اختصاصی کلانشهر: صالح محمدی، رئیس سازمان جهاد کشاورزی گیلان، امروز در نشست خبری خود درباره یکی از جدیترین تهدیدهای پیش روی کشاورزی استان هشدار داد؛ تغییر کاربری اراضی و نقش مشاوران املاک در این روند. او گفت حدود ۱۷ هزار مشاور املاک در گیلان فعالیت میکنند و با افزایش مهاجرت به استان، این مسئله میتواند به تغییر کاربری و از بین رفتن شالیزارها و باغات دامن بزند.
در این ارتباط بیشتر بخوانید:
رئیس جهاد کشاورزی گیلان:
پیش بینی تولید یک میلیون و ۱۵۰ هزار تن شلتوک در گیلان/۳.۶ میلیون تن محصول کشاورزی در گیلان تولید میشود
این هشدار را باید بسیار جدیتر از یک تذکر معمول اداری دید. گیلان فقط یک مقصد گردشگری و سرسبز برای آخر هفتهها نیست؛ این استان یکی از مهمترین قطبهای کشاورزی کشور است و سالانه نزدیک به ۳.۶ میلیون تن محصول کشاورزی در آن تولید میشود. از سوی دیگر، محمدی در همین نشست تأکید کرد که حدود ۸۵ درصد نیاز غذایی کشور در داخل تولید میشود و تولید غذا بخشی از قدرت و امنیت ملی است.
پس هر باغ و شالیزاری که از چرخه تولید خارج میشود، فقط از دست رفتن یک قطعه زمین در یک روستای گیلان نیست؛ بخشی از ظرفیت تولید غذای کشور از بین میرود.
نگاهی به برخی مناطق شمالی نشان میدهد که این اتفاق چندان هم دور از ذهن نیست. مازندران، همسایه گیلان، پیش از این بخش قابل توجهی از اراضی کشاورزی خود را به خاطر تغییر کاربری، ساخت وساز و ویلاسازی از دست داده است و بعد از آن بود که فشار مهاجرت و تقاضای خرید زمین بیش از گذشته به سمت گیلان روان شد.
امروز کمتر روستایی در گیلان را میتوان یافت که در آن خانهای متعلق به افراد غیربومی ساخته نشده باشد؛ خانه هایی که برخی از صاحبانشان در آنها ساکن شدهاند و برخی دیگر فقط آخر هفتهها، تعطیلات یا بخشی از سال را در آنها میگذرانند. مسئله البته داشتن خانه در گیلان نیست؛که گیلان هم گوشهای از ایران است و ایران هم متعلق به تمام مردمانش است. مشکل از جایی آغاز میشود که خانه دوم، ویلا و ساخت وساز، جای شالیزار، باغ و زمین تولیدکننده غذا را بگیرد.
تناقض تلخ ماجرا همین جاست؛ گیلان استانی کوچک اما حاصلخیز است که باید بخشی از غذای میلیونها ایرانی را تامین کند؛ حتی غذای همان شهروندانی که ممکن است در دل همین شالیزارها و باغها برای خود خانه دوم ساخته باشند.
اما اگر قرار است فقط از تغییر کاربری انتقاد کنیم و همه تقصیر را متوجه زمین خوار، مشاور املاک یا صاحب زمین بدانیم، بخش مهمی از واقعیت را ندیدهایم.
یکی از نکات مهمی که ممکن است برای شماری از منتقدان وضعیت موجود خوشایند نباشد و کشاورز گیلانی را مقصر اصلی این شرایط بدانند این است که به هر حال زمین کشاورزی تنها دارایی و محل درآمد این قشر است و او باید بتواند از محل درآمدهای زمینش زندگیاش را بگذراند..jpg)
وقتی هزینه کود، سم، بذر، ماشین آلات، دستمزد و سایر نهادههای تولید افزایش پیدا میکند و در سوی دیگر، کشاورز با مشکلات فروش محصول، قیمت گذاری، واردات و نوسان بازار مواجه است، غیر طبیعی نیست که وسوسه فروش زمین برای بخشی از مالکان افزایش پیدا کند. زمینی که یک سال، دو سال یا چند سال پشت سر هم درآمد قابل اتکایی برای صاحبش ندارد، در بازاری که قیمت زمین با سرعت زیادی افزایش پیدا کرده، به یک دارایی وسوسه کننده برای فروش تبدیل میشود.
بویژه آنکه مدتهاست وضعیت اقتصادی ایران نابسامان است و کشاورزان چشم انداز روشنی برای بهبود اوضاع ندارند. نکته مهم دیگری که در این میان نباید نادیده گرفته شود این است که میانگین سن کشاورزان گیلانی هم مانند دیگر نقاط ایران بالاست و حالا پدران و مادرانی که کشاورزی برایشان بخشی جدایی ناپذیر از هویتشان بود یا از دنیا رفتهاند یا توان کشاورزی ندارند و تعدادی نیز با فرزندانی مواجهاند که از آنها مطالبه زندگی مرفه تری دارند.
بنابراین مبارزه با تغییر کاربری باید دو بال داشته باشد: یک بال، برخورد جدی با ساخت وساز غیرمجاز، زمین خواری و سوداگری زمین است؛ بال دیگر، حمایت واقعی از تولیدکننده و اقتصادی کردن کشاورزی.
نمیتوان از کشاورز انتظار داشت زمینش را برای امنیت غذایی کشور حفظ کند، اما وقتی هزینه تولید بالا میرود و سود تولید کاهش پیدا میکند، او را تنها بگذاریم. اگر تولید برنج، کیوی، فندق، چای، زیتون و دیگر محصولات برای کشاورز صرفه اقتصادی داشته باشد، خود کشاورز نخستین کسی خواهد بود که برای حفظ زمینش میایستد.
اما فعالیت ۱۷ هزار مشاور املاک در گیلان، در کنار موج مهاجرت و تقاضای فزاینده برای خرید زمین، زنگ خطری برای شالیزارها و باغهای استان است؛ در حالی که سرسبزی و حاصلخیزی گیلان نباید به بهای نابودی زمینهای کشاورزی و تبدیل آنها به خانههای دوم تمام شود؛ استانی که قرار است بخشی از غذای کشور را تامین کند، نمیتواند آرام آرام به مقصد ویلاسازی در دل شالیزارها و باغها تبدیل شود.
باید بارها تاکید کرد این استان قرار نیست فقط مقصد تعطیلات و خانه دوم باشد. «گیلان، زمینِ تولید غذای ایران است»؛ و اگر قرار است این مسئولیت همچنان بر دوش گیلان بماند، باید هم با تغییر کاربری زمین مقابله کرد و هم کاری کرد که کشاورز بتواند از کشاورزی زندگی کند. وگرنه ممکن است روزی برسد که در میان انبوه ویلاها و ساخت وسازها، دیگر به زحمت بتوان باغ و شالیزارها را دید؛ و آن زمان، موضوع فقط تغییر چهره روستاهای گیلان نیست، بلکه مسئله، سفره میلیونها ایرانی خواهد بود.

.jpg)