توافق برای پایان زندگی!
در این طلاق دیگر مشاور نمیتواند کاری کند، در واقع این جلسات بیشتر صوری است و کمترین اثر را در زوجین دارد و آنها کاری که بر روی آن توافق کردهاند را انجام میدهند. بنا به اعلام بهزیستی و طبق سامانه تصمیم ۹۰ درصد طلاقها در استان همدان به صورت توافقی انجام میشود.
دلایل عمده طلاق در استان همدان به ترتیب اعتیاد، خیانت، بیکاری و مشکلات اقتصادی و عدم تفاهم اخلاقی گزارش شده و میانگین سنی زوجهای متقاضی طلاق بین ۲۰ تا ۵۰ سال بوده است. ۱۵ درصد پروندههای طلاق به سازش پایدار و بازگشت به زندگی ختم شده، ۱۰ درصد شانس بازگشت به زندگی دارند و ۷۵ درصد به عدم سازش روجین منجر شده است.
نطفه طلاق همزمان با پیوند ازدواج بسته میشود
یک روانشناس خانواده گفت: طلاق یک پدیده فرهنگی است و نوع نگرش در طلاق میتواند در افزایش یا کاهش آن مؤثر باشد به طوریکه تحقیقات نشان میدهد دلایلی که افراد برای جدا شدن از هم موجه میشمارند از زمینه اجتماعی آنها برمی خیزد، چنانکه دلایلی که زوجین برای طلاق خود دارند به هیچ وجه در گذشته قابل قبول نبوده است.
مهسا رویانفر مطرح کرد: طلاق در کشور ما به عنوان یک پدیده نامبارک شناخته شده است و به افراد مطلقه به ویژه زنان نگاه مثبتی وجود ندارد و حالت طرد شده وجود دارد و ممکن است آن زن یا مرد مطلقه مشکلات روانی، خُلق پایین یا به بیراهه کشیده شدن از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی برایش رقم بخورد. حال اگر آن زن یا مرد آنقدر قوی و خودساخته باشد که کم پیش میآید، میتواند خود را به عنوان فرد موفق در جامعه نشان دهد.
وی اضافه کرد: به طور کلی دیدگاه جامعه ما به طلاق نامبارک است اما همانطور که پیوند ازدواج به وجود میآید، همان لحظه نطفه طلاق هم بسته میشود و باید بدانیم طلاق آخرین راه نیست بلکه میتواند راه سازندهای برای آینده ما انسانها باشد.
وی در ادامه بیان کرد: در آمار مقایسهای بین ازدواج و طلاق بین سالهای ۸۳ تا ۹۲ میبینیم در سال ۸۳ نسبت ازدواج به طلاق ۹.۸ بوده است یعنی به ازای هر ۱۰ ازدواج یک مورد طلاق داشتیم اما با گذشت کمتر از ۱۰ سال در ۹ ماهه سال ۹۲، نسبت ازدواج به طلاق ۵.۴ بوده، یعنی در مقابل پنج ازدواج یک طلاق به ثبت رسیده که شاهد دو برابر شدن نسبت ازدواج به طلاق بودیم که زنگ خطر آن زمان به صدا درآمد.
این روانشناس انواع و اقسام طلاق در فقه و حقوق اسلامی را شامل طلاق بائن، طلاق خُلع و مُبارات، طلاق توافقی و طلاق رجعی عنوان کرد و گفت: از دیدگاه روانشناسان نیز طلاق عاطفی که خیلی بارز و شایع است، طلاق قانونی، اقتصادی، والدینی، اجتماعی و روانی را داریم.
طلاق توافقی؛ از سادهترین و سریعترین راههای طلاق
وی در ادامه درباره طلاق توافقی مطرح کرد: همانطور که از اسمش پیداست یعنی طلاقی که به توافق دو نفر برسد، چنانچه زوجین هر دو در مورد طلاق توافق داشته باشند و در مورد نحوه جدایی، پرداخت حقوق زن، نفقه و حقوق فرزندان به تفاهم برسند این طلاق توافقی است و برای سرعت بخشیدن به کار کسانی که مشاجرهها، بحثها، اختلاف نظرها و تفاوتهای اجتماعی، فرهنگی، فردی و شخصیتی خیلی به آنها فشار میآورد، یکی از سادهترین و سریعترین راهها انتخاب طلاق توافقی است.
رویانفر در ادامه گفت: طلاق توافقی، طلاق بدی به حساب نمیآید و چند مزیت دارد به طوریکه سریعترین راه است به ویژه برای خانواده هایی که برای زن و شوهری که فرزندانی هم دارند و فرزندان شاهد بحث، مشاجره و طلاق عاطفی بین آنها هستند و این آسیب خیلی زیاد و جدی برای فرزند بوده و پس بهتر است این رابطه یک جایی تمام شود.
وی اضافه کرد: البته اگر تمام مشاورههای قبل از ازدواج را دریافت کردهاند و واقعاً نمیتوانند به نظر واحدی برسند و همدیگر را درک کنند و به طور کلی اختلاف نظراتشان از لحاظ طبقاتی، رفتاری، خانوادگی، روانی و شخصیتی متفاوت است، برای اینکه جلوی آسیب را بگیرند طلاق توافقی یکی از راههای سریع و ساده است تا اینکه طلاق مراحل دادگاهی را طی کند و کشمکش، جنگ، بحث و لج و لجبازی به وجود بیاید.همین اتفاقاتی که در خیلی از دادگاههای کشور اتفاق میافتد و ممکن است آخر خوبی هم نداشته باشد.
این روانشناس یادآور شد: پس طلاق توافقی در صورتی که زوجین به آن آگاهی و روشنفکری رسیده باشند که از طلاق توافقی برای پایان دادن به رابطه شان استفاده کرده و خیلی دوستانه و بدون هیچ کینه ورزی و دشمنی از هم جدا شوند و سر مسائل نفقه، حقوق زن و فرزندانشان و حضانت فرزندان کاملاً به تفاهم میرسند و طلاق به اسم طلاق توافقی شکل میگیرد.
طلاق پنهان؛ بارزترین نوع طلاق
وی در ادامه گفت: اگر بخواهیم از دیدگاه روانشناسانه صحبت کنیم، روانشناسان دیدگاههای مختلف و متفاوتی نسبت به طلاق دارند که بارزترینش طلاق عاطفی یا طلاق پنهان است؛ طلاق عاطفی زمانی رخ میدهد که کاهش علاقه بین زوجین به وجود آمده و مطابق دیدگاه جهانی طلاق عاطفی دورهای از زمان است که هر دو زوج به صورت فزایندهای از دیگری اطلاع روشنی ندارند و همدیگر را در منفیترین حالت ممکن میبینند.
رویانفر ادامه داد: مواردی چون رعایت حال فرزندان، حفظ آبرو، ترس از عواقب وحشتناک جدایی، عدم برخورد از حمایتهای عاطفی و مالی خانواده، مشکلات تأمین مخارج زندگی و آینده مبهم باعث میشود زوجینی که دچار مشکل شدهاند، طلاق عاطفی در زندگیشان به وجود بیاید و تحمل کنند. در واقع زوجین به خاطر این ترسها مجبور هستند در رابطهای که تفاهم ندارند و مشکل دارند، بمانند اما دچار طلاق عاطفی هستند.
وی بیان کرد: در بررسی علل طلاق فهرست بیپایانی وجود دارد، تقریباً تمام مسائلی که مورد اختلاف و تضادهای موجود در اجتماع هستند میتوانند موجب طلاق شوند. طلاق یک پدیده چند عاملی است به طوریکه طلاق پدیدهای است که علل مختلفی دارد و مثل زنجیره بهم پیوسته هستند تا اینکه این زنجیرهها آرام آرام باعث به وجود آمدن طلاق میشوند. هنوز هم در بسیاری از جوامع پیوندهای زناشویی به خاطر دخالتهای دیگران و گاهی اجبار دیگران برقرار میشود که هر چند اصل بر انتخاب و تصمیم طرفین است اما محیط، اطرافیان و خانوادهها مستقیم و غیرمستقیم در این امر نقش دارند که این پیوند زناشویی به روشهای متنوعی ایجاد میشود بنابراین طلاق پیامدهایی هم برای فرد و جامعه دارد.
این روانشناس عوامل فشارزای درونی برای طلاق را اینگونه بیان کرد: عوامل فشارزای درونی یعنی اینکه یکی از همسران در معرض فشار دورنی شدید قرار گرفته و تصمیم به طلاق میگیرد که این فشار ممکن است از طریق برآورده نشدن اهداف و نیازها وارد شده باشد.
وی با اشاره به اینکه انسانها دارای پنج نیاز شامل بقا، تفریح، قدرت، عشق و تعلق و نیاز به آزادی هستند، افزود: برطرف نشدن هر یک از این نیازها باعث ضعف در رابطه و مدیریت رابطه در زندگی دو نفره میشود و میتواند یکی از دلایل برای طلاق باشد.
این روانشناس خانواده فشارهای بیرونی را مربوط به فشارهایی دانست که بیرون از سیستم فردی قرار دارد و شامل فشارهای اجتماعی، شغلی، خانواده و... است.
عوامل به وجود آمدن طلاق
به گفته وی، ازدواج در سنین پایین، تقابل سنت و مدرنیته، عدم تفاهم شناختی و عقیدتی، ازدواج اجباری، عدم بلوغ اجتماعی، مقایسه زندگی با یکدیگر، عوامل اقتصادی، عوامل ارتباطی، اعتیاد، بیمسئولیتی، مشکلات جنسی، آزادی روابط جنسی، عدم فرزندآوری و نازایی، دخالت دیگران، عدم آشنایی با نیازهای اساسی زنان و مردان، خیانت و بیوفایی و متعهد نبودن نسبت به همسر، دخالت والدین، ازدواج احساسی و عاشقانه، اختلالات عاطفی و روانی، نقص شخصیت و خیلی مسائل دیگر باعث به وجود آمدن طلاق میشود.
مهمترین ملاکها در بهبود کیفیت زندگی زناشویی
وی در بخش دیگری مطرح کرد: یکی از مهمترین ملاکها و عوامل شناخته شده روانشناختی که در بهبود کیفیت زندگی زناشویی و افزایش رضایت آنها تأثیرگذار است مهارتهای ارتباطی است به طوریکه ارتباط، نقش مرکزی در ازدواج ایفا میکند و از لحاظ ویژگیهای زناشویی مشخص شده که ارتباط مؤثر و کارآمد میان زن و شوهر مهمترین جنبه خانواده هایی است که دارای عملکرد مثبت هستند.
وی دیگر ملاک را تقابل مثبت عنوان کرد و یادآور شد: یک منبع بسیار با اهمیت و رضایتمندی در ازدواج عبارت است از پاداش هایی که دو طرف به یکدیگر میدهند و زن و شوهرهای شادکام در عوض پاداش هایی که از یکدیگر دریافت میکنند، به همدیگر پاداش میدهند اما در عوض رفتارهای تنبیه کننده و طردکننده را باید نادیده بگیرند. آنها در مورد رفتارهای خوب یکدیگر تقابل دارند و رفتارهای ناخوشایند یکدیگر را نادیده میگیرند و آنها را در مقابل یکدیگر تلافی نمیکنند.
وی ملاک بعدی را مهارت حل مسئله دانست و اظهار کرد: در زندگی مشترک و رابطه دو عضوی حتماً تعارض و اختلاف وجود دارد اما چگونگی حل آن و داشتن مهارت گفتگو و حل مسئله بسیار مهم است. غیرممکن است در یک زندگی بحث، اختلاف نظر، چالش و تعارض وجود نداشته باشد حتی کسانی که از زندگیشان رضایتمندی خیلی بالایی دارند آنها هم دچار تعارض هستند اما چیزی که به آنها کمک میکند مهارت حل مسئله و گفتگو است.
تعارض محصول الزامی زندگی مشترک
رویانفر، تعارض را محصول الزامی زندگی مشترک دانست و مطرح کرد: بین دو نفر همیشه اختلاف نظر وجود دارد اما اینکه آن دو نفر بدانند چگونه اختلاف نظرشان را حل کنند و در حل مسئله مهارت داشته باشند، مسئله را بشناسند، چطور با هم صحبت کنند و راه حل هایی ارائه داده و بهترین راه حل را با تفاهم یکدیگر به عمل برسانند، خیلی مهم است.
وی مورد دیگر را عوامل شناختی مطرح کرد و گفت: شواهد فزایندهای وجود دارد که شیوههای درک، تفسیر و ارزیابی زوج از یکدیگر و رویدادهایی که در روابطشان اتفاق میافتد، تأثیر مهمی در کیفیت رابطه آنها دارد، در واقع عوامل شناختی که چقدر از طرف درک و شناخت و فهم داری میتواند کمک کند.
وی در ادامه بیان کرد: هیجان و مهارتهای هیجانی، صمیمت و خودافشاسازی، عملکرد جنسی، ویژگیهای شخصیتی، سبکهای دلبستگی، فردیت و خودتمایزیافتگی، بهداشت روانی و جسمی، سن، تحصیلات، درآمد و شغل، ایفای نقش، عوامل فرهنگی و فرزندان، همه اینها میتواند در کیفیت روابط زناشویی تأثیرگذار باشد و اگر زوجین نتوانند به گونهای که باید برخورد کنند و آگاهی و دانش نداشته باشند، صددرصد میتواند علت هایی برای طلاق شود.
وی در توضیح عملکرد جنسی گفت: پژوهشها نشان میدهد سطوح بالای رضایت جنسی با کیفیت و پایداری بیشتر روابط جنسی همبسته است، مطالعات نشان میدهد رضایت جنسی روی کیفیت رابطه تأثیر میگذارد و یک عامل و مؤلفه است برای کیفیت رابطه و نداشتن رابطه جنسی تأثیر بر روی اختلاف نظر زوجین دارد و اختلاف نظر زوجین در مورد روابط جنسی میتواند باعث بروز مشکل شود که باید با روانشناس مسئله را بررسی و حل کنند.
این روانشناس در پایان به جوانان توصیه کرد برای اقدام به ازدواج باید بررسی کنند که به بلوغ کامل عقلی، عاطفی، اجتماعی، اقتصادی وجنسی رسیده باشند و حتماً مشاوره قبل از ازدواج و شناخت کامل از هم داشته باشند تا آمار طلاق به کمترین درصد خود برسد.
خیانت و عدم رضایت جنسی؛ از دلایل اصلی طلاق
یک جامعه شناس نیز در مورد افزایش نقش خیانت به عنوان علت طلاق به خبرنگار ایسنا گفت: موضوع خیانت یکی از دلایل اصلی و قدیمی طلاق است که قبلاً در پژوهشهای کیفی به دست میآمده و مانند عامل عدم رضایت جنسی که در پژوهشهای کمی کمتر به آن اشاره میشده است، وجود داشته اما چون قبلاً طرح آن در جامعه تابو بود کمتر به آن به طور مستقیم اشاره میشده است.
حمید خاورزمینی ادامه داد: زوجها در بیان این موارد به عنوان علل واقعی طلاق در سالهای اخیر رفته رفته شفافیت بیشتری از خود نشان میدهند و قبح اجتماعی آن کاهش یافته اما این به معنای جدید بودن این علل نیست و همانگونه که اشاره شد در پژوهشهای کیفی و مصاحبههای عمیق این دو علت از دلایل اصلی طلاق از قدیم بودهاند که افراد با مراجعه به تجربیات زیسته خود میتوانند آن را ملاحظه کنند.
وی خاطرنشان کرد: افزایش آمار طلاق برای جامعه خوب نیست اما وقتی که ارزشهای لیبرالیستی در جامعه گسترش پیدا میکند افراد با توجه به تعریفی که جامعه لیبرال برای آنها از زندگی تعریف کرده به سمت و سوی طلاق رفتن را کم هزینهتر، راحتتر و پذیرفتهتر میدانند چراکه طبق این ارزشها مهم رضایت فرد است نه جامعه!
یکی از فواید طلاق توافقی، کاهش طلاق عاطفی است
خاورزمینی نظرش را درباره خوب یا بد بودن افزایش طلاق توافقی این گونه اعلام کرد: با وجود اینکه رواج این نوع طلاق میزان و سرعت اجرای طلاق را افزایش میدهد و طلاق هم برای جامعه پیامدهای ناگواری دارد و نشان دهنده بیماریهای دیگری در جامعه نیز است، فوایدی هم دارد که از جمله آن میتوان به کاهش طلاق عاطفی اشاره کرد.
وی افزود: این امر همچنین باعث کاهش خشونت و درگیری ذهنی، کلامی و کُنشی میشود هر چند آسیبهای طلاق برای فرزندان خانواده به جای خود باقیست اما میتواند به عنوان یک رفتار عاقلانهتر نسبت به بقیه آسیبهای خانواده باعث کاهش آسیبهای نامطلوب روی فرزندان شود، حتی طلاق توافقی از درگیر کردن کلانتریها و دادگاهها با مشکلات خانوادگی میکاهد و همه اینها در قیاس با طلاقهای کشمکشی بیشتر به نفع جامعه است.
این جامعه شناس مطرح کرد: تحقیقات نشان داده تنها با اطاله دادرسی مشکلات خانوادهها به طور واقعی حل نمیشود بلکه ممکن است مشکلات جدیدتری برای خانوادهها به وجود آورد به شکلی که افراد در برزخ تعهد_بی تعهدی قرار میگیرند که خود میتواند عامل یکسری از بزهکاریهای اجتماعی و پریشانیهای روانی شود.
وی در ادامه درباره اینکه الگوهای رفتاری جامعه ثباتی در زندگیشان وجود ندارد، چگونه مردم عادی با این وضع اقتصادی اسف بار از مقوله طلاق رهایی پیدا کنند؟ بیان کرد: نخست اینکه ما در جامعه فاقد الگوهای اجتماعی نسبتاً جامع هستیم چراکه تفاوت در سبک زیست افراد جامعه بسیار زیاد و حتی بعضاً متضاد هستند. در الگوهای مختلف عوامل اقتصادی را تنها یکی از دلایل آن میتوان برشمرد و نه حتی به عنوان اصلیترین عامل البته ریشههای اقتصادی طلاق امر اثبات شدهای است اما تأکید بیش از حد بر آن به نظر درست نمیرسد، سبک زندگی و تصورات زندگی آزادانه بعد از طلاق این علت را تاحدودی پوشش میدهد.
جلسات مشاوره طلاق کمترین اثر را در متقاضیان طلاق دارد
خاورزمینی درباره اینکه گفته میشود جلسات مشاوره طلاق به صورت صوری و بیکیفیت برگزار میشود، پاسخ داد: در مورد صوری بودن مشاوره بسیاری از موارد اگر درست هم انجام شود باز روی زوجین متقاضی طلاق کمترین اثر را میتواند داشته باشد، این جلسات مشاوره در واقع تلاش جامعه برای کاهش آمار طلاق است در حالیکه برای وقوع طلاق دلایل زیادی در اجتماع وجود دارد.
وی ادامه داد: از سوی دیگر همانطور که گفته شد طلاق یک مشکل اجتماعی است و با تغییر نگرش در فرد و در بُعد فردی، نمیتوان آن را تغییر داد. برای کاهش آمار طلاق آموزشهای پیش از ازدواج میتواند تا حدودی مؤثرتر باشد که از دوران کودکستان باید آغاز شود نه در یک جلسه چند ساعته بعد از نامزدی و دقیقاً قبل از بستن خطبه عقد!
خاورزمینی در ادامه بیان کرد: برای کاهش طلاق نخستین گام و مهمترین آن انتخاب صحیح همسر در هنگام ازدواج است، بسیاری از ازدواجها در ابتدا قابل پیش بینی است که به طلاق خواهد انجامید، گسترده شدن دایره همسرگزینی و عمومی شدن تعدادی از ارزشهای لیبرالیستی این توهم را برای افراد ایجاد میکند که قومیت و وابستگی به خُرده فرهنگها اهمیت خود را از دست دادهاند و افراد میتوانند با تکیه بر ارزشهای لیبرالیستی زوج مورد نظر خود را پیدا کنند.
وی افزود: در این مورد باید گفت که با توجه به مد شدن و فانتزی شدن نمایش اعتقاد به این ارزشها که خود نوعی ریاکاری به حساب میآید و نهادینه نبودن این ارزشها با توجه به ساختار اجتماعی جامعه ایران این نوع انتخابها اشتباه بزرگی به حساب میآید و حتی اگر در تشخیص این امر دقت به خرج داده باشند، از این امر نباید غافل بود که طلاق در اندیشه لیبرالیستی بسیار ممکن الوقوع و مجاز است.
این جامعه شناس خاطرنشان کرد: عوامل افزایش طلاق در جامعه تنوع سبکهای زندگی و بالا رفتن سطح انتظارات چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی در افراد است، این انتظارات از غذای روزانه تا امکانات زندگی و بزرگترین نکتهای که در تحقیقات کمی گرا کمتر به آن توجه میشود، روابط زناشویی بین زوج هاست که با توجه به پراسترس بودن و فشارهای اجتماعی مختلف از جمله فشارهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی که موجب تأثیرات منفی روابط زناشویی و حتی ناتوانیهای جنسی میشود، شرایط حادی را برای زوجها در هر سن ایجاد میکند که میتواند تأثیر زیادی روی افزایش ناسازگاری و در نهایت طلاق شود.
//=normalizeText($row['content']) ?>