ایران: گروه های مسلح اعتراضات را ربودند؛ آمریکا نمی تواند شانه خالی کند
نمایندگان چین و روسیه ضمن به رسمیت شناختن حقوق مردم برای ابراز اعتراض قانونی دخالتهای آمریکا در امور داخلی دیگر کشورها را محکوم کردند.
در این جلسه مسی علی نژاد و احمد باطبی به عنوان آنچه «نمایندگان جامعه مدنی ایران» خوانده شد حضور داشتند. آنها مانند همیشه خواستار حمله ترامپ به ایران شدند.
معاون نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل در نشست شورای امنیت درباره ایران که عصر پنجشنبه به وقت محلی (۲۵ دی ماه ۱۴۰۴ برابر با ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶) برگزار شد، گفت: در فاصله ۸ تا ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶، مردم و دولت جمهوری اسلامی ایران در سراسر کشور با اعمال تروریستی و خشونتهای افراطی به سبک داعش مواجه شدند.
این دیپلمات جمهوری اسلامی ایران افزود: اعتراضات مسالمت آمیزی که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ با مطالبات اقتصادی مشروع آغاز شده بود، عمداً توسط گروههای سازمان یافته و مسلح ربوده شد و به اغتشاشات خشونت بار بدل گردید. موارد مستند شامل سر بریدن، سوزاندن انسانها در حال حیات، ضرب وشتم منجر به مرگ مأموران پلیس و شهروندان عادی، استفاده گسترده از سلاح گرم، و به آتش کشیدن عامدانه آمبولانسها، خودروهای آتش نشانی، مراکز درمانی، ساختمانهای مسکونی و اماکن عبادی است.
وی تاکید کرد: اینها حوادثی پراکنده نبود. بلکه بازتاب یک الگوی روشن و نظام مند از خشونت سازمان یافته است. شمار قابل توجهی از مأموران پلیس کشته یا به شدت مجروح شدند. این تلفات سنگین، گواهی بر شدت بیرحمی عناصر تروریستی است.
معاون نمایندگی جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: واقعیت امر بسیار ساده است: ایالات متحده و همدستانش به ویژه رژیم اسرائیل نمیتوانند از مسئولیت خون بیگناهی که در کشور من ریخته شده است، شانه خالی کنند. آنان که در جنگ تجاوزکارانه ۱۲روزه ژوئن ۲۰۲۵ علیه ایران به اهداف خود دست نیافتند، اکنون میکوشند همان مقاصد را از مسیر بیثبات سازی سیاسی، ناآرامی داخلی و ایجاد هرج ومرج دنبال کنند.
متن کامل سخنان «غلامحسین درزی» سفیر و معاون نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد در نشست شورای امنیت درباره ایران به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای رئیس،
اجازه دهید از همان ابتدا مخالفت قاطع خود را با مشارکت به اصطلاح «نمایندگان جامعه مدنی» اعلام کنم. لازم است کاملاً روشن بگویم: هر دو سخنران، که تحت این برچسب جعلی از سوی نماینده ایالات متحده تحمیل شدهاند، هیچ گونه نمایندگی از جامعه مدنی ایران ندارند. آنان نماینده دستورکارهای سیاسی ایالات متحده و رژیم اسرائیل هستند. بیش از دو دهه است که خارج از ایران زندگی کردهاند و به طور مستمر در تحریک به خشونت و ترویج فعالیتهای افراطی و تروریستی نقش داشتهاند، از جمله دفاع و تسهیل استفاده از نیروی مرگبار علیه مأموران اجرای قانون. از این رو، حضور آنان در این نشست نه مشروع است و نه معتبر، و به طور بنیادین تمامیت و سلامت این بحث را مخدوش میسازد.
آنان را به جهان به عنوان نمایندگان «جامعه مدنی» ایران عرضه نکنید. اعمال و اظهارات آنان درباره ایران هیچ نسبتی با «مدنیت» ندارد و مدت هاست که از جامعه ایران گسستهاند. آنان صرفاً پژواک دهنده دستورکار خارجی اسرائیل و آمریکا هستند.
بر اساس شواهد انکارناپذیر، هر دو در فهرست حقوق بگیران موساد قرار دارند.
آمریکا در حال فراهم سازی بستر بیثبات سازی سیاسی و مداخله نظامی
آقای رئیس،
با قلبی اندوهگین و سوگوار، عمیقترین تسلیتها و همدردیهای خود را به مردم شجاع کشورم و به خانوادههای قربانیان بیشمار ابراز میدارم. در هفتههای اخیر، ایران شمار زیادی از غیرنظامیان بیگناه و اعضای فداکار نیروهای امنیتی و انتظامی خود را از دست داده است. بسیاری از جوانان ما در اعمالی از خشونت عریان و افراطی به طرزی فجیع به قتل رسیدند؛ اعمالی که یادآور جنایات داعش است. شمار زیادی از مأموران پلیس نیز در راه انجام وظیفه، برای حفاظت از شهروندان و صیانت از نظم عمومی، جان خود را فدا کردند. امروز من به نمایندگی از ملتی سخن میگویم که در سوگ نشسته است.
بسیار تأسف بار است که نماینده ایالات متحده که درخواست کننده این نشست بوده است، امروز به دروغ پردازی، تحریف واقعیتها و یک کارزار عامدانه انتشار اطلاعات نادرست متوسل شده تا نقش مستقیم کشورش در سوق دادن ناآرامیها در ایران به سوی خشونت را پنهان سازد. در حقیقت، درخواست ایالات متحده برای برگزاری این نشست، نمایشی شرم آور است برای پوشاندن همدستی مستقیم آنان در جنایتی که مزدورانشان طی روزهای ۸ تا ۱۰ ژانویه، در چارچوب تلاش بدخواهانه رژیم اسرائیل برای کشاندن آمریکا به جنگ تجاوزکارانهای دیگر علیه ایران، علیه ملت ما مرتکب شدند.
ایالات متحده، تحت بهانه توخالی «نگرانی برای مردم ایران» و ادعاهای حمایت از حقوق بشر، میکوشد خود را دوست مردم ایران جلوه دهد، در حالی که هم زمان در حال فراهم سازی بستر بیثبات سازی سیاسی و مداخله نظامی تحت یک روایت به اصطلاح «بشردوستانه» است.
این ادعاها به ویژه هنگامی به شدت ریاکارانه جلوه میکند که در پرتو سابقه طولانی و مستند ایالات متحده در مداخلات نظامی غیرقانونی، عملیات تغییر رژیم، و نقضهای نظام مند حقوق بین الملل و منشور ملل متحد نگریسته شود. در سراسر جهان، این سیاستها به تلفات گسترده غیرنظامیان، فروپاشی دولتها، بحرانهای انسانی طولانی مدت، و ظهور و تقویت گروههای افراطی و تروریستی انجامیده است. این موضوع نه مسئله نظر، بلکه امر مسلمِ ثبت شده در تاریخ و واقعیت است.
مردم ایران طی دههها، معنای واقعی این به اصطلاح «حمایت» را با تمام وجود تجربه کردهاند. الگوی اجبار و مداخله ایالات متحده تحت پوشش بهانههای فریبنده کاملاً روشن است: از طراحی کودتای ۱۹۵۳ علیه دولت دموکراتیک و منتخب دکتر محمد مصدق، تا پشتیبانی گسترده سیاسی، نظامی و اطلاعاتی از جنگ تجاوزکارانه رژیم صدام علیه ایران؛ از سرنگونی پرواز ۶۵۵ ایران ایر در سال ۱۹۸۸ و قتل ۲۹۰ غیرنظامی بیگناه، تا همدستی در ترورها، خرابکاریها و حملات علیه غیرنظامیان و زیرساختهای ایران، از جمله جنگ تجاوزکارانهای که در ژوئن ۲۰۲۵ انجام شد؛ و از دههها تحریمهای یک جانبه غیرقانونی تا اعمال فشار اقتصادی نظام مند. این اقدامات به طور فاحش حقوق بنیادین مردم ایران، از جمله حق ذاتی آنان بر حیات، سلامت و توسعه را نقض کرده است.
متأسفانه، شماری از اعضای غربی این شورا، از جمله فرانسه و بریتانیا، بار دیگر به معیارهای دوگانه آشنای خود متوسل شدهاند. آنان در حالی که مدعی دفاع از حقوق بشر و حمایت از مردم ایران هستند، در کنار ایالات متحده، برخی از شدیدترین و غیرقانونیترین تحریمهای تاریخ معاصر را اعمال کردهاند؛ تحریم هایی که رنجی گسترده بر غیرنظامیان تحمیل کرده است. هم زمان، آنان از محکوم کردن چه رسد به تحریم رژیم اسرائیل به دلیل ارتکاب اعمال نسل کشی و جنایات علیه بشریت، خودداری کردهاند.
راهبرد آمریکا؛ انتشار ارقام جعلی و اغراق آمیز برای مداخله خارجی
آقای رئیس،
در فاصله ۸ تا ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶، مردم و دولت جمهوری اسلامی ایران در سراسر کشور با اعمال تروریستی و خشونتهای افراطی به سبک داعش مواجه شدند. اعتراضات مسالمت آمیزی که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ با مطالبات اقتصادی مشروع آغاز شده بود، عمداً توسط گروههای سازمان یافته و مسلح ربوده شد و به اغتشاشات خشونت بار بدل گردید. موارد مستند شامل سر بریدن، سوزاندن انسانها در حال حیات، ضرب وشتم منجر به مرگ مأموران پلیس و شهروندان عادی، استفاده گسترده از سلاح گرم، و به آتش کشیدن عامدانه آمبولانسها، خودروهای آتش نشانی، مراکز درمانی، ساختمانهای مسکونی و اماکن عبادی است.
اینها حوادثی پراکنده نبود. بلکه بازتاب یک الگوی روشن و نظام مند از خشونت سازمان یافته است. شمار قابل توجهی از مأموران پلیس کشته یا به شدت مجروح شدند. این تلفات سنگین، گواهی بر شدت بیرحمی عناصر تروریستی است.
واقعیت امر بسیار ساده است: ایالات متحده و همدستانش به ویژه رژیم اسرائیل نمیتوانند از مسئولیت خون بیگناهی که در کشور من ریخته شده است، شانه خالی کنند. آنان که در جنگ تجاوزکارانه ۱۲روزه ژوئن ۲۰۲۵ علیه ایران به اهداف خود دست نیافتند، اکنون میکوشند همان مقاصد را از مسیر بیثبات سازی سیاسی، ناآرامی داخلی و ایجاد هرج ومرج دنبال کنند.
این راهبرد بر تولید عامدانه قربانیان، انتشار ارقام جعلی و اغراق آمیز، و ایجاد بهانهای برای مداخله خارجی استوار است؛ سناریویی آشنا که بارها، از عراق تا لیبی و تا ونزوئلا، به کار گرفته شده است.
فهرستی از اظهارات مداخله جویانه مقامات آمریکا
آقای رئیس،
اجازه دهید تنها به چند نمونه از اظهارات مداخله جویانه و بیپروای مقامات ایالات متحده اشاره کنم که به روشنی دخالت مستقیم واشنگتن در این ناآرامیها را آشکار میسازد.
در ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵، رئیس جمهور ایالات متحده در جریان یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با نخست وزیر رژیم اسرائیل اعلام کرد: «اگر ایران به برنامه موشکی خود ادامه دهد، بله، من از حمله به ایران حمایت میکنم. اگر به برنامه هستهای خود ادامه دهد، حمله باید فوری باشد.» وی سپس تهدید کرد: «ما مجبور خواهیم بود آنها را سرکوب کنیم. آنها را سرکوب خواهیم کرد. به شدت درهم شان خواهیم کوبید.»
در ۲ ژانویه، مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین ایالات متحده، به صراحت به حضور عوامل موساد در میان اغتشاشگران اذعان کرد. عین عبارت مورد استفاده او در پیام منتشرشده در شبکه ایکس چنین است: «سال نو مبارک به هر ایرانی که در خیابان است. همچنین به هر مأمور موساد که در کنار آن هاست.» پایان نقل قول.
در ۳ ژانویه ۲۰۲۶، رئیس جمهور ایالات متحده اعلام کرد: «ما کاملاً آمادهایم و دست به سلاح هستیم.»
در ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶، سناتور لیندزی گراهام به طور علنی به تحریک خشونت پرداخت و گفت: «وقتی رئیس جمهور ترامپ میگوید «شکوه را دوباره باید به ایران بازگردانیم»، یعنی معترضان در ایران باید آیت الله را شکست دهند.»
در ۱۲ ژانویه، سخنگوی کاخ سفید تأیید کرد که رئیس جمهور ترامپ «در استفاده از نیروی نظامی علیه ایران تردید نخواهد کرد.» در همان روز، سناتور گراهام اعلام کرد و نقل قول میکنم: «رهبری ایران باید نابود شود… این بهترین فرصت از سال ۱۹۷۹ برای تغییر خاورمیانه است.»
در ۱۳ ژانویه، رئیس جمهور ایالات متحده اظهار داشت و نقل قول میکنم: «میهن دوستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید؛ نهادهای خود را در دست بگیرید! کمک در راه است.»
اینها اظهاراتی پراکنده و منفرد نیستند. این سخنان، فراخوانهای صریح به تغییر رژیم، خشونت و تجاوز نظامی را تشکیل میدهند.
ادعاهای نگرانی برای حقوق بشر پوچ و بیاعتبار است
آقای رئیس،
بهره برداری از اعتراضات مسالمت آمیز برای اهداف ژئوپلیتیکی و به خطر انداختن بیمحابای جان غیرنظامیان، کاملاً با نقش ویرانگری که تحریمهای یک جانبه غیرقانونی در ایجاد این وضعیت ایفا کردهاند هم راستاست. ادعاهای نگرانی برای حقوق بشر، هنگامی که از سوی کسانی مطرح میشود که به طور نظام مند همان حقوق را نقض میکنند، پوچ و بیاعتبار است.
سه روز پیش، میلیونها ایرانی برای بازگرداندن آرامش به شهرهای خود، حمایت از قانون و نظم، و رد تلاشهای بیپروایانه برای سوق دادن کشورمان به سوی درگیری داخلی، به خیابانها آمدند.
رئیس جمهور ترامپ این نمایش تاریخی از وحدت و خویشتن داری را نادیده گرفت. در عوض، بیانیهای تحریک آمیز صادر کرد که هدف آن شعله ور ساختن دوباره ناآرامیها بود. اما مردم ایران در سراسر کشور، دعوت او به خشونت بیشتر را نادیده گرفتند و به همین دلیل، آرامش در سراسر ایران دوباره برقرار شد.
توسل به زور نقض فاحش حقوق بین الملل و منشور ملل است
آقای رئیس،
هرگونه تهدید یا توسل به زور علیه جمهوری اسلامی ایران تحت هر عنوان و بهانهای، از جمله ادعاهای «حفاظت از معترضان» یا «حمایت از مردم ایران»، نقضی فاحش و آشکار از حقوق بین الملل و منشور ملل متحد محسوب میشود. چنین اقدامات غیرقانونیای مستقیماً ناقض ماده ۲(۴) منشور، که تهدید یا استفاده از زور را ممنوع میسازد، و ماده ۲(۷)، که اصل عدم مداخله را تثبیت میکند، است. هیچ قاعده، دکترین، روایت یا توجیه سیاسی نمیتواند اقدام نظامی یا اعمال اجبار یک جانبه را بدون مجوز صریح شورای امنیت ذیل فصل هفتم مشروعیت بخشد. توسل به ادبیات بشردوستانه برای توجیه استفاده از زور، سوءاستفادهای عامدانه از حقوق بین الملل است.
شورای امنیت، اعضای آن و دبیرکل، مسئولیتی روشن، حقوقی، اخلاقی و سیاسی بر عهده دارند تا پیش از آنکه دیر شود، چنین اقدامات غیرقانونی را به صراحت رد و محکوم کنند. اعتبار سازمان ملل متحد، و حتی بقای خود منشور، اکنون به این بستگی دارد که آیا این ممنوعیت بنیادین حفظ خواهد شد یا به دست یکی از اعضای دائم آن تضعیف میگردد.
ایران نه به دنبال تشدید تنش است و نه خواهان تقابل. با این حال، هرگونه اقدام تجاوزکارانه مستقیم یا غیرمستقیم با پاسخی قاطع، متناسب و منطبق با قانون، وفق ماده ۵۱ منشور، مواجه خواهد شد. این تهدید نیست؛ بیان یک واقعیت حقوقی است. مسئولیت تمامی پیامدها صرفاً بر عهده کسانی خواهد بود که چنین اعمال غیرقانونیای را آغاز میکنند.
ادعای قتل معترضان؛ تحریف آشکار آمریکا درباره واقعیتهای میدانی
آقای رئیس،
دولت جمهوری اسلامی ایران همچنان به طور کامل به تعهدات حقوق بشری خود، از جمله حق اعتراض مسالمت آمیز، پایبند است. این دولت ضمن ایفای وظیفه خود در حفاظت از مردم و صیانت از نظم عمومی، حداکثر خویشتن داری را اعمال کرده است. با این حال، تحریک به خشونت، تشویق به بیثبات سازی داخلی، و تهدیدهای صریح به اقدام نظامی علیه یک دولت عضو دارای حاکمیت، تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی در معنای مقرر در ماده ۳۹ منشور به شمار میرود.
در پایان، آقای رئیس، ما تمامی اتهامات با انگیزههای سیاسی را که امروز علیه دولت من مطرح شد، قاطعانه رد میکنیم. واقعیتهای میدانی، روایتهای ساختگی ارائه شده از سوی ایالات متحده و متحدانش در این نشست را نقض میکند.
ساخت وپرداخت ایالات متحده درباره «کشتار بیمعنای معترضان» نه بازتاب دهنده واقعیتهای موجود در صحنه است و نه میتواند جنایات آمریکا علیه مردم بزرگ ایران را تطهیر کند.
ادعای اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران معترضان مسالمت آمیز را به قتل رسانده است، تحریفی آشکار از واقعیتهای میدانی است. آنچه نیروهای امنیتی ایران—با قاطعیت و مسئولیت پذیری—با آن مواجه شدند، هستههای تروریستی مسلح به سبک داعش و گروههای تجزیه طلب خشونت گرا بودند که با تأمین مالی و تسلیحاتی چند بازیگر خارجی، از جمله رژیم اسرائیل، به طور عامدانه غیرنظامیان و مأموران اجرای قانون را هدف قرار دادند تا جنگ داخلی را شعله ور سازند و شرایط مداخله خارجی را فراهم آورند.
ادعای اینکه محدودیتهای اینترنتی برای پنهان سازی آسیب واردشده به مردم خودمان اعمال شده، به همان اندازه نادرست است. برعکس، این محدودیتهای موقت برای حفاظت از ملت ایران در برابر عملیاتهای مخرب عاملان خارجی، از جمله عناصر اسرائیلی، که امنیت ملی کشور را هدف قرار داده بودند، ضروری بود. همچنین جلوگیری از حملات سایبری گسترده علیه ایران و زیرساختهای آن، و قطع ارتباط میان شبکههای تروریستی که از داخل شهرهای ما در حال هماهنگی عملیاتهای تروریستی بودند، کاملاً حیاتی به شمار میرفت.
از توجه شما سپاسگزارم
//=normalizeText($row['content']) ?>