چرا «ورزا جنگ» از دل زندگی مردم شمال به بیرون پرتاب شد؟
سطور فوق مقدمه ی مقالهای تحت عنوان «بررسی پدیدارشناختی تطور مناسبات میان نسلها در پدیده ی ورزاجنگ» در دانشگاه بوعلی سینای همدان است که چشم اندازی از هیاهوی زندگی گیلگها را از دل پرسشی تازه در رساله مقطع دکتری فراخوانده است. نویسندگان این مقاله با انتخاب یک زیست تجربی تقریبا دو ساله سعی می کنند آگاهی معطوف به تجربه ی کنشگران ورزاجنگ را دریابند و با زیست جهان آنان آشنا شوند و همچنین نشان می دهند که چه شد ورزاجنگ از دل زندگی مردم شمال، از درون عروسی و از میان جشنهای شاهانه به بیرون پرتاب شد و هم اکنون علیرغم «درحاشیه» ماندن سعی می کند به خود رسمیت ببخشد.
نویسندگان این مقاله برای درک این سنت فراویز ورزاجنگ، نه تنها به کتابها و سیاحان ایرانی طی 500 سال گذشته رجوع کردند بلکه مطالعات معاصر این حوزه را تورقی نموده تا گسترهای از تجربه سیاحان پیشین را در کنار روایتهای بیواسطه ی کنشگران امروز مقایسه کنند. شاید تأمل برانگیزترین فراز این پژوهش که بزعم نویسندگان بزنگاه فهم تاریخی ورزاجنگ است روایتهای یک گالش (گاوبان) از روستای گاو«کول»، بود که روایتی ساده اما نویسندگان همین نقطه را آغاز مخاطره آمیز شدن یک سنت میپندارند:
«در گذشته ما به ییلاق و قشلاق میرفتیم، دامهای گیلگها به ما سپرده میشد. در قشلاق گاوها آزاد بودند و گاهی پس از چند ماه به خانه بر میگشتند؛ به هنگام کوچ به ییلاق، به خاطر فضای محدود آنجا، گاوها اغلب در طویلههای مشترک بودند؛ بنابراین همیشه احتمال درگیری خونین میان گاوهای نَر وجود داشت. این جنگها به دور از دخالت ما رخ میداد؛ بنابراین ما به منظور جلوگیری از جنگِ بیهنگام گاوها، احتمال آسیب به دامها سعی میکردیم شکل طبیعی جنگ گاوهای نر را طی یک پروسه محدود کنیم تا ورزاها میان خود یکی را به عنوان برتر بشناسد؛ در همین حال «کول شاخ» آنها مایه ی تفریح ما بود که هیچ سرگرمی در ییلاق نداشتیم اما هیچ وقت قمار نمیکردیم. فقط باعث میشد کنار هم اعم از زن و مرد بنشینیم چای بنوشیم و دستی به شادی بکوبیم»
*دکتری جامعه شناسی سیاسی، عضو گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب
