پرونده قدیمی قاتل، مانع اجرای حکم قصاص در پرونده الهه حسیننژاد
با پیگیریهای پلیس آگاهی تهران بزرگ، کمتر از دو هفته بعد، مردی جوان که راننده همان خودرو بود، شناسایی و در یکی از مناطق حاشیهای دستگیر شد. او در بازجوییهای اولیه، به قتل الهه اعتراف کرد و گفت که پس از درگیری لفظی با دختر جوان، کنترل خود را از دست داده و او را به قتل رسانده است.
این پرونده از همان روز نخست بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی پیدا کرد. بسیاری از کاربران با هشتگ هایی چون «#عدالت_برای_الهه» خواهان رسیدگی سریع و قاطع به پرونده شدند. خانواده قربانی نیز بارها در گفت وگو با خبرنگاران اعلام کردند که حاضر به هیچ گونه گذشت یا مصالحه نیستند.
روزهای سنگین انتظار
پدر الهه حسین نژاد، مردی آرام اما رنج دیده است. او ماه هاست میان دادسرا، دفتر معاونت قوه قضائیه و پلیس در رفت وآمد است تا پیگیر اجرای حکم قاتل دخترش باشد. او گفت:
«دوازده روز تمام، بعد از ناپدید شدن الهه، ما شب و روز نداشتیم. هر صدایی که از بیرون میآمد، امید داشتیم خبری از او باشد. اما حالا نزدیک پنج ماه گذشته و هنوز اجرای حکم در ابهام است. ما فقط میخواهیم عدالت اجرا شود. قاتل آزاد نیست، اما نفس میکشد، در حالی که دختر من زیر خاک است.»
او تاکید میکند که هیچ گونه رضایتی در کار نخواهد بود:«اگر اختیار با من بود، دلم میخواست قاتل را تکه تکه کنم.قاتل همه چیزم را از من گرفت. مردم محله، همکاران و آشنایان مدام از ما میپرسند پرونده به کجا رسیده، همه منتظرند حکم اجرا شود تا شاید عبرتی باشد برای دیگران.»
بر اساس اطلاعاتی که خانواده حسین نژاد از مراجع قضایی دریافت کردهاند، قاتل الهه پیشتر در پروندهای دیگر در یکی از شهرستانها به پرداخت دیه محکوم شده بود. تا زمانی که این مبلغ تسویه نشود، امکان اجرای حکم قصاص وجود ندارد.
پدر الهه میگوید:«چند روز پیش متوجه شدم قاتل در پروندهای قدیمی به پرداخت دیه محکوم شده است. حالا اجرای حکم دخترم به همان پرونده گره خورده. گفتهاند باید ابتدا آن دیه پرداخت شود. این موضوع برای ما مثل نمک روی زخم است. از هر طرف دنبال راه حل میگردیم. حتی گفتهاند ممکن است تفاضل دیه از بیت المال پرداخت شود، اما هنوز هیچ چیز قطعی نیست.»
طبق قانون، در صورتی که قاتل بدهی یا حکم مالی دیگری داشته باشد، باید پیش از اجرای قصاص، این موارد تعیین تکلیف شود تا حقی از دیگران ضایع نگردد. در این پرونده نیز موضوع پرداخت دیه در حال بررسی است.
مراجعه خانواده قاتل
در حالی که خانواده قربانی در انتظار اجرای حکم هستند، مزاحمتهای خانواده قاتل، بر درد آنها افزوده است. پدر الهه در ادامه گفت وگو با هفت صبح میگوید:«چند بار خانواده قاتل به مقابل خانه ما آمدند. با فریاد و خواهش و گاهی تهدید، از ما میخواستند رضایت بدهیم. همسایهها هم شاهد این ماجرا بودند. بعد از شکایتی که از آنها کردیم، ماموران دخالت کردند و دیگر نیامدند. اما همین رفتارها نشان میدهد هنوز نمیدانند چه فاجعهای رقم زدهاند.»
از محل کار تا بیابانهای خاموش
بر اساس گزارشهای پلیس آگاهی، الهه در روز حادثه پس از پایان کارش، سوار خودروی مردی شد که وانمود میکرد قصد دارد او را تا حوالی اسلامشهر برساند. در میانه راه، میان آنها بحثی در گرفت که به درگیری فیزیکی منجر شد. سپس، برای از بین بردن آثار جرم، جسد را در بیابانهای اطراف رها کرد و به خانه بازگشت. دوربینهای ترافیکی و تلفن همراه قربانی، پلیس را در مسیر شناسایی متهم قرار داد.
با اعتراف صریح متهم، کیفرخواست علیه او صادر و پرونده به شعبه ویژه دادگاه کیفری ارجاع شد. خانواده مقتول از همان ابتدا خواهان قصاص در ملأ عام بودند. با انتشار اخبار پرونده، موجی از واکنشها در شبکههای اجتماعی شکل گرفت. کاربران با انتشار تصویر الهه و پیامهای همدردی، از دستگاه قضایی خواستند تا بدون تاخیر حکم را اجرا کند. بسیاری این پرونده را نمادی از ناامنیهای اجتماعی برای زنان دانسته و اجرای حکم قاتل را مطالبهای عمومی تلقی کردند.
بر اساس پیگیریهای خبرنگار هفت صبح، پرونده اکنون در مرحله نهایی اجرای حکم قرار دارد. با این حال، تا زمانی که دیه مربوط به پرونده قبلی متهم تعیین تکلیف نشود، اجرای حکم متوقف خواهد ماند. گفته میشود مسئولان قضایی در حال بررسی امکان پرداخت تفاضل دیه از محل بیت المال هستند تا مانعی برای اجرای حکم باقی نماند.
پدر الهه در پایان گفت وگویش با لحنی آمیخته از خشم و اندوه میگوید:«ما فقط عدالت میخواهیم. نه بیشتر، نه کمتر. الهه دیگر برنمی گردد، اما نمیخواهم قاتلش هم مثل او فراموش شود. این انتظار برای ما سختترین نوع زندگی است.»
//=normalizeText($row['content']) ?>