نوروزبَل؛ شعله ای که می تواند گردشگری گیلان را روشن کند
اختصاصی کلانشهر: نیما فریدمجتهدی (فعال و مدرس حوزه گردشگری)- در میانه ی مردادماه، در تقویم ذهنی مردم گیلان در حوالی ۲۰ سال اخیر، رویدادی ثبت شده است به نام نوروزبَل. چرا برای این حافظه ی تاریخی عدد ۲۰ انتخاب شد؟ به این دلیل که این رسم دیرپای مردمان این دیار در سال ۱۳۸۵ (۱۵۸۰ به گیلانی، گیلکی، خورشیدی، دیلمی یا طبری ـ هرچه میخواندندش ـ) بازآفرینی و اجرا شد.
این رویداد در آن زمان توسط چند جوان فعال در حوزه ی فرهنگ گیلان و با پیشنهاد و حمایت مجله ی «گیله وا» به عنوان یک کانون فرهنگی برگزار شد. هرچند برگزاری آن، به دلایلی از جمله کم تجربگی برگزارکنندگان و بانیان، دچار آشفتگی و البته حواشی شد. بااین حال، همان جرقه ی خودجوش، آتشی شد که در ذهن مردم گیلان گیرایی یافت.
به گونهای که در سال بعد، همین جریان خودجوش با همراهی هنرمند حوزه ی موسیقی گیلان، به ویژه موسیقی گالشی، صفرعلی رمضانی، و همکاری مجله ی «گیله وا» و دهیاری ملکوت (فرمانداری املش) و میراث فرهنگی استان (البته با کلی تأخیر و مشکلات) به شکلی جذابتر و ساماندهی شدهتر برگزار شد. با توجه به تبلیغات وسیعی که در سطح استان، به ویژه در رشت، انجام شده بود، این جشن در سال دوم تبدیل به مراسمی قابل توجه شد. گروههای بسیاری از کوهنوردان و گردشگران از تمام استان و حتی خارج از آن در مراسم حضور پیدا کردند.

در این میان، جذابیتهای محتوایی جشن و وجود یک آتش بزرگ، آن هم در دل مناطق کوهستانی گیلان، سبب شد که در سال سوم شاهد شکل گیری تورهای خاص نوروزبَل از مناطقی چون تهران باشیم. بعد از دو سال اول در روستای ملکوت، این جشن در مناطق مختلفی چه به شکل هم زمان و چه به تنهایی برگزار شد. از جمله این مناطق میتوان به کومله ی لنگرود، زیاز اشکِوَر، هالی دشت املش و دیلمان اشاره کرد.
اتفاقی که در حاشیه و البته به موازات شهرت این جشن افتاد، سبب شد که تا برههای این مراسم با حواشی همراه باشد. این اتفاقات شامل چند مورد بود: عدم برنامه ریزی قوی و مدوّن از سوی برگزارکنندگان اولیه ی جشن، عدم توجیه مقامات اداری و سیاسی استان از ابتدا در زمینه ی ریشه ی این جشن و پتانسیلهای بازآفرینی آن، و نیز انفعال و محافظه کاری ریشهای در بدنه ی اداری گیلان ـ به ویژه میراث فرهنگی استان.
در کنار این موارد، ایجاد حواشی توسط برخی، از جمله به شکلی عجیب توسط اشخاصی از اهالی فرهنگ، و ارائه ی نقدهایی که ریشه در تصورات اشتباه و شاید انگیزه دار داشت، موجب شد که فضایی امنیتی در سالهای اولیه شکل بگیرد. (در مورد انگیزه ی این نقدها وارد بحث نمیشویم.)
علاوه بر همه ی اینها، برای برخی در استان، این جشن و پتانسیلهای آن از ابتدا دست کم گرفته شد. آنها این رویداد را اتفاقی مهم که ارزش پیگیری داشته باشد نمیدانستند. بااین حال، این جشن، علی رغم این بیتوجهیها، توانست به عنوان یک مراسم در سطح ملی سبب جذب گردشگر به منطقه شود. در رویارویی با تمامی این بحرانهای حاشیهای، به ساحل آرامش رسید و برای مدتی طولانی در مکانهای مختلف اجرا شد.
نکتهای که اما در نهایت سبب توقف این جشن شد، همه گیری بیماری کرونا بود که به مدت سه سال سایه ی خود را بر آن انداخت. بااین حال، این جشن، با وجود تأثیرگذاری منطقهای و استانی، هنوز در عصر جدید نیازمند احیای دوباره است. اما این احیا دیگر نیاز به معرفی ندارد. این بار باید با برنامه ریزی درست و با توجه به تجربه و استقبال آبادیهای مناطق کوهستانی اجرا شود.
نوروزبَل، جا افتاده در تقویم فرهنگی و گردشگری گیلان
نوروزبَل آیینی دیرپا در کوهساران البرز است که در زمان تحویل سال، بنابر تقویم محلی، انجام میگیرد. در غروب اسفندارما، تقریباً برابر با ۱۵ مردادماه خورشیدی، بر فراز تپهها و قلهها یا در جوار کَلَمهای گالشها، هیزم، هیمه و یا گَوَن گردآوری میشود و سپس آتش افروخته میشود. پس از افروختن آتش، یا همان نوروزبَل (شعله ی نوروزی)، به جشن و شادی میپردازند، آواز میخوانند و تحویل سال را به یکدیگر تبریک میگویند.
افروختن آتش در آغازین شب نوروزما، نشانه ی اعلام سال تازه است. دامدارها از ۱۵ام ماه، کم کم رمه ی خود را به مناطق پایین دست هدایت میکنند. ترانهای که از این مراسم ثبت شده چنین است:
گروم گروم گروم بَل / نوروزما، نوروزبَل
نو سال ببون سال نو / نوبدی خانه واشو

جشن نوروزبَل در تمامی آبادی هایی که برگزار شد، به ویژه آبادیهای دوردست و کمتر شناخته شده ی آن زمان مانند مَلکوت و حتی در آخرین سال مثل آسیابر، سبب توجه به این مناطق شد. توجهی که مردم بومی این مناطق به شدت به آن علاقه مند بودند. برای آنان، دور شدن از یک فضای بن بست و بیخبری که مخصوص مناطق کوهستانی است، اهمیت زیادی دارد؛ به ویژه در مناطقی که مقصد عمده ی گردشگری نیستند.
در مورد آبادی ملکوت این مسئله بسیار محسوس بود. در مورد آبادی آسیابر نیز، با اینکه از شهرت بیشتری برخوردار است، بسیاری تنها آن را به عنوان یک آبادی در مسیر رودبار میشناسند و از وجود بازار سنتی ثبت شده و بافت تاریخیاش بیخبرند. برگزاری این مراسم در روستای آسیابر، سبب آشنایی بسیاری با بافت تاریخی این آبادی شد. بنابراین، شوراهای چنین آبادی هایی اگر دوباره ارادهای برای برگزاری مراسم باشد، از همراهی دریغ نخواهند کرد.
تجربه ی بازآفرینی یک آیین کهن از مردمان کوهستانی البرز ـ که تا چند دهه پیش در همراهی با تحویل سال نو انجام میشد ـ برای مردمی چون گالشها، که عملاً فرهنگشان در حال زوال است، یک امر مهم محسوب میشود. این عمل با تمامی سیاستهای دولتی در ایران همخوان است. سیاست هایی که بر بازتوانی مناطق روستایی و حاشیهای تأکید دارد و همچنین بر توجه به آیینها و رسوم ملی و محلی و تقویت آنها.

علاوه براین، برگزاری این جشن گامی مشخص در تنوع بخشی به تقویم و مقاصد گردشگری گیلان در میانه ی تابستان است. با توجه به حضور تعداد زیادی راهنمای گردشگری در استان و وجود شرکتهای گردشگری، برگزاری این جشن کار سختی نخواهد بود.
فارغ از اینکه بسیاری از مراسمی که در حاشیه ی نوروزبَل برگزار میشود ـ به جز آتش پایانی و شعر معروفش ـ ساخته و پرداخته ی ذهن برگزارکنندگان تاکنون بوده است، چراکه عملاً میراث مکتوبی در مورد نحوه ی برگزاری این جشن وجود ندارد.
این جشن برای جامعه و تصمیم گیران آن، که نگران از بین رفتن آیینها و رسوم قدیمی و رواج آیین هایی از فرهنگ ملل دیگر، از جمله روز عشاق (ولنتاین) هستند، یک میان بُر است. میان بُری که به ذائقه ی نسل جوان خوش نشسته است. چه بهتر از این که بازآفرینی جشن کهن از دل رسومات منطقه این چنین ثمربخش شده و مورد پسند بسیاری از اقشار قرار گرفته است.
امید است رخوتی که در فضای اداری استان وجود دارد ـ که هیچ انطباقی با پتانسیلهای گردشگری و میراث فرهنگی آن ندارد ـ برداشته شود. تا اقتصاد استان، که این روزها تا حد زیادی وابسته به گردشگری است، با خلق چنین فرصت هایی توان رقابت منطقهای و ملی را پیدا کند و به اقتصادی گردشگری پایدار بدل شود؛ نه الزاماً اقتصادی که تنها آثار به جای مانده از آن، رشد انواع دکههای خدمات دهی به عنوان بستر گردشگری باشد.
//=normalizeText($row['content']) ?>
