علاقمندی های آقای خاص؛
کلکسیون عجیب یک سارق با اموال مسروقه
سارقی که لقب آقای خاص به خود داده بود، با اموال مسروقه برای خود یک کلکسیون درست کرده بود.
با شکایت زن جوان، تحقیقات پلیسی آغاز شد و بازبینی دوربینها نشان میداد سه مرد جوان در حالی که چهره هایشان را با ماسک پوشاندهاند از طریق بالکن وارد شده و سناریوی سرقت هایشان را اجرا کردهاند. در حالی که تحقیقات ادامه داشت، کارآگاهان با سرقتهای مشابه در پایتخت مواجه شدند و موضوعی که توجه آنها را جلب کرد، این بود که سارقان علاوه بر سرقت وسایل با ارزش خانه، مجسمه، قندان و حتی قیچی خیاطی را نیز با خود به سرقت برده بودند.
بررسیها برای دستگیری اعضای باند ادامه داشت تا اینکه گزارش سرقت از خانه یک طراح دکوراسیون به پلیس اعلام شد. دوربینهای مداربسته نشان میداد سارقان در مقابل دکهای توقف کرده و یکی از آنها با خرید سیگار، ماسکش را کنار زده و سیگارش را روشن کرده است. با همین سرنخ تصویر یکی از سارقان شناسایی و زمانی که با تصاویر آلبوم متهمان سابقه دار اداره آگاهی تطبیق داده شد، منوچهر را شناسایی کردند. با دستگیری منوچهر، دو همدست دیگرش نیز شناسایی و دستگیر شدند. در بازرسی از خانه متهم، کمدی پر از اموال مسروقه از قندان گرفته تا قیچی و مجسمه پیدا شد.
گپ کوتاهی با آقای خاص
چرا به تو میگویند آقای خاص؟ برای اینکه سرقت هایم خاص است. وقتی وارد خانهها میشدیم تا سرقت کنیم هر وسیلهای که چشمم را میگرفت از خانه برمی داشتم و آن را در کلکسیونم میگذاشتم.
شگرد سرقت هایت چه بود؟ آنها هم با یکدیگر فرق دارد. مثلاً خودم را خونی میکردم و شبیه آدمی که زخمی شده جلوی ماشینها را میگرفتم. راننده هم تصور میکرد که من زخمی هستم اما بعد از طی مسافتی با تهدید چاقو راننده را خفت میکردم. در یک سری از سرقت هایم هم، عروسک دستم میگرفتم طوری که به نظر برسد بچه است و بعد به بهانه اینکه بچهام حالش بد است رانندهها را میفرستادم برای خرید دارو و خودم پشت فرمان مینشستم و ماشین را سرقت میکردم. خلاصه سعی میکردم شگردهایم خاص باشد.
چرا سرقت میکنی؟ برای اینکه همیشه تحقیر میشدم. از بچگی پدرم تحقیرم میکرد و میگفت تو عرضه هیچ کاری نداری، بزرگتر که شدم دوستانم به من میگفتند دست و پا چلفتی هستی. برادرم درس خواند و دکتر شد، من هم دنبال رفیق بازی بودم. تا اینکه تصمیم گرفتم کاری کنم که با همه متفاوت باشم.
چند تا سابقه داری؟ این پنجمین بار است که بازداشت شدهام، دلم میخواهد آخرین بار باشد، اما کلی رد مال دارم و به کسی که سابقه دار است، جایی کار نمیدهند. //=normalizeText($row['content']) ?>
ثبت نظر
پاسخ
