مردم عادت کرده اند برای یک بیماری ساده هم به فوق تخصص مراجعه کنند
رضا لاری پور در بخشی از اظهاراتش گفت: یک فرد اگر بخواهد در شهر تهران به ادامه ی تحصیل در دوره ی تخصص بپردازد نیازمند حداقل اجاره ی یک خانه و داشتن یک ماشین برای رفت و آمد بیمارستان است و این هزینهها به علاوه ی هزینههای زندگی و خورد و خوراک و تهیه کتاب و سایر لوازم و اداره کردن این زندگی با ماهی 15 میلیون یا 12 میلیون تومان حقوق رزیدنتی ممکن و مقدور نیست.
وجود مشکل معیشتی برای پزشکی که میخواهد دنبال تخصص و فوق تخصص برود
وی افزود: از طرفی هیچ کشور و نظام درمانی دیگری در دنیا هم این میزان پول ندارد که هزینههای خودش را در عالیترین سطح دسترسی درمان قرار دهد. بلکه نظام ارجاع و سطح بندی خدمات تعیین کننده ی نوع خدمت ارائه شده و میزان دسترسی افراد است. نکته ی دوم این است که در امتحانات ورودی دستیاری یا رشتههای تخصصی و فوق تخصصی و فلوشیپ میزان تقاضا برای رفتن به سمت و سوی این رشتهها کاهش پیدا کرده، دلیل اصلی و عمده ی این اتفاق هم این است که مشکل معیشتی برای فردی که میخواهد برود این طور رشتهها را بگذراند به وجود میآید.
با همین روند ادامه دهیم، دچار کمبود پزشکان فوق تخصص میشویم
وی همچنین با ذکر یک مثال توضیح داد: یعنی یک فرد اگر بخواهد در شهر تهران به ادامه ی تحصیل در دوره ی تخصص بپردازد نیازمند حداقل اجاره ی یک خانه و داشتن یک ماشین برای رفت و آمد بیمارستان است و این هزینهها به علاوه ی هزینههای زندگی و خورد و خوراک و تهیه کتاب و سایر لوازم و اداره کردن این زندگی با ماهی 15 میلیون یا 12 میلیون تومان حقوق رزیدنتی ممکن و مقدور نیست. لذا بسیاری از همکاران عطایش را به لقایش میبخشند. این بخش اول ماجراست و بخش دوم، سختی کار دوره ی رزیدنتی است. سختی بیش از اندازه، کشیکهای طاقت فرسای شبانه روزی، مدت زمان فاصله گرفتن از کنار همسر و خانواده و گاهی نداشتن امید به آینده همه ی این موارد سبب میشود که افراد از طی این مسیر، منصرف شوند؛ بنابراین در چندسال گذشته، تعداد افرادی که در رشتههای سختتر مثل بیهوشی، اطفال، داخلی، بعضا طب اورژنس کمتر شده و به این سبب کاهش ورودی در این رشتهها را داشتهایم. در رشتههای فوق تخصصی مثل جراحی عروق، جراحی اطفال و جراحی قلب هم بتدریج این اتفاق در حال رخ دادن است، به نحوی که اگر در سالهای آینده با همین روند ادامه دهیم، ما دچار کمبود نیروهای فوق تخصص خواهیم بود.
بار عوامل اجتماعی موثر بر سلامت بر روی دوش نظام درمان است
سخنگوی سازمان نظام پزشکی همچنین گفت: نکته ی بسیار مهم دیگر نسبت میزان مرگ و میر در کشور با آنچه که در سیمای بیماریها در کشور دیده میشود، است. حجم تصادفات جادهای و ناایمن بودن خودروها، بار بسیار سنگینی را بر دوش بیمارستانها و نظام سلامت و درمان کشور ایجاد میکند، از طرف دیگر مراکز عرضه کننده کالاهای آسیب رسان و مضر در جامعه مثل قلیان کدهها، قلیان فروشیها، کافهها و استفاده از دخانیات و حتی وجود شرکت ملی دخانیات موجب میشوند که باز هم بار بیماری همه ی این مسائل بر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی وارد میشود، از طرف دیگر عوامل موثر بر سلامت و به طور ویژه عوامل اجتماعی مثل تحصیلات و سواد، فقر و... به صورت مستقیم و غیرمستقیم بار معناداری بر نظام سلامت کشور تحمیل میکند.
بخشی از کمبود دارو در کشور ناشی از سوء مدیریت هاست
سخنگوی سازمان نظام پزشکی همچنین در پاسخ به این سوال که گاهی در کشور کمبودهای مقطعی دارو یا تجهیزات پزشکی داریم و این مسئله تا چه کار درمان در کشور را سخت میکند، گفت: در حال حاضر در کشور شاید بیش از ۵۰۰ قلم دارویی در کشور کمبود داشته باشیم یا تعدادی از اقلام دارویی ما دچار فقدان یا نبود باشد. طبیعی است که یکی از اصلیترین زنجیرههای درمان، داروست یعنی بعد از اینکه تشخیص انجام میگیرد، در نهایت درمان وابسته به داروست و دارو یک کالای استراتژیک اساسی و راهبردی برای هر جامعهای است. هر کشوری هم که بتواند داروهای مورد نیازش را خودش تولید کند، این را یک برتری و افتخار محسوب میکند.
وی افزود: واقعیت این است که در بعضی مواقع به دلیل سوءمدیریتها ما دچار کمبود میشویم.مثلاً در ایامی که فصل سرد سال نزدیک است طبیعی است که میزان سرماخوردگی افزایش پیدا میکند، به تبع آن میزان استفاده از سرم و داروهای مسکن و تب بر افزایش پیدا میکند و اینها را میشود پیش بینی کرد، یا در فصل گرم سال وقتی که گرمازدگی اتفاق میافتد، نیازمندیهای ما به اقلام دارویی مرتبط با این موضوع طبیعتا بیشتر میشود. یا در مورد موالید به صورت رسمی نیازمند واکسن هستیم اینها مجموعه ی داروها و کالاهای استراتژیکی ا ست که با یک مدیریت صحیح و زمان بندی مناسب ما کمتر دچار کمبود یا فقدان آنها خواهیم شد.
//=normalizeText($row['content']) ?>