اما پیش از آنکه توفان فروکش کند، حمله پهپادی اوکراین همه چیز را تغییر داد؛ حملهای که نه فقط مسیر یک کشتی، بلکه مسیر زندگی یک جوان را برای همیشه متوقف کرد. خانوادهاش چشم انتظار بازگشت پسری بودند که با لبخند از خانه خداحافظی کرده بود؛ پسری که قرار بود با دستهای پر از تجربه و خاطره برگردد و 5مرداد جشن تولد 24سالگیاش در خانه برپا شود اما 2روز قبل از جشن تولد، نقطه پایان برای زندگی نیما گذاشته شد. نیما پسر انزلی بود و حالا از آن همه آرزو، تنها نامی بر زبان همشهریانش مانده است؛ نام جوانی که با عشق به دریا راهی سفر شد اما هرگز فرصت نکرد دوباره ساحل شهرش را ببیند.
خداحافظ رفیق
شهادت نیما مرادی، این جوان 23ساله اهل انزلی، تنها خانوادهاش را داغدار نکرد؛ دوستانش نیز هنوز در شوک از دست دادن رفیقی هستند که تصور میکردند سالهای طولانی در کنارشان خواهد ماند. در میان پیامهای منتشرشده برای او، دل نوشته امیر، دوست صمیمی نیما، روایت تلخی از پایان 8سال رفاقت و خاطرات مشترک است. صفحه اینستاگرام امیر پر شده است از عکس هایی که راوی رفاقت قدیمی با نیما هستند. اینطور که امیر در صفحه اینستاگرامش نوشته است، قرار بود تولد ۲۴ سالگی نیما را کنار هم جشن بگیرند، اما حالا او باید این روز را بدون بهترین دوستش پشت سر بگذارد. او با حسرت خطاب به نیما نوشته است: «این بود اومدنت؟ تولدت ۲۴سالگیت رو باید با هم میگرفتیم، الان داری تنها میگیری. این جوری میخواستی پشتم باشی؟ داداشت دیگه هیچ کس رو نداره.»
تولدی که عزا شد
اینطور که اطرافیان نیما در شبکههای اجتماعی روایت میکنند، 5مرداد همان روزی بود که در تقویم به نام نیما سند زده بودند و قرار بود که همه برای تولدش دور هم جمع شوند اما این بار جشن تولد با لباس عزا پیوند خورد. امیر در یکی از ویدئوها، ماشین سفیدی را با گلهای سیاه آراسته است و به سبک و سیاق خود برای عزای دوستش آماده میشود تا نشان دهد که حواسش به جشن تولد رفیق قدیمیاش است: «تو به من گفته بودی که موقع تولدت، میای و کنارمی، اما بدجوری همه ما رو داغون کردی.» دوست شهید مرادی راست میگوید؛ یک ایران عزادار ملوان جوانی هستند که حالا نامش با کلمه شهید همنشین شده است: «الان یه ایران داغداره و یه ایران واسه داداش من غم گرفته. این حقت نبود. روحت اون بالا شاد باشه.»
پسر ته تغاری خانواده مرادی
دیروز بیست و چهارمین سالگرد تولد نیما بود و در همین روز خانواده او به جای تدارک سوروسات جشن تولدش پیکر او را به خاک سپردند. نیما فرزند ته تغاری خانواده مرادی بود و تازه بودن این داغ سنگین برای خانواده داغدارش باعث شد از امیر نظری، رئیس بنیاد شهید انزلی بخواهیم از این جوان اهل انزلی برای ما بگوید.
نظری با خانواده این شهید آشنایی چندین ساله دارد و تعریف میکند: «خانواده مرادی ۳ فرزند پسر دارند که نیما سومین پسر و فرزند ته تغاری آنها بود. عشق به دریا جزء جدانشدنی جوانان بندر انزلی است. نیما هم مانند همه همسالانش عاشق دریا بود. همین علاقه هم سبب شد در دورههای آموزش دریانوردی شرکت و در این رشته مهارت کسب کند.» هیچ کس نمیدانست نخستین آزمون نیما در نشان دادن مهارتهای دریانوردیاش با حملات ناجوانمردانه دشمن به کشتیهای غیرنظامی کشورمان گره میخورد: «نیما برای کشتیرانی روی کشتیهای غیرنظامی آموزش دیده بود و وقتی کشتی آنا از بندر آستراخان عازم بندرانزلی شد، او با ملوانان کشتی به دریا رفت تا دریانوردی حرفهای را در پهنه دریا برای اولین بار تجربه کند اما حمله ناجوانمردانه اوکراین به این کشتی تجاری باعث شد او با اصابت ترکش به سرش به شهادت برسد.»
نیما فرزند یک جانباز بود
شهادت نیما نخستین زخمی نیست که دشمنان وطن بر پیکر خانواده مرادی نشاندهاند و او عشق به آب و خاکش را از پدر آموخته است، امیر نظری، رئیس بنیاد شهید انزلی میگوید:«پدر شهید از جانبازان دوران دفاع مقدس است و در دوران جنگ ۸ ساله، در جبهههای مختلف حضور داشته است.»
پسر خوش قد و بالای خانواده مرادی، ورزشکاری حرفهای، عاشق فوتبال و تکواندو بود: «نیما در رشته تکواندو چند مقام قهرمانی کشوری داشت و از مدال آوران این رشته بود. به فوتبال هم علاقه زیادی داشت و وقتی مسابقات تیم فوتبال باشگاه ملوان بندرانزلی برگزار میشد، خود را برای تشویق تیم به محل مسابقه میرساند.»
کشتی ایرانی آنا که به محل شهادت و نقطه پایان زندگی نیما تبدیل شد، در لنگرگاه خارج از رودخانه ولگا در محدوده آبهای روسیه قرار داشت که مورد حمله پهپادی قرار گرفت و با اصابت پهپاد به پل فرماندهی کشتی، پایان زندگی کوتاه نیما با شهادت رقم خورد. به گفته هادی حق شناس، استاندار گیلان، این شناور حامل بار آهن بود که از بندر آستراخان به مقصد بندرانزلی در حال حرکت بود؛ مسیری که سالها به عنوان یک کریدور امن و مطمئن برای تبادلات تجاری میان ۲ بندر مورد استفاده قرار میگرفت اما این بار روایت تلخی را در ذهن ایرانیان رقم زد.

