اختصاصی کلانشهر: نیما فریدمجتهدی-آرش آقاجان پور گزاف رودی- برای اهمیت بسیاری از کوهها میتوان دلایل زیادی را برشمرد.
سُماموس، مرتفعترین کوهِ استان گیلان، شهرستان رودسر و بلندترین کوه رامسر (البته بعد از کوه خَشچال) است. اما علاوه براین میتوان دلایل زیادی را به عنوانِ ویژگیهای جالبِ توجه این کوه عنوان کرد.
ویژگی هایی که موجب شد شرایطِ احرازِ ثبت این کوه در فهرست میراث طبیعی ایران فراهم شود. ازجمله ویژگیهای طبیعی میتوان از این موارد نام برد: این کوه مرتفعترین کوه استان گیلان است، یعنی بامِ استان گیلان.
این کوه با موقعیت" ۲۶ ۵۰°۳۶ عرض جغرافیاییشمالی و " ۰۳ ۲۳°۵۰ طول جغرافیایی شرقی، در شرق استان گیلان هم مرز با استان مازندران و در میان شهرهای رامسر، چابکسر، واجارگاه و رحیم آباد واقع شده است. سُماموس با ارتفاع ۳۷۰۳ متر دارای سه قلّه به نامهای کوچِ سُموموس (سُماموس) و پیلِ سُموموس (سُماموس)، کوچ سُموموس (سی پُشت) است.
این کوه، به شکل توده کوهستانی منفرد در شرق گیلان خودنمایی میکند، توده کوهستانی سُماموس از جبهه شمالی به کرانههای دریای کاسپین و از جبهه شرقی و غربی به ترتیب به درّههای عمیقی با نام چالک رود و پُل رود ختم میشود.
از دیگر ویژگیهای توپوگرافیکِ ارزشمندِ سُماموس، نیم رخ جبهه شمالی کوه است که به شکلی بیواسطه به کرانههای کم ارتفاعِ دریای کاسپین میرسد.
این مسئله سبب شده که اختلاف ارتفاع نیم رخ سُماموس در رُخ شمالی بالغ بر ۳۸۰۰ متر باشد. کوه سُماموس نزدیکترین قله با ارتفاع بالای ۳۰۰۰ متر در کل رشته کوههای البرز از آستارا تا گرگان، به دریای کاسپین است.
از دیدگاه زمین شناسی وجودِ مقطع تیپیک از کنگلومرای جواهرده از دیگر دلایل اهمیت این کوه است. وجودِ دو گونه گیاهی مختص به این کوه از دلایل گیاه شناسی قابلِ توجه آن است.
اما فارغ از شرایط طبیعی، آن چه تمایز بارزِ این کوه را در جغرافیای منطقه سبب شده ارتباط معنوی آن با ساکنین در مناطق و کوهپایهها و همچنین مردم همجوار در مناطق کوهستانی آن است.
سُماموس کوهی با ضریب نفوذِ اجتماعی عمیق در میان مردم منطقه شرق گیلان و غرب مازندارن (به ویژه رامسر) است.
در این یادداشت ردی تاریخی از نامواژه سُماموس اشاره میشود و سپس به عنوان یک سند، در مورد تلفظ نام این کوه بحث میشود.
اهمیت این مسئله به دلیل نبود منابع جغرافیایی و تاریخی مکتوب در گیلان است که این چنین فقدانی در مسائل مختلفی ازجمله مسئله تلفظ دقیق نام واژگان و همچنین ریشه یابی آنها اهمیت دارد.
خوشبختانه برای بار نخست، در متنی که به نیمههای سده هشتم هجری باز میگردد نام واژه سماموس با ضمه بر حرف سین و به صورت سمامست به نگارش درآمده است.
سَماموس، سُمامُوس یا سُموموز؛ نام درست کدام است؟
«سُموموس»، «سُمام موز»، «سُمام»، «سُموموز»، «سُماموس (شاه سُمام)»، «سوما سیاه»، چه این اسامی ناشی از تفاوتهای موجود در گویشهای گویش وران زبان گیلکی در نقاط مختلف گیلان و مازندران باشد و چه در نهایت اسامی متفاوت، همگی نام کوهی هستند که امروزه بیشتر به سُماموس معروف است (سماموس با فتحه بر سین نخست، اغلب توسط فارسی زبانان به کار میرود و تصور بر این بوده که اینگونه صحیح میباشد!) مشکل این تضاد نه تنها عدم رعایت نامِ صحیح این کوه بلکه در واکاوی نام واژه این کوه است.
در هر تحلیل در زمینه نام واژهها، اولین قدم ثبت صحیح آن است. یعنی بُن مایه کار بایددرست باشد، وقتی نام واژهای در ابتدا در ثبت دچار مشکل باشد، چالش آغاز میشود. برای تفسیر و واکاوی نام واژه سُماموس نیاز به مقدمهای کوتاه است.
طی برداشت میدانی در زمینه نام کوه سُماموس در مناطق مختلف در شرق گیلان و غرب مازندران مشخص شد که اینکوه را سُمام، سُمامس، سُماموس، سُموموز، سُمام موز، سوما سیا، میخوانند. این مسئله حتی در کتبی که در چند سال اخیر توسط برخی از پژوهشگران رامسری نگاشته شده، موردِ تائید قرار گرفته است. بنابراین برای تحلیل این نام واژه نباید مبنا را بر واژگانی با تلفظ هایاین چنینی گذاشت.
سَماموس که بیشتر توسط فارسی زبانان و برخی منابع به کار میرود و به کلی اشتباه است. نکته جالب این که در یادادشتها و سفرنامههای باقیمانده نیز بارها از نام کوه سمام، سُمام کوه و سُماموس نام برده شده است. نه سَماموس! وقتی نام واژه سُماموس با تاکید بر فتحه خوانده شود بدون تردید تفسیر آن هم به گونهای دیگرخواهد بود. لازم به ذکر است نه تنها تلفظ «س» با فتحه اشتباهی رایج است، بلکه تفسیری که از این نام واژه ارائه میشود نیز جای تامل دارد.
برای این که برای تفسیر این نام واژه از تلفیقی از زبان عربی و گیلکی استفاده میشود. سَما به معنی آسمان و موس به معنی نشیمنگاه،یعنی نشیمنگاه آسمان! این نام واژه از دو بخش تشکیل شده است. آن چه مسلم است میان این نام واژگان ثبت شده، سُمام، سُمامس، سُماموس، سُموموز، سُمام موز، چند چیز مشترک است، سین همراه با ضمه، سمام و موز یا موس.
سند تاریخی از نام سُماموس با ضمه بر سین
به گزارش علی موسوی نژاد، پژوهنده ادیان، نسخهای ۳۲ صفحهای به زبان عربی به دست آمده که تا حدود دو دهه پیش با عنوان " رساله فی علما الزیدیه" در یکی از کتابخانههای عراق نگهداری میشده است. بخش اصلی نسخه مزبور رسالهای است که توسط یکی از زیدی مذهبان شمال ایران در نیمههای سده هشتم هجری به نگارش در آمده است و در بخش اصلی و با اهمیت این رساله به بیان عالمان زیدی مذهب در شمال ایران و برخی کتب آنان در سدههای ششم تا هشتم هجری میپردازد. گرچه نام مولف و گردآورنده این مجموعه در بخش موجود این نسخه خطی به دید نمیآید، اما بر اساس برخی کتب دیگر میتوان مولف آن را " ملایوسف حاجی گیلانی" که از زیدیان ناصری مذهب بوده برشمرد.
در این سند در عکسی که پیوست است در خط هفت در اشاره به مقبره «فقیه ابوالعباس مقری دیلمی» در «جره دشت» (جؤردشت) در جوار کوه «سُمامست».
در این متن به شکل مشخصی از روستای جؤردشت یا جواهردشت فعلی و قله سماموس نام برده شده است.

