وجود درختان شکسته و افتاده برای جنگل مفید است نه مضر
ماجرا از این قرار است که وقتی طرح تنفس جنگلها در قانون برنامه ششم توسعه گنجانده شد، قرار شد که هرگونه بهره برداری تجاری از جنگلهای شمال متوقف شود و سازمان منابع طبیعی اولا دیگر قراردادهای قبلی طرحهای جنگلداری را تمدید نکند و ثانیا از سال چهارم اجرای برنامه یعنی از سال 99 به بعد، دیگر هیچ گونه مجوزی برای برداشت درختان شکسته و افتاده در دل جنگلها صادر نکند. تصویب این قانون باعث شد که خیال دوستداران محیط زیست نسبت به توقف برداشت تجاری چوب از جنگلهای شمال در فاصله سالهای 96 تا 1400 تا حدود زیادی راحت شود و با توجه به این که اجرای قانون برنامه ششم یک سال دیگر نیز تمدید شد، انتظار میرفت که در سال 1401 نیز نگرانی خاصی از شروع مجدد بهره برداری تجاری از جنگلهای هیرکانی ایجاد نشود.
اما حالا با دستور عباسعلی نوبخت رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، مسئولان ادارات کل منابع طبیعی و آبخیزداری استانهای گیلان، مازندران (نوشهر)، مازندران (ساری) و گلستان موظف شدهاند که درختان شکسته، افتاده و پوسیده موجود در جنگلهای شمال، بخصوص درختانی را که در حاشیه 70 متری جادههای جنگلی قرار دارند، شناسایی و نشانه گذاری کنند تا رفته رفته ضوابط پیمانکاری مربوط به خروج این درختان از دل جنگل اعلام شود. این دستور از نظر برخی از دوستداران محیط زیست، امکان دارد شرایط را برای حضور دوباره پیمانکاران چوب در جنگلهای شمال مهیا کند و حتی این نگرانی وجود دارد این تصمیم مانند سالهای قبل از اجرای طرح تنفس، زمینهساز شنیدن دوباره صدای گوشخراش ارههای موتوری در هیرکانی باشد. 
منع قانونی برداشت درختان شکسته و افتاده از سال 99 به بعد در طرح تنفس جنگلها
استدلال فنی موافقان خروج درختان شکسته، افتاده و پوسیده از جنگلهای شمال که براساس آن مسئولان سازمان منابع طبیعی را راضی به صدور مجوز برای این کار کردهاند، این است که این درختان زمینه وقوع حریق گسترده در دل جنگلها را فراهم میکنند و با کوچکترین صاعقه یا عوامل مشابه، آتش میگیرند. این افراد همچنین درختان شکسته، افتاده و پوسیده را کانون انتشار آفات و عامل انتقال بیماری به درختان پیر میدانند و علاوه بر این، تاکید دارند که بسیاری از درختان شکسته و افتاده در مسیر آبراههها و مسیلها قرار گرفتهاند و میتوانند باعث تشدید سیل شوند. موافقان برداشت درختان شکسته و افتاده همچنین معتقدند بخش زیادی از این درختان در حاشیه جادههای جنگلی قرار گرفتهاند و میتوانند برای خودروهای عبوری خطرآفرین باشند.
این در حالی است که از نظر بسیاری از کارشناسان علوم جنگل که مخالف برداشت و خروج درختان شکسته، افتاده و پوسیده از دل جنگلها هستند، این درختان نه کانون آفات محسوب میشوند و نه عامل آتش سوزی، بلکه زیستگاه برخی جانداران اکوسیستم و لانه بعضی جانوران جنگلی هستند و با تبدیل شدن به کود به تقویت خاک جنگلها کمک میکنند. همچنین از نظر این کارشناسان، سیل عمدتا بر اثر عوامل انسان ساخت تشدید میشود و جنگلها عامل مهمی برای نفوذ آب به دل زمین و جلوگیری از تشدید سیل هستند، بنابراین هر طرحی که زمینه بهره برداری تجاری از جنگلها و قطع درختان جنگلی را فراهم کند، بسیار بیشتر از وجود درختان شکسته و افتاده در مسیر آبراههها و مسیلها به افزایش احتمال وقوع سیل دامن میزند.
این نکتهای است که علی بناگر، رئیس انجمن علمی جنگلبانی ایران در گفت و گو با ایلنا روی آن دست گذاشت و اظهار داشت: موضوع برداشت درختان شکسته، افتاده و پوسیده از جنگلها، مبحث جدیدی نیست و از همان ابتدای اجرای طرح تنفس، با وجود ممنوعیت بهره برداری تجاری از چوب جنگلها، قرار بود این کار انجام شود. البته در قانون برنامه ششم پیش بینی شده بود که باید در سه سال نخست اجرای طرح تنفس یعنی حد فاصل سالهای 96 تا 98 درختان شکسته و افتاده از جنگلهای شمال برداشته شوند، ولی سازمان جنگلها (سازمان منابع طبیعی فعلی) و معاونت جنگل از همان سال اول اجرای طرح، جلوی این کار را گرفتند و حتی در زمانی که قانون اجازه داده بود، مجوزی برای برداشت درختان شکسته و افتاده صادر نکردند. 
وی افزود: در سال 99 موضوع برداشت درختان شکسته و افتاده از جنگلها یک بار دیگر مطرح شد و با مجوز سازمان منابع طبیعی، در بخش هایی از جنگلهای هیرکانی، یک مرحله از نشانه گذاری این درختان انجام شد، ولی بازهم این کار انجام نشد، چون قانون برنامه ششم توسعه، مجوز خروج درختان شکسته و افتاده را فقط برای سه سال اول اجرای طرح تنفس صادر کرده بود و برداشت این درختان در سال چهارم (سال 99)، غیرقانونی محسوب میشد. اما از همان زمان تا امروز، کسانی با بهانههای مختلف سعی داشتهاند که مجوز خروج درختان شکسته و افتاده از دل جنگلهای شمال را از دولت بگیرند که به نظر میرسد در شرایط کنونی فعلا به موفقیت رسیدهاند.
بیشتر دلایل موافقان برداشت درختان شکسته و افتاده علمی نیست
بناگر با تاکید بر غیرعلمی بودن بیشتر دلایل موافقان برداشت درختان شکسته، افتاده و پوسیده از جنگلهای هیرکانی گفت: درختان شکسته و افتاده، نقشی در بروز آتش سوزیهای وسیع در جنگلهای شمال ندارند و تجربه نشان داده است درختانی افتادهای که در حریم 70 متری جادههای جنگلی قرار گرفتهاند و اکنون برخی افراد به دنبال خروج آنها از دل جنگل هستند، هیچ گاه باعث وقوع حریق گسترده نشدهاند و معمولا آتش سوزیهای بزرگ جنگلهای شمال، در مناطق صعب العبور و در فاصله زیاد از جادههای جنگلی رخ داده است.
رئیس انجمن علمی جنگلبانی ایران ادامه داد: درختان شکسته و افتاده هیچ وقت عامل تشدید سیل نبودهاند و درختانی که در مسیر مسیلها قرار گرفتهاند، اتفاقا بیشتر در تثبیت مسیر رودخانه نقش دارند و نه افزایش قدرت سیل. همچنین این احتمال وجود دارد که با صدور مجوز برای برداشت درختان شکسته و افتاده، عملا مسیر قطع سایر درختان جنگلی هموار شود و رفته رفته اکوسیستم جنگل که در طول تاریخ نقش مهمی در کاهش قدرت تخریبی سیل داشته است، به خطر بیفتد. بنابراین، این که گفته شود برداشت درختان شکسته و افتاده باعث تشدید سیل میشود، مبنای علمی دقیقی ندارد.
وی در ادامه توضیح داد: شواهد اندکی وجود دارد که نشان دهد وجود درختان شکسته، افتاده و پوسیده باعث بروز آفت در جنگلها میشود و حتی اگر ما بخواهیم این استدلال را نیز بپذیریم، باید از موافقان برداشت درختان شکسته و افتاده پرسید که مگر آفت ناشی از حضور این درختان فقط در حاشیه جادههای جنگلی ایجاد میشود که آنها روی برداشت درختان شکسته، افتاده و پوسیده حاشیه جادهها تمرکز کردهاند و چطور این آفت در دل جنگلها ایجاد نمیشود؟
بناگر تاکید کرد: شیوه کنونی مطرحشده در طرح برداشت درختان شکسته، افتاده و پوسیده، بدون برنامه کارشناسی و خارج از اصول مدیریت پایدار است. ضمن اینکه مشکل اصلی جادههای جنگلی، وجود درختان شکسته و افتاده نیست، بلکه این است که این جادهها سال هاست که ترمیم نشدهاند و دولت باید بدون این که این درختان را از جنگل خارج کند، به ترمیم این جادهها بپردازد.
رئیس انجمن علمی جنگلبانی ایران با بیان اینکه اگر سازمان منابع طبیعی مجوز خروج درختان شکسته و افتاده را ندهد، این درختان رفته رفته در جنگل میپوسند و به کود تبدیل میشوند، تاکید کرد: مخالفان برداشت درختان شکسته و افتاده تاکید دارند که با اجرای این طرح، امکان دارد شاهد ورود مجدد پیمانکاران به دل جنگلهای هیرکانی باشیم، این در حالی است که هنوز از نظر قانونی مدت زمان اجرای طرح تنفس جنگلها به پایان نرسیده و اتفاقی که اکنون درباره نشانه گذاری این درختان در جنگلهای شمال رخ میدهد، کاملا با روح قانون در تناقض است.
بناگر با بیان این که صدور مجوز برای برداشت درختان شکسته و افتاده باعث شکسته شدن قانون تنفس جنگلها میشود، عنوان کرد: اکنون در شرایطی که اجرای برنامه ششم توسعه تا پایان امسال تمدید شده است و سازمان منابع طبیعی همچنان باید مصوبه دولت تحتعنوان «برنامه بهینهسازی، پایش و حفظ جنگلهای کشور» را اجرا کند، شاهد آن هستیم که این سازمان به طرحی مجوز داده است که عملا در تناقض با قانون برنامه ششم قرار دارد.
وی در ادامه تاکید کرد: اکنون که دولت در حال تدوین برنامه هفتم توسعه است، این نگرانی وجود دارد که وقتی در ماههای پایانی اجرای برنامه ششم، سازمان منابع طبیعی به صورت رسمی مجوز برداشت درختان شکسته و افتاده را میدهد، احتمالا در برنامه هفتم، دیگر خبری از طرح تنفس جنگلها یا هر ماده قانونی دیگری که همچنان بهره برداری تجاری از جنگلهای شمال و قطع درختان جنگلی را به طور صریح ممنوع کند، نخواهد بود.
وجود درختان شکسته و افتاده برای جنگل مفید است، نه مضر
بناگر با تاکید بر این که وجود درختان شکسته و افتاده در دل جنگلها، هیچ آسیبی برای آنها به همراه ندارد، عنوان کرد: درختان شکسته، افتاده و پوسیده، درجات پوسیدگی مختلفی دارند، اما تحقیقات علمی و میدانی نشان میدهد که معمولا خاک اطراف این درختان، بسیار غنیتر از خاک دیگر مناطق جنگل است، زیرا وجود درختان شکسته، افتاده و پوسیده باعث افزایش میزان مواد آلی موجود در این خاک میشود. همچنین درختان شکسته و افتاده موجود در جنگلها، در چرخه حیات باکتریها و حیوانات جنگلی و به طور کلی تنوع زیستی نقش دارند و اساسا باید اذعان داشت که وجود این درختان نه تنها ضرری برای جنگلهای هیرکانی به همراه ندارد، بلکه کاملا برای اکوسیستم جنگل مفید است.
رئیس انجمن علمی جنگبانی ایران ادامه داد: مجموع دلایلی که به عنوان استدلالهای فنی صدور مجوز برای برداشت درختان شکسته، افتاده و پوسیده مطرح میشود، از نظر علمی قانع کننده نیست.
جادههای جنگلی فعلی تحمل بار ترافیکی کامیونها و ماشینآلات سنگین را ندارند
بناگر با تاکید بر رهاشدگی جادههای جنگلی موجود در دل هیرکانی در سالهای اخیر گفت: جادههای جنگلی که اکنون برخی افراد به دنبال برداشت درختان شکسته، افتاده و پوسیده حاشیه آنها هستند، حدود هفت سال است که با اجرای طرح تنفس جنگلها رها شدهاند و نیاز به تعمیرات جدی آنها وجود دارد. اکنون وضعیت این جادهها به گونهای است که تردد ماشینهای سنگین در آنها میتواند آسیبهای دوچندانی را برای جنگلها به همراه داشته باشد. به همین دلیل، پیش از این که سازمان منابع طبیعی مجوز ورود خودروهای سنگین به این جادهها را بدهد و برای خروج درختان شکسته و افتاده برنامه داشته باشد، باید هزینههای لازم برای ترمیم جادههای جنگلی را بپردازد.
وی در ادامه تاکید کرد: جادههای جنگلی فعلی به دلیل رهاشدگی در سالهای اخیر، تحمل بار ترافیکی شدیدی را که بر اثر حضور کامیونهای حمل چوب، اسکیدرها و دیگر ماشین آلات سنگین خروج درختان شکسته و افتاده ایجاد میشود، ندارند و سازمان منابع طبیعی نباید تا زمانی که این جادهها را با شیوهای علمی و صحیح ترمیم کند، برای خروج درختان شکسته، افتاده و پوسیده از جنگلها مجوز بدهد.
گره زدن برداشت چوب جنگلها به اشتغالزایی در شمال کشور، فرافکنی است
بناگر با تاکید بر این که نباید بهره برداری تجاری از جنگلها را به اشتغالزایی در شمال کشور گره زد، گفت: برخی صاحبان صنایع چوب و کاغذ میگویند در سالهای اخیر که بهره برداری تجاری از جنگلهای هیرکانی متوقف شده است و جلوی طرحهای جنگلداری که با این هدف اجرا میشد، گرفته شده، بیکاری در استانهای شمالی گسترش یافته است، اما باید از این افراد پرسید مگر در استانهای کویری کشور که هیچ جنگلی ندارند، بیکاری در سالهای گذشته بیشتر نشده است و آیا بیکاری آن استانها نیز به اجرای طرح تنفس ربط دارد؟ بنابراین ما نباید مساله بیکاری را با موضوعات مربوط به منابع طبیعی کشور بخصوص حفاظت از جنگلها پیوند دهیم و صحبت هایی از این دست فرافکنی به نظر میرسد.
رئیس انجمن علمی جنگلبانی عنوان کرد: اکوسیستم جنگلهای هیرکانی دیگر ظرفیت هیچ گونه بهره برداری تجاری را ندارد، زیرا در بسیاری از رویشگاههای جنگلی شمال، درختان مادر مشاهده نمیشوند و لکههای سبزی که اکنون روی نقشه کشورمان به عنوان جنگلهای شمال دیده میشوند، به ظاهر جنگل هستند، ولی با انواع مشکلات زیست محیطی مواجه هستند که تاب آوری آنها را کاسته و تحمل آنها را برای اجرای طرحهای توسعهای جدید یا برداشت تجاری چوب به شدت کم کرده است.
اکوسیستم جنگلهای هیرکانی به هیچ وجه تاب برداشت تجاری چوب را ندارد
بناگر با اشاره به برخی مشکلات زیست محیطی عمده جنگلهای هیرکانی گفت: چرای بیرویه دام، ویلاسازیها و شهرکسازیهای متعدد و طرحهای توسعهای نظیر سدسازی، جادهکشی یا عبور دکلهای فشار قوی در دل جنگل که در حاشیه 30 متری آنها جنگلها پاک تراشی شدهاند، تنها بخشی از مشکلات جنگلهای شمال را تشکیل میدهند.
توقف بهرهبرداری تجاری از جنگلهای شمال باید در برنامه هفتم توسعه ادامه داشته باشد
بناگر گفت: اکوسیستم جنگلهای هیرکانی دیگر تاب هیچ گونه طرح جدیدی برای قطع درختان را ندارد و حتما باید بهره برداری تجاری از جنگلهای شمال در قالب طرح تنفس یا هر طرح جایگزین دیگری، همچنان در برنامه هفتم متوقف بماند و در برنامه توسعه جدید، نباید هیچ اجازهای برای قطع درختان جنگلی به بهانه بهره برداری تجاری و محدود از آن داده شود.
بناگر در بخش دیگری از اظهارات خود با تاکید بر لزوم شروع مجدد انجام عملیات اجتناب ناپذیر در جنگلهای هیرکانی گفت: با وجود این که نباید هیچ گونه بهره برداری تجاری از جنگلهای هیرکانی انجام شود، ولی بازهم شکی نیست که این جنگلها به انجام عملیات اجتناب ناپذیر احتیاج دارند؛ از جمله این عملیات میتوان به حصارکشی برای طرحهای جنگلکاری انجام شده در جنگلهای شمال، فنس کشی برای جلوگیری از ورود دام به برخی محدودههای جنگلی، تعمیر و نگهداری جادههای جنگلی و نهال کاری در دل جنگل و تعمیر، مرمت و نگهداری جادههای جنگلی اشاره کرد؛ اقداماتی که در سالهای اخیر متاسفانه به بهانه اجرای طرح تنفس جنگلها، بودجه لازم برای اجرای آنها تخصیص پیدا نکرده و متوقف ماندهاند. 
وی در ادامه تاکید کرد: در طرح تنفس جنگلها قرار بود، فقط جلوی بهره برداری تجاری از جنگلهای شمال و قطع درختان گرفته شود و قرار نبود عملیات اجتناب ناپذیر که در قالب طرحهای جنگلداری انجام میشد، متوقف شود، ولی چون قبلا بودجه لازم برای انجام عملیات اجتناب ناپذیر با فروش چوب حاصل از بهره برداری تجاری تامین میشد و حالا شش سال است که جلوی این کار گرفته شده، در طول این مدت عملا انجام عملیات اجتناب ناپذیر در جنگلهای هیرکانی نیز متوقف شده است و حتما باید بودجه ویژهای برای انجام عملیات اجتناب ناپذیر مورد نیاز جنگلهای شمال در برنامه هفتم توسعه پیش بینی شود.
فرسوده شدن زیرساختهای جنگلداری با عدم تخصیص بودجه به عملیات اجتنابناپذیر
رئیس انجمن علمی جنگلبانی ایران گفت: در طرح تنفس جنگلها در قانون برنامه ششم توسعه، صراحتا ذکر شده بود که دولت باید بودجه لازم برای اجرای عملیات اجتناب ناپذیر در جنگلها را که پیش از این از فروش چوبهای جنگلی تامین میشد، از منابع دیگر پیش بینی کند و در بودجه سالیانه اختصاص دهد. براساس همین قانون، قرار بود در سال اول اجرای طرح تنفس یعنی سال 96، 80 میلیارد تومان به عملیات اجتناب ناپذیر جنگلهای هیرکانی اختصاص داده شود که این بودجه به دلیل ناتوانی متولی اجرای طرح در جذب آن از دولت، به عملیات اجتناب ناپذیر جنگلها اختصاص پیدا نکرد. اکنون هم چون شش سال است که سازمان برنامه بودجه، اعتبار لازم برای این کار را به سازمان منابع طبیعی تخصیص نداده، به مبلغ بسیار بیشتری برای انجام عملیات اجتناب ناپذیر مورد نیاز جنگلهای هیرکانی احتیاج است.
وی در پایان تصریح کرد: تا پیش از اجرای طرح تنفس، زیرساختهای مناسبی نظیر تجهیزات و تاسیسات طرحهای جنگلداری در دل جنگلها وجود داشت و همزمان عملیات اجتناب ناپذیر نیز در جنگلهای هیرکانی انجام میشد، اما چون بودجه لازم برای نگهداری و بهبود این زیرساختها و اجرای عملیات اجتناب ناپذیر به شکل نادرست به بهره برداری تجاری از جنگلها گره خورده بود، اکنون تمام این زیرساختها فرسوده شده و انجام عملیات اجتناب ناپذیر نیز متوقف شده است. بنابراین در برنامه هفتم توسعه، دولت باید علاوه بر این که همچنان جلوی بهره برداری تجاری و برداشت چوب از جنگلها را بگیرد، بودجه لازم برای انجام عملیات اجتناب ناپذیر در جنگلهای شمال و حفظ و نگهداری از تاسیسات جنگلداری را نیز پیش بینی کند تا طرحهای مناسبی که قبل در این زمینه اجرا میشد، از حالت رکود کنونی خارج شود.
//=normalizeText($row['content']) ?>
