گلایههای پیرمرد برنجکار گیلانی؛همه چیز گرانتر شده، قیمت برنج ارزانتر
پسر جوان گفت میدان صیقلان پیاده میشوم راننده تاکسی ترمز کرد جوان پیاده شد.
پیرمردی که منتظر ماشین بود گفت دارسازی؟
راننده گفت بفرما
پیرمرد، صندلی جلوی ماشین نشست. راننده نگاهی به پیرمرد کرد و گفت «داره» را چند خریدی؟
پیرمرد گفت ۴۰۰ تومن.
خانمی که کنار من در صندلی عقب نشسته بود پرسید «داره» چیه؟
گفتم شبیه داسه و برای دروی شالی استفاده میشه.
راننده گفت «برنج بینی» مگه تمام نشده؟
پیرمرد گفت یه قسمت زمین آبگیر است، کمباین نتونست داخل بره، مجبوریم با دست درو کنیم. کارگر گران است نمیتوانیم پولش را بدهیم من هم که دیگر نمیتوانم کار بکنم،خانم گفت برو یه «داره» بخر، کم کم خودم میبُرم.
راننده پرسید مگه کارگر روزی چقدر است؟
پیرمرد گفت روزی یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان
راننده گفت خداییش ما ول معطلیم، روزی یک و دویست؟
پیرمرد گفت فقط این نیست که پول قیل ناهار، ناهار و عصرانهاش هم اضافه میشود. به عبارتی میشود روزی یک میلیون و پانصد هزار تومان.
پرسیدم برنج امسال کیلویی چقدر است؟
پیرمرد گفت: برنج هاشمی ۸۰ تا ۸۵ هزار تومان. جویش را اول کیلویی ۴۶ تا ۴۷ هزار تومان میخریدند الان میخرند ۳۶ تا ۳۷ هزار تومان.
راننده گفت میارزه با این هزینهها بیجار میکاری؟
پیرمرد گفت بیجار خودم است مال مردم که نیست.
نسبت به پارسال کود را گرانتر خریدیم، سَم را گرانتر خریدیم، پول آب بیجار را گرانتر میدهیم، کارگر و تراکتور هم گرانتر شده، اجناس گرانتر شده ولی برنج را ارزانتر از پارسال میفروشیم.
راننده گفت با وجود اینکه ارزان شده ما نمیتوانیم بخوریم، ما نیم دانه میخوریم. نیم دانه امسال چنده؟
پیرمرد گفت ما هم نیم دانه میخوریم. برنج سالم قسمت ما نیست. نیم دانه ۳۵ تا ۴۰ هزار تومان.
راننده گفت پارسال کیلویی ۴۵ هزار تومان خریدم.
پیرمرد گفت چه کار بکنیم، پدر خدا بیامرزم میگفت به همین «سگِ زندگی» هم شکر، سالم هستیم، خدا را شکر.
به راننده گفتم سر فلسطین پیاده میشوم.
*کارگردان تاتر
//=normalizeText($row['content']) ?>