روایت وکیل پرونده دانشآموز ۱۲ ساله که بعد از تنبیه کلامی در مدرسه، در خانه خودکشی کرد
کلانشهر: خبر خودکشی دانش آموز ۱۲ ساله شیرازی، دو هفته بعد از فوت او منتشر شده است. دو هفته پیش خانواده «سام زارعی» به «هم میهن» از مرگ او گفتند، اما برای پیگیری پرونده و کسب اطلاعات بیشتر تصمیم گرفتند سکوت کنند. حالا وکیل پرونده، اطلاع رسانی درباره دلیل این حادثه را برعهده گرفته است. به گفته او و طبق مستندات به دست آمده از دوربینهای مداربسته مدرسه و روایت هم کلاسیها، ماجرای این پرونده به ۱۲ مهرماه امسال برمی گردد؛ زمانی که در کلاس نقاشی دانش آموزان پایه ششم مجتمع آموزشی «الف» در ناحیه یک آموزش وپرورش شیراز، کاغذی با متنی کودکانه دست به دست میشود و معلم کلاس، خانم «م» متوجه میشود و برگه را به دست ناظم و مدیر مدرسه میرساند. بعد از آن، واکنشهای تند و توهینهای کلامی ناظم مدرسه آغاز میشود؛ این را تعدادی دیگر از خانوادههای دانش آموز این مدرسه هم در گفت وگو با «هم میهن» تایید میکنند.
با این حال مسئولان وزارت آموزش وپرورش این گفتهها را نمیپذیرند و تاکید میکنند که خودکشی این دانش آموز در خارج از مدرسه رخ داده و پیگیری آن در دست این وزارتخانه نیست. مجید احمدی، مدیر آموزش وپرورش ناحیه یک شیراز درباره مرگ سام گفته است: «پس از اطلاع از این حادثه بلافاصله تیمی از کارشناسان این اداره درخصوص این حادثه تشکیل شد. براساس شواهد اولیه و اظهارات پدر دانش آموز، فوت این دانش آموز در منزل صورت گرفته است. احمدی درخصوص مطالب منتشرشده در مورد نحوه رفتار معاون این آموزشگاه نیز گفت: هیچ شواهدی دال بر بروز تنبیه بدنی توسط معاون مدرسه مشاهده نشده و فیلم دوربین مداربسته مدرسه نیز بر این موضوع صحه میگذارد.
پدر دانش آموز معتقد است، تلفن معاون مدرسه به من زمینه ساز انجام این حادثه توسط فرزندم در منزل شده است و معاون مدرسه نیز اعلام کرده که در پی بروز یک مسئله تربیتی در مدرسه، طی تماس تلفنی از پدر دانش آموز خواستم تا روز بعد برای گفت وگو در مورد نحوه رفتار فرزندشان به مدرسه بیاید. چون در زمینه ابعاد این حادثه ابهام وجود دارد، خانواده در حال پیگیری قضایی این حادثه هستند. ما نیز منتظر اعلام نظر این مراجع ذی صلاح هستیم. ضمن ابراز تأسف مجدد و همدردی با خانواده، شخصاً به اتفاق جمعی دیگر از مسئولان در مراسمهای مربوط به این دانش آموز حضور یافتم.» دیروز علیرضا کاظمی، وزیر آموزش وپرورش هم شکایت خانواده سام در مراجع قضایی را تایید کرده و گفته که سیستم قضایی هم در حال پیگیری است: «ابعاد قضیه بررسی میشود و هر نتیجهای که حاصل شود، اعلام خواهد شد.»
با وجود این پاسخ، خانواده سام زارعی، علاوه بر مدیر، ناظم و معلم مدرسه، از آموزش وپرورش ناحیه یک شیراز هم شکایت کردهاند.
مدرسه سام، بخشی از یک مجتمع آموزشی غیردولتی معروف در ناحیه یک آموزش وپرورش شیراز است. کادر مدرسه در سال جدید با تغییرات زیادی روبه رو شده است و تلاش «هم میهن» برای گفت وگو با مدیر این مدرسه به نتیجه نرسید. طبق گفته والدین برخی از دانش آموزان این مدرسه به «هم میهن»، تهدید به «تحقیر» دانش آموزان به عنوان شیوه مدیریت موارد تخلفات انضباطی، بارها از ابتدای سال توسط مدیر و ناظم این مدرسه مطرح شده است. حالا پرونده سام زارعی در مرحله بازپرسی قرار دارد و گفت وگو با افراد مطلع در این پرونده هم نشان میدهد که این دانش آموز پیشینه تخلفات انضباطی خاصی در این مدرسه نداشته و روشن نیست چرا به دلیل نوشتن متنی کودکانه، مورد تحقیر قرار گرفته است.
حسین صادقی، رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش وپرورش اما در واکنش به این خبر، به «هم میهن» میگوید: «ضمن ابراز همدردی و عرض تسلیت به خانواده محترم این نوجوان، بررسیهای اولیه ابعاد این حادثه دلخراش، مؤید آن است که این حادثه دردناک خارج از فضای آموزشی و در منزل این خانواده اتفاق افتاده است. سلامت جسمی، روحی و روانی دانش آموزان همواره اولویت اصلی و مورد تأکید آموزش وپرورش بوده و تشکیل جلسات هفتگی و مستمر کارگروه نظام مراقبت از آسیبهای اجتماعی (نماد) بیانگر اهمیت سلامت دانش آموزان عزیز و اتخاذ روشهای صحیح تربیتی در مواجهه با سنین مختلف است. بدیهی است این مسئله و اتفاقاتی ازاین دست، به جد از سوی آموزش وپرورش از منظر مسائل تربیتی و دیگر ابعاد مختلف آن، مورد بررسی دقیق تری قرار خواهد گرفت تا با اقدامات پیشگیرانه و آموزشهای تخصصی، مانع از تکرار این گونه حوادث تلخ در جامعه باشیم.»
از ابتدای سال تحصیلی جاری تا امروز، دو خبر دیگر از تنبیه در مدارس کشور منتشر شده است. نهم مهرماه، یک دانش آموز ۱۴ ساله به نام نیما نجفی اهل زنجان، به دلیل ایست قلبی جان خود را از دست داد. در نامه رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس به وزیر آموزش وپرورش درباره فوت این دانش آموز نوشته شده است که «دانش آموزی به نام نیما نجفی در روستای سهرین از توابع زنجان در تاریخ ۱۴۰۴/۷/۹ به دلیل ایست قلبی ناشی از تنبیه بدنی و فشار جسمانی از سوی مسئولان مدرسه فوت نموده است.»
عموی نیما، همان زمان به سایت دیده بان ایران گفته بود، براساس فیلم دوربینهای مدرسه، نیما پس از دو بار دور حیاط مدرسه دویدن، هنگامی که قصد داشت در صف بایستد، حالش بد شده و روی زمین افتاده است. اما وزیر آموزش وپرورش یکشنبه ۲۷ مهرماه در مصاحبه با سایت «خانه ملت» گفت که براساس اطلاعات اولیه، این دانش آموز ممکن است سابقه بیماری قلبی داشته که اعلام نشده و این موضوع نیازمند تایید پزشکی و اطلاعات مستند است و باید با ادله مستند تایید یا رد شود.
نیمه اول مهرماه هم خبر ضرب وشتم یک دانش آموز۱۳ ساله در یکی از مدارس قزوین منتشر شد. پدر این دانش آموز به رسانهها گفته بود: «پسر من و یکی از دوستانش در آخرین زنگ تفریح در حیاط مدرسه مشغول بازی و شیطنت بودند و گویا پشت یکی از ناظمهای مدرسه راه افتاده و ادای او را درآوردهاند که در این حین، یکی از بچهها، پسرم را هل میدهد و او به ناظم برخورد میکند. گویا مدیر مدرسه، این صحنه را از دوربین یا پنجره دفتر مدیریت مشاهده کرده و پسر من و دوستاش را به دفتری که هیچ دوربینی در آن وجود ندارد برده و مورد ضرب وشتم قرار داده است.»
دوربینهای مدرسه چه میگویند؟
۱۲ مهرماه امسال در کلاس نقاشی دانش آموزان پایه ششم مدرسه محل تحصیل سام زارعی، کاغذی با متنی کودکانه دست به دست میشود، معلم نقاشی این کلاس متوجه آن میشود و برگه را به دست معاون و مدیر مدرسه میرساند. طبق گفته وکیل پرونده و روایت هایی که همکلاسیهای سام برای خانوادههای خود تعریف کردهاند، معاون مدرسه بعد از دیدن این کاغذ و نوشته روی آن، برخوردهای کلامی تندی با دانش آموزان کلاس ازجمله سام داشته است.
حالا وکیل پرونده سام زارعی (اسامی اشخاصی که در این گزارش با آنها گفت وگو شده به خواست خودشان، درج نشده و فایل صوتی گفت وگوها در اختیار روزنامه قرار داد) به «هم میهن» میگوید که تصاویر دوربینهای مداربسته مدرسه در روز ۱۲ مهرماه، صحت این گفتهها، یعنی برخورد تند معاون با سام و اضطراب شدید او را به دلیل این برخوردها نشان میدهد.
او توضیح میدهد هنوز مشخص نیست که دستخط روی برگه متعلق به سام است یا خیر؟: «مدیر و ناظم بعد از مشاهده این برگه به کلاس میآیند و به دانش آموزان فحاشی میکنند. ما مدارکی داریم که طبق آن، خانوادهها تاکید میکنند آنها الفاظ رکیکی را خطاب به دانش آموزان به کار بردهاند. مدیر و ناظم کیف بچهها را باز میکنند، دفترهای آنها را بیرون میآورند و طبق آنچه خودشان ادعا میکنند، میگویند آن نوشته متعلق به سام است، بااین حال این موضوع نیز در دست بررسی است؛ چون والدین او میگویند خط سام ریزتر از دستخط موجود است.»
او میگوید طبق بازبینی دوربینهای مدرسه، مدیر و معاون، سام را از کلاس بیرون میکشند و سام حدود ۹۰ دقیقه، یعنی یک ساعت ونیم قبل از تمام شدن ساعت مدرسه، بیرون کلاس و در دفتر مدیر بوده است: «مدرسه ابتدا از دراختیار گذاشتن فیلمها خودداری میکرد اما ما با نامه دادگستری آن را تحویل گرفتیم. تصاویر دوربینهای مدرسه نشان میدهد که سام در این مدت مضطرب است، مدام راه میرود، خودش را تکان میدهد و اضطراب و ترسی واضح دارد. در قسمتی از فیلم، سام با ناظم مدرسه یعنی آقای «خ» صحبت میکند و این آقا دوباره سرکلاس میرود و دو نفر دیگر از شادگران کلاس را بیرون میآورد و به تهدیدهایش ادامه میدهد.
در این تصاویر دیده میشود که سام دست هایش با حالت التماس، بازوی ناظم را میگیرد. حتی در همان ساعت که زنگ تفریح است، معلم خاطی یعنی خانم «م» هم به دفتر مدرسه میآید و به ناظم تاکید میکند که با دانش آموز برخورد کند. هرچه سام التماس میکند، از او پذیرفته نمیشود. در این مدت تهدیدات کلامی ناظم ادامه داشته و او را سرکلاسهای دیگر میچرخاند. این ناظم برای توضیح این اتفاقات به دادگاه هم فراخوانده شده است.»
این وکیل دادگستری توضیح میدهد که دوربینها نشان میدهند، ساعت ۱۲:۵۰ دقیقه فشار روانی روی سام خیلی بیشتر میشود و دو، سه نفر دیگر از دانش آموزان را هم از کلاس بیرون میکشند و دوباره به کلاس برمی گردانند: «دوربینها نشان میدهند، ساعت ۱۳:۳۰ دقیقه مدرسه تعطیل میشود و دانش آموزان در حال ترک مدرسه هستند. در این ساعت سام هنوز جلوی دفتر مدرسه است و با اضطراب راه میرود، اما به او نمیگویند که میتوانی بروی. یکی از دوستانش، کیفاش را برایش میآورد. درنهایت ساعت ۱۳:۳۰ دقیقه به سام اجازه میدهند که از مدرسه برود.»
طبق گفته وکیل این پرونده، وقتی سام به خانه میرسد، مادرش متوجه اضطراب و ترس او میشود، اما سام توضیحی درباره ماجرا نمیدهد: «در زمان صرف ناهار هم این اضطراب ادامه داشته اما سام دلیل آن را نمیگفته است. ساعت ۱۶:۲۸ دقیقه عصر همان روز، آقای «خ» – ناظم مدرسه- با پدر سام تماس میگیرد، اما او جواب نمیدهد. او دوباره تماس میگیرد و از پدر میپرسد که آیا سام به خانه برگشته است؟ پدرش میگوید، چه اتفاقی رخ داده که نباید به خانه برمی گشت؟ آقای «خ» میگوید دلیل خاصی ندارد و تماس تمام میشود. حدود پنج دقیقه بعد، پدر سام با ناظم مدرسه تماس میگیرد و از او دوباره میپرسد چه اتفاقی رخ داده که سام ممکن بود به خانه نیاید؟ آقای «خ» میگوید سام یک مورد انضباطی داشته و از فردا حق ندارد به مدرسه برگردد و فقط خودتان باید به مدرسه مراجعه کنید.
پدر سام به دلیل نگرانی، دوباره در ساعت ۱۶:۴۹ دقیقه با ناظم مدرسه تماس میگیرد تا توضیحی دریافت کند اما ناظم مدرسه توضیحات بیشتر را به روز بعد موکول میکند. این مکالمه در سالن خانه انجام شده و فکر نمیکردند که سام بیدار باشد و متوجه تماس ناظم با پدرش میشود.» سام در جریان این مکالمه به پشت پنجره اتاق مشترک خود و خواهر کوچکترش میرود و از بالا به پایین نگاه میکند؛ این روایتی است که خواهر کوچکاش تعریف کرده است.
وکیل پرونده میگوید سام با نگاه کردن از پنجره، میبیند چیزی شبیه سقف انبار پایین آن وجود دارد و ارتفاع زیادی ندارد: «بعد از اینکه تماس تلفنی ناظم و پدر سام تمام میشود، صدای وحشتناکی شنیده میشود، خانواده اول فکر میکند که آسانسور سقوط کرده است اما بعد پدر سام به سمت اتاقها، سرویس بهداشتی و بخشهای دیگرِ خانه میدود و سام را صدا میزند اما خبری از او نمیشود و متوجه میشود که سام خودش را به پایین پرت کرده و خون همه جا را گرفته است. درنهایت به دلیل خونریزی شدید مغزی، سام جان خود را از دست میدهد و قرنیه چشم او هم اهدا میشود. فاصله تماس تلفنی پدر و ناظم مدرسه با فوت سام، ۱۲ دقیقه است. چون تماس تلفنی ناظم و پدر سام هم ۱۶:۴۹ دقیقه تمام میشود و همسایهها ساعت ۱۷:۰۳ دقیقه با اورژانس تماس میگیرند.»
وکیل پرونده سام توضیح میدهد که تماس در ساعت غیر مدرسه و ایجاد رعب و وحشت با خانواده کودکی که در منزل حضور دارد، جرم محسوب میشود: «چرا این تماس در ساعت کاری مدرسه انجام نشده است؟ ما پرینت تماسهای آقای زارعی -پدر سام- را گرفتهایم و میدانیم که هیچ تماسی با او در ساعت مدرسه صورت نگرفته است. علاوه بر این، آموزش وپرورش میگوید چون این اتفاق در خانه رخ داده، ارتباطی با آنها ندارد.
یک کودک ۱۲ ساله تصوری از خودکشی ندارد؛ غیر از اینکه با ترس و وحشتی روبه رو شده باشد. درحال حاضر این پرونده در مرحله بازپرسی است. این شکایت هم از آموزش وپرورش ناحیه یک، مدیر، ناظم و معلم نقاشی صورت گرفته است. خانواده سام دلیل خود را از پیگیری این پرونده، حفظ جان ۶۰۰ دانش آموز دیگر اعلام کردهاند. ما مدارکی داریم که طبق آن، خانوادهها از تهدیدات کلامی ناظم و مدیر مدرسه گفتهاند. خانوادهها گفتهاند که علاوه بر ناظم مدرسه که از این مدرسه رفته است، مدیر آن هم باید برود؛ چون بچهها از او هم میترسند.»
او تاکید میکند که فوت دانش آموز ۱۲ساله، یک تراژدی عمیق و تکان دهنده و تحلیل آن نیازمند توجه به چند لایه مختلف است و به نظر میرسد این حادثه نتیجه زنجیرهای از شکستها و عوامل است؛ نه یک علت واحد. از نگاه این وکیل دادگستری، سیستم آموزشی ناکارآمد و تنبیه محور، فقدان رویکرد تربیتی و روانشناختی، واکنش کاملاً مکانیکی، امنیتی و تنبیهی معلم و معاون مدرسه به جای بررسی ریشههای رفتار یعنی شوخی بین دانش آموزان، دعوا یا حتی یک آزمون اشتباه و تلاش برای سرعت در پیدا کردن مقصر و مجازات از عوامل کلیدی دخیل در این ماجراست.
علاوه بر این هیچ کدام از مسئولان مدرسه برای صحبت با سام به عنوان یک کودک ۱۲ ساله با دنیایی از احساسات شکننده، تلاشی نکردند تا از دلیل آن کار بپرسند یا توضیح دهند که اشتباه و قابل جبران بوده است. او میگوید که اخراج فوری و قطعی از مدرسه، خشنترین و بیفایدهترین شکل برخورد با یک تخلف دانش آموزی است و این عمل پیام طردشدگی را به کودک منتقل میکند.
تهدید به سکوت
خانم «الف»، مادر یکی از دوستان سام (به درخواست خانواده، نام کودک محفوظ است) به «هم میهن» میگوید که در این اتفاق سه نفر از دانش آموزان، توسط ناظم مدرسه بیرون برده میشوند و ناظم خطاب به آنها از الفاظ نادرستی استفاده میکند. او میگوید، فرزندش هم شاهد این خشونت کلامی بوده و ناظم به دانش آموزان و کسانی که از کلاس بیرون آورده شدند، گفته بود که اگر جرأت دارید این موضوع را به خانواده هایتان بگویید: «پسر من به شدت ترسیده بود و از ترس، دندان هایش به هم میخورد. همان زمان که میخواستند دستخط را تطبیق دهند، دفترهای مشق دانش آموزان را روی میز میگذاشتند و ناظم دفتر هرکسی را که دستخط خوبی نداشته، به سمتاش پرت میکرد. بعد با الفاظ بسیار تند به آنها گفته است، اگر جرأت دارید به خانواده هایتان بگویید که چه اتفاقی افتاده است؟»
او میگوید باتوجه به اینکه تیم مدیریت این مجتمع آموزشی امسال تغییر کرده است، ناظم مدرسه در زمان معرفی خودش به خانوادهها گفته بود که سیستم ما براساس تحقیر است و دانش آموزانی را که تخلفی داشته باشند، وارد «ویترین» میکنیم که درسی برای دیگران باشند: «وقتی معلم آن نامه را در کلاس میبیند، بر سر دانش آموزان فریاد میزند و با حالتی عصبانی کلاس را ترک میکند، نامه را به ناظم مدرسه میدهد و از مجتمع آموزشی خارج میشود. بعد از آن ناظم وارد کلاس میشود، دستخط بچهها را چک میکند، آنها را از کلاس بیرون میکشد و مثل بازجوها با آنها صحبت میکند و از الفاظ نادرستی استفاده میکند. پسر من تا روز فوت سام از ترس هیچ چیزی به من نگفته بود و وقتی این خبر را شنید، این اتفاقات را تعریف کرد.»
خانم «الف» شنیده است که ناظم مدرسه اخراج شده و معلم نقاشی دانش آموزان هم تغییر کرده است: «گویا سیستم مدیر مدرسه هم برهمین اساس تحقیر و توهین بوده است. پسر من تعریف میکرد که بعد از این اتفاق، ناظم و مدیر مدرسه به دانش آموزان گفتهاند که مقصر این حادثه، خانواده سام است و پدرش او را ترسانده؛ یعنی پسر من هنوز فکر میکند که پدر سام با کمربند او را دنبال کرده و سام هم ترسیده، از پلهها افتاده و فوت کرده است.»
بعد از این اتفاق تمام برنامههای دانش آموزان کلاس ششم و جلسات اولیاء و مربیان لغو شده و توضیحی به خانوادهها درباره این موضوع داده نشده است. مادر یکی دیگر از دانش آموزان این مدرسه (نام او نیز نزد روزنامه محفوظ است)، تعریف میکند که کادر مدرسه بدون هیچ دلیلی تغییر کرد و گروهی که تازه آمدهاند از روز اول بنا را بر خشونت و بدرفتاری با بچهها گذاشت: «مدیر مدرسه در وبیناری که برای خانوادهها برگزار کرده، همان روز اول گفته بود، هرکس خط قرمزهای من مثل کتک کاری و رفتارهای دیگر را رد کند، باید فرزندش را شهید شده حساب کند.
چندبار برای ما جلسه گذاشتند و لحن مدیر و ناظم هم به همین شکل بود. من هم در همین جلسه به آنها گفتم که این دانش آموزان، نسلی نیستند که با خشونت بتوانید با آنها برخورد کنید. رفتار شما با آنها طوری است که از مدرسه زده شدهاند. روز اول مدرسه پسرم تعریف میکرد که مدیر، خودش را سر کلاسها معرفی کرده و گفته من را دکتر صدا بزنید، شیوه من تحقیر است و اگر از خط قرمزهای من عبور کنید، طوری شما را تحقیر میکنم که نتوانید سرتان را جلوی دوستان تان بلند کنید.
یکی دیگر از والدین روز ثبت نام از ناظم مدرسه شنیده بود که اگر دانش آموزی ناسزا بگوید، طوری با او رفتار میکنم که خودش را از پنجره پرت کند پایین. شاید ناظم برخورد فیزیکی با سام انجام نداده، اما از نظر کلامی، روح و روان او را آزار داده است. مدرسه باید برای چنین شرایطی مشاور داشته باشد، اما هیچ مشاوری نداشت، درحالی که هزینه آن را از ما دریافت کرده بودند. ظهر همان روزی که این اتفاق افتاد، خانمی را به عنوان مشاور معرفی کردند، اما پیگیریهای مادران دانش آموزان مشخص کرد که این زن مشاور مدرسه است. مدیر مدرسه همه کادر قبلی را اخراج کرد و نیروهای خودش را آورد.»
//=normalizeText($row['content']) ?>