۶ آذر ۱۴۰۲ - ۱۱:۱۸
پای یک یک ما در آتش سوزی جنگل های گیلان در میان است

شهوتِ ویلاسازی و عکس سلفی با ویوی ابدی

...
علت یابی ریز به ریز رخدادهای آتش سوزی حتی در ارتفاعات گیلان دلایل مختلفی دارد که بخشی ناشی از تعارض ذی نفعان آن مناطق اعم از دامدار با منابع طبیعی و هم ارزش یابی عجیب زمین‌های مناطق جنگلی و ییلاقی و همچنین افزایش فزاینده فعالیت هایی طبیعت گردی به هر شکلی از کوهنوردی و آفرودسواری و... است.
اختصاصی کلانشهر: نیما فریدمجتهدی پژوهشگر و دانش آموخته دکترای آب و هواشناسی- جنگل‌های هیرکانی چند روز است از شرق تا غرب و جنوب و شمال گیلان در حال سوختن است. (بیشتر بخوانید) کمتر کسی ست که نداند علت این آتش سوزی‌ها عمدتاً انسانی و باز اکثراً عمدیست. این مسئله را هم کارشناسان محیط زیست و منابع طبیعی می‌دانند، هم کُنشگران محیط زیستی و هم مدیران و در انتها خیلی از مردم. هرچند که دگرگونی و تغییر شرایط آب وهوایی قابلِ انکار نیست و زمستان‌های نه بهارگون بلکه تابستان وار چندین سال اخیر استان گیلان خود گویای همه چیز است.


اما، هم باد گرمش ویژگی ذاتی آب وهوای گیلان بوده و هم آتش سوزی یکی از مهمترین مخاطرات طبیعی استان. اتفاقِ غریب همین رنگ ِ سرخی است که تصویر گیلان را همه جا دربرگرفته است. بیش از همیشه بدتر از همه وقت. ردِ مشخص عامل انسانی در الگوی آتش سوزی‌های هیرکانی واضح است.
عموماً جنگل‌های هیرکانی خاصیت خودسوزی جنگل‌های سوزنی برگ را ندارند و پژوهش هایی زیادی که هم در طی سالیان مختلف بر روی الگوی آتش سوزی‌های منطقه صورت گرفته نشان از رابطه مستقیم الگوی مکانی آتش سوزی‌های استان گیلان با عوامل انسانی دارد.

تحلیل نقشه پراکندگی مکانی فراوانیِ رخداد آتش سوزی در استان گیلان، نشان دهنده چهار منطقه دارای بیشترین فراوانی رخداد آتش سوزی است. سه هسته بیشینه رخداد آتش سوزی در یک خط فرضی در مرکز گیلان از حوالی لنگرود تا حوالی شفت وجود دارد که می‌توان به ترتیب به آن نام‌های بیشینه لاهیجان-لنگرود و سراوان-رشت را اطلاق کرد. بیشینه دیگر رخداد آتش سوزی در دره حیران در شمالی‌ترین قسمت گیلان واقع شده است.

وجود مراکز آتش سوزی با رخداد بالا در مناطق سراوان و حیران را می‌توان به دلیلِ قرار گیری در مسیر محورهای اصلی ورودی-خروجی استان گیلان در نظر گرفت. این دو مسیر تنها مسیرهای خروجی از جلگه‌های پست کاسپین به سمتِ فلات ایران می‌باشند. به ویژه اینکه این مکان‌ها، محل بیشترین عبور و مرور مسافران نیز هستند.
نکته دیگر جغرافیایی که در مورد منطقه سراوان نمی‌توان انکار کرد، تراکم بالایی جمعیت استان در این منطقه و وجود معدود جنگل‌های جلگه‌ای و تپه ماهوری در جنوبِ مرکزِ استان است.
وجود دو هسته بیشینه آتش سوزی در جنوبِ سیاهکل، لاهیجان و لنگرود در یک باند کوهپایه‌ای جنگلی، را می‌توان از یک سو به دلیل تراکم شدید جمعیتی و از سوی دیگر وجود باغ‌های وسیع چای در منطقه کوهپایه‌های لنگرود تا سیاهکل دانست، به ویژه اینکه این باغ‌ها اکثراً در مناطق کوهپایه‌ای و هم مرز با مناطق جنگلی می‌باشند. نه تنها ذکر این نکته لازم است که کشاورزان منطقه در ماه اسفند که بادهای گرم نیز در بیشینه شرایط وقوع خود قرار دارند، اقدام به هرس و آتش زدن زواید چوبی چای می‌کنند.

با این حال، افزایش سرسارم آور قیمت زمین‌های کوهپایه‌ای این بخش از گیلان و بازدید میدانی از بسیاری مناطق آتش گرفته به ویژه در جنوب لاهیجان، نقش عوامل ذینفع خرید و فروش زمین را در این منطقه مشخص می‌کند.

به دلیلِ ذات پدیده آتش سوزی و نقش عوامل مختلف در رخداد و گسترش آن، شاهد رخداد این پدیده در تمامی گستره استان از شرق تا غرب و از جلگه پست دریای کاسپین تا دامنه‌های جنگلی و مراتع می‌باشیم.

 بااین حال در مناطق ارتفاعی بالای 1500 متر در استان طبق آمارهای موجود آتش سوزی کمتر رخداده است که دلیل آن تاحدودی دوری از مراکز تجمع‌های انسانی، کاهش پوشش گیاهی و شاید کمبود داده به دلیل دور از دسترس بودن این مناطق است. اما همین الگوی مناطق مرتفع استان نیز چند سالی است که دگرگون شده و شاهد رشد فزاینده فراوانی رخداد آتش سوزی در این مناطق هستیم.

علت یابی ریز به ریز رخدادهای آتش سوزی حتی در این ارتفاعات هم مولفه‌های مختلفی را معرفی می‌کند، که بخشی ناشی از تعارض ذی نفعان آن مناطق اعم از دامدار با منابع طبیعی و هم ارزش یابی عجیب زمین‌های مناطق جنگلی و ییلاقی و همچنین افزایش فزاینده فعالیت هایی طبیعت گردی به هر شکلی از کوهنوردی و آفرودسواری و... است.

علت هرچه که هست پای یک یک ما در میان است. این سرخیِ، از دو منبع سیراب می‌شود، جامعه‌ای تحت فشارهای اقتصادی فزاینده، و سرخی، شهوتی است که دامنگیر جامعه ایرانی شده؛ شهوت ثروت‌های بادآورده.

شهوت ویلا و شهوت دیده شدن؛ همه ما درگیر این مسئله‌ایم. همگی درگیر یک مسئله‌ایم، مسئله ی نمایشِ اینکه حالمان خوب است! که نماد آن در شبکه‌های اجتماعی نمایان است که مجالی به پرداخت به آن نیست.

 اما حال ما خوب نیست. تمام همین حال خوب، با سیلی مهیب، آتشی سوزان و هر اتفاقی که ردی از نادانی ما در آن وجود دارد خواهد رفت. بعد از آن است که نه ویوی ابدی ویلای ما معنی خواهد داشت نه عکس سلفی کنار چادر همراه با بساط چایی ذغالی. این آتش‌های عمدی، این سرخی، همه به خاطر یک وجب خاک بیشتر برای یک مشت پول است. یادمان نخواهد آمد که خودمان این خاک را برسرمان ریخته‌ایم.  

ثبت نظر
0 / 500 کاراکتر
کپچا کد را اینجا وارد کنید:---------------->