شما در حال مشاهده نسخه ساده شده سایت هستید برای مطالعه نسخه کامل کلیک کنید!

از ریختن شیر در چشمه تا آیین‌های باران‌خواهی در گیلان

نگاهی به تقدس چشمه در گیلان؛ باورهای کهن و آیین‌های آب‌خواهی

اختصاصی کلانشهر: میثم نوائیان-باستان‌شناس-نیما فریدمجتهدی-گیلان‌شناس-هرجا که آب است آبادی و آبادان و هرجا که آب نباشد بی‌آبان (بیابان) است. این عنصر آن‌‌چنان در سرزمینِ خشک ایران عزیز است که در طولِ قرن‌ها نقش آن از یک مایه‌ی حیات ارتقا و به یک حالت ماورایی و متافیزیکی در تفکر ایرانیان رسیده است.
 ایرانیان به آب تجسم بخشیدند و بهترین نمونه آن، نقش برجسته طاق‌بستان در کرمانشاه است که «آناهیتا» ایزدِ آب در پشت سر پادشاه قرار گرفته‌است. 

ایزدانِ مخصوص آب عبارتنداز «آناهیتا» (آناهید)، «تیشتر» ایزد باران و «آپام نپات» ایزد تخمه آب‌ها. در مرحله تطوّر اساطیر، بعد‌از آنکه ایرانیان گردونه را شناختند،

 ایزدانِ مهم مانند آناهیتا را گردونه‌سوار تصور کرده‌اند و این نشانه اهمیت آب در فرهنگ است. زیرا کشاورزی و دامداری که معیشت و اقتصاد اصلی مردم این فلات بوده، به آن وابسته است، با آب ارتباط مستقیم دارد.
 ایران از نظر میزان بارش، کشوری خشک محسوب می‌شود. از این‌رو از دیرباز تلاش‌های فنی و مهندسی زیادی برای یافتن و انتقال آب انجام گرفت که منجر به اختراع کاریز (قنات) توسط ایرانیان شد.
 در کتیبه‌های هخامنشی از سه کار اهریمنی یاد می‌شود: «اهورامزدا بیاید کشور مرا از دروغ، سپاه دشمن و خشک‌سالی در امان دارد.»
 از دورانِ کهن، آب و بی‌آبی دغدغه مردمان این دیار بوده‌است و حتی این نگرانی و امید در میان داستان‌ها، افکار و اساطیر این سرزمین نیز راه پیدا کرده و چه بسیار شنیده شده که اژدهایی چشمه‌ای را خشک کرده و مردم به خداوند توسل می‌جویند و پهلوانی با ترفندهای خاص اژدها را می‌کشد و سرسبزی و آب دوباره برمی‌گردد.

 پیوند آب و حیات (بی‌مرگی) نیز ازجمله باورداشت‌هایی فراگیر در سطح ایران و حوزه‌ی فرهنگی آن است. در اغلب موارد مقدساتی که به نوعی تداوم حیات یافته‌اند با آب مربوط بوده‌اند. اسفندیار در آب رویین‌تن شد. نطفه موعودهای زرتشت، بنابر سنت زرتشتی و اعتقادهای زرتشتیان در آبِ دریاچه‌ی «کیانسه» (هامون) نگهداری می‌شود. در فرهنگ اسلامی نیز حضرت خضر، آب حیات را نوشیده و همیشه‌ زنده است. در فرهنگِ عامه امروزه نیز، پشت سر مسافر آب می‌ریزند، آب دادن به تشنگان را ثواب می‌شمرند و بر یزید لعنت می‌فرستند.

آب در زندگی و باورهای مردم گیلان

در سرزمینِ گیلان، حضور آب در زندگی انسان دوصورتِ متمایز، اما مربوط به هم دارد، یکی در بُعد باورداشت‌ها و اعتقادها، آن دیگر در بُعد کار و تلاش. هردو از هم جان می‌گیرند و با هم یک کُل متشکل هستند و به‌صورتِ بخشی از مجموعه‌ی بزرگ‌‌ترِ فرهنگ عمل می‌کند. هرچند شمال کشور پُربارش می‌نماید، اما به‌دلیلِ عدمِ نظم بارش در ماه‌های سال در جلگه و حجم کم بارش در مناطق کوهستانی، همیشه با مسئله‌ی کم‌آبی درگیر بوده‌است.
 برنج، کِشت غالب شمال کشور است و این درحقیقت می‌تواند نقطه‌ی آسیب‌پذیری کشاورزی در سال‌های کم‌باران باشد؛ در طول سالیان گذشته، به‌ویژه قبل‌از احداث سد سفیدرود، کم نبودند نزاع‌هایی که بر سر تقسیم آب در سرِ زمین‌های کشاورزی صورت می‌گرفت.
 آب، آن‌قدر اهمیت دارد که برای تقسیم آن فردی به نام «میراب» انتخاب می‌شد. معمولاً سعی می‌شد که میرآب سیّد باشد و شاید انتخاب کلمه «میر+آب» ریشه در این تفکر دارد تا جنبه‌ی تقدس آب حفظ شود. 
سنت‌ها و باورهای بسیاری در زمینه آب، باران، خشک‌سالی، چاه و چشمه و... در سرزمین گیلان وجود داشته که به مرور زمان از بین رفته‌اند. 
در تفکر مردمان شمالِ کشور چشمه، آب و چاه تجسم و باوری زنانه دارد و به همین خاطر مردان حق ندارند برای آوردن آب به سرِ چشمه یا چاه روند و اعتقاد دارند در این صورت چشمه قهر می‌کند و آب آن خشک یا کم می‌شود.
 به‌همین‌خاطر همیشه آب را حرمت نگه می‌دارند. در باورِ مردمان، چشمه‌ای عزیز است که رو به خورشید است و در میان چاه‌ها، چاهی که مظهر چشمه‌اش رو به قبله (جنوب) باشد را خوب و آب آن ‌را سبک می‌شمارند. علاوه‌بر‌این کم نبوده و نیستند چاه‌های مقدسی که از‌جمله به چاه‌های «صاحب‌الزمان» معروف بوده و مردم جهت برآورده شدن نیازشان در آن‌ها پول می‌انداختند. مانند چاه ِصاحب زمان در محله پرده‌سر لاهیجان.

آیین‌های باران‌خواهی و حرمت آب در گیلان

زمانی‌که باران نمی‌بارد و مراتع از سبزی به زردی می‌گرایند و برنج در ساقه خشک می‌ماند، زمان اجرای آئین‌های باران‌خواهی است. کودکان جمع ‌شده و «کتره گیشی» درست می‌کنند و در برخی نقاط با گذاشتن اجزای ساختمانِ زیارتگاهِ یک امام‌زاده، مانند لنگه دَر یا جلد قرآن در آب، متوسل می‌شوند و شیلان می‌کشند و نماز باران می‌خوانند. آیین‌های آب‌خواهی و باران‌خواهی در گیلان، مبنایش بر حرمت آب است. اگر آبِ چشمه را که خود منبع برکت است، برهم زنند و گل‌آلود کنند، باران می‌بارد. یعنی مردم آنچنان در تنگی و مضیقه‌اند که حرمت آب را نگه می‌دارند. گویی که روی سخن با موکل آب‌ها دارند تا تدبیری بیندیشند که مردم حرمت آب را نگهدارند. در فیلده رودبار سنگی به شکل بُز بوده، مردم در زمانِ کم‌آبی این سنگ را داخل آبِ چشمه‌ی کاریز می‌گذاشتند تا باران بیاید. یا در کوهِ فیروزکوه دیلمان، اگر در دهکده‌های اطراف باران زیادی ببارد، اهالی منطقه بر این عقیده می‌شوند که چاه دچار آلودگی شده‌است، چون برای چاه‌های فیروزکوه ارزش مذهبی قائل هستند، عقیده دارند تا چاه‌ها از آلودگی پاک نشوند، باران بند نخواهد آمد. اهالی در این موقع برای رفع آلودگی چاه اقدام‌های لازم را انجام می‌دهند.

نذر و قربانی برای آب؛ از ریختن شیر در چشمه تا سکه‌اندازی

از دیرباز به آب فدیه و قربانی تقدیم می‌شده‌است. این رسم کهن امروزه هم به اشکال مختلف باقی مانده‌است. مانند سکه انداختن در حوضِ آرامگاه سعدی، حافظ، باغ فین کاشان، دریاچه تخت سلیمانِ تکاب، چشمه گرماخانی روستای چوشَل و بسیاری از چاه‌ها و چشمه‌های مقدس گیلان. در شمال کشور هدیه دادن به آب، به شکل ریختن شیر در داخل چشمه هنوز هم متداول است. در صبح‌گاه روز ۱۳ آبان ماه (فردای شب «تیرماسینزه») سه جوان که معمولاً پسران اول خانواده هستند پس‌از شیردوشی سحرگاه به سرِ چشمه‌ای که مردمان روستا و احشام از آن می‌نوشند رفته و هر سه نفر به‌طورِ هماهنگ از روی شانه به‌سمتِ پشت سر خود، شیر را به داخل چشمه می‌ریزند و سپس بدون اینکه به هم نگاه کنند یا با هم حرف بزنند، به روستا برمی‌گردند و موردِ استقبال اعضای خانواده قرار می‌گیرند و بسان کسانی می‌مانند که ماموریت مهم و خطیری را انجام داده‌اند.‌

باور به لحظه بستن آب و برآورده شدن آرزوها

مردم گیلان عقیده دارند که در لحظه‌ِی معین در یکی‌از شب‌‌های سال، آب می‌بندد یا به خواب می‌رود؛ به‌نحوی‌که دست یا چیزی دیگری در آن فرو نمی‌رود، کیفیتی شبیه انجماد. باور دارند که در آن لحظه هرچه از خداوند بخواهند و هر نیتی داشته باشند، برآورده می‌شود. این شب در نقاط مختلف به تفاوت، شب عاشورا، یکی‌از شب‌های ماه مبارک رمضان (شب قدر)، شب نوروز، یا شب یلدا می‌دانند. درموردِ چرایی لحظه بستن آب در نقاطِ مختلف، پاسخ‌های متفاوتی وجود دارد، برخی ‌پاسخ‌ها حکایت از این داشت که آن لحظه، لحظه‌ای است که حضرت امام زمان (ع)یا حضرت خضر (ع) از آنجا عبور می‌کنند.

چشمه‌های مقدس و شفابخش گیلان

برخی‌از مردمانِ شمال کشور برای چشمه‌هایی که دارای عناصر غیرطبیعی هستند تقدس و احترام قائل‌‌اند و این غیرعادی و مشابه نبودن با سایر چشمه‌ها را دلیلی بر ماورایی و عنایت خاص و دست داشتن ایزدان و فرشتگان در به وجود آمدن آن‌ها می‌دانند. از این‌رو آب این چشمه‌ها، شفابخش و مقدس و برای درمان بیماری‌ها به کار می‌روند و همه عناصری که با این چشمه‌ها در ارتباط هستند، مانند سنگ و درخت پیرامون چشمه، مقدس پنداشته می‌شوند و باورهایی عمیق در مورد آن‌ها وجود دارد. چشمه‌های مقدس، در باور مردم به پیامبران و امامان یا امام‌زادگان مرتبط هستند. محلِ بیشتر این چشمه‌ها در جوارِ امام‌زاده‌هاست و بر‌اساسِ باور مردمان محلی، آب این چشمه‌ها مقدس است و نباید آلوده شود. این چشمه‌ها به لحاظِ باورداشت‌های جاری درباره آن، انواع گوناگونی دارند؛ چشمه‌های شفابخش که مردم آن‌ها را التیام‌دهنده دردها می‌دانند، در کنار اما‌م‌زاده‌ها، مساجد و... قرار دارند و به عقیده مردم، از وجود و برکت امام‌زاده متبرک شده‌اند و مردم آ‌ن‌ها را شفابخش می‌دانند. بسیاری از چشمه‌های گیلان به‌دلیلِ اهمیت درمانی، مانند درمان امراض پوستی و دفع سنگ‌کلیه مشهورند.

چشمه دم‌کش و باورهای محلی درباره آن

چشمه دَم‌کش در فَکَج‌وَرِ اوشیان. این چشمه به‌خاطرِ وضعیت خاص خود به‌گونه‌ای است که آب چشمه در مدتی (که با‌توجه‌به شرایط فصل و بارندگی تغییر می‌کند) قطع می‌شود و سپس دوباره به جوشش می‌افتد و آب بالا می‌آید و به مسیر خود ادامه می‌دهد. این پدیده طبیعی در نگاهِ مردمانِ پیرامون، جایگاه آن جهانی دارد و اعتقاد به دفن بزرگواران در کنار چشمه دارند و درختان شمشاد روئیده در کنار چشمه آکنده از پارچه نذری و دخیل است. از سویی این قطع شدن آب چشمه و دوباره جوشش آن باعث شده که این باور در عامه به وجود آید که روستاییان اطراف دوکل‌سر به مانند چشمه دمکش فوری عصبانی می‌شوند و سپس فوری آرام می‌شوند و فرایند این چشمه بر اخلاق مردم هم تاثیر گذاشته است!

چشمه آب‌گرم لویه و برف‌چال چهل‌امام در دُرفَک

در روستای لویه رودبار چشمه‌ی آب‌گرمی در کنارِ رودخانه بین لویه و دارستان قرار دارد و مردم به این چشمه بسیار اعتقاد دارند و گواه آن پارچه‌های بسیار زیادی (عموماً سبزرنگ) است که بر درختان پیرامون چشمه گره زده شده‌است. علت این احترام، وجود چشمه‌ای با آب گرم در کنار رودخانه‌ای با آب سرد بوده و این تناقض باعث احساس احترام برای این پدیده زمین‌شناسی است که در عمقِ لایه‌های اعتقادی مردمان ریشه دوانده است.
 برف‌چالِ روی کوه دُرفَک هم مثالی از این دست است، یعنی بر روی قلّه دُرفَک غاری است که در زمستان در آن برف جمع می‌شود و در بهار و تابستان گالش‌ها مقداری از این برف‌های تلمبار شده را برداشته و با خود به منزلگاه تابستانی می‌بردند. این برف‌چال، تنها منبع آب در این کوه است. به‌همین‌خاطر به این برف‌چال «چهل‌امام» یا «چهل‌بزرگوار» می‌گویند و در گذشته در داخل غار فانوس روشن می‌کردند. بسیارند چشمه‌هایی که به اسم نظر کرده، پیر یا امام و... در سراسر شمال کشور وجود دارد و از دوران کهن مردمان به این آب‌ها باور دارند و حرمت می‌گذارند.

مطالعه نسخه کامل