بررسی رخدادهای دی ماه غم انگیز ۱۴۰۴؛ ریشه اصلی اعتراضات مردم چیست؟
در آن یادداشت تاکید کردم که تمرکز بر این که آنچه در هفتههای گذشته در ایران رخ داده، اغتشاش بوده و تجاهل نسبت به اعتراضات مردم، یعنی پاک کردن صورت مسأله و صد البته وقتی چنین شود، به حل مسأله نخواهیم رسید.
حالا میکوشم از منظر خود، ریشه اصلی اعتراضات را واکاوی کنم.
به نظر میرسد هر اعتراض و نارضایتی در سراسر تاریخ، همه دنیا و در تمام سطوح، یک ریشه و منشأ واحد دارد و آن "بیعدالتی" است. این مساله به حدی ریشه دار و فطری است که حتی اگر بین چند کودک، شکلاتی به عنوان هدیه توزیع شود و در این میان، به برخی کمتر از بقیه داده شود، در عین حالی که شکلاتی گرفتهاند اساساً هدیه بوده و حق شان نبوده است، با همان شکلات شیرین، دچار تلخکامی و نارضایتی میشوند.
حالا این مثال کوچک را تعمیم دهید به حقوق حقه یک ملت که باید بر اساس عدالت توزیع شود ولی این اتفاق نمیافتد.
عدالت را قرار دادن هر چیزی در جای خود تعریف کردهاند و این تعریف ساده و جهانشمول، به تنهایی برای بررسی ریشههای نارضایتیها در هر جامعهای کفایت میکند.
اعتراض مردم ایران، صرفا به این دلیل نبود که چرا قیمت مرغ فلان قدر است و روغن کمیاب شده و دلار سر به فلک کشیده است بلکه آنها به ریشههای این روند فرسایشی اعتراض داشتند - و هنوز هم دارند.
اگر همان طور که رهبر انقلاب نیز در سخنان اخیر خود بدان تصریح داشتند، وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم نامناسب هست - که هست - باید بنیادیترین دلیل را کاوید و الّا غفلت از ریشهها و بسنده کردن به شاخهها و سایهها، چیزی جز یک خودفریبی بزرگ و مهلک نیست.
علت وضعیت نابسامانی که ایران امروز درگیر آن است، تصمیمات نادرستی است که در طول سالهای گذشته، بر نظام حکمرانی ایران سایه افکنده است.
اگر چیزی در کشور اجرا میشود، مقدمهاش تصمیمی است که آن را شکل میدهد. به مجلس بنگرید و فارغ از این که گرایش سیاسی تان چیست، منصفانه و ایران دوستانه به این سوال پاسخ دهید که آیا مجموع تصمیمات مجلس، به نفع مصالح کلان کشور بوده است؟ از طرح تثبیت قیمتها که با عنوان فریبنده حمایت از مصرف کننده، کمر اقتصاد ملی را چنان شکست که هنوز قد راست نکرده تا مصوبهای برای ممانعت از احیای برجام در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی و ایجاد محدودیتهای اینترنتی برای مردم و این اواخر هم قانون موسوم به حجاب و عفاف و....
از مجلس بگذریم و به شوراهایی برسیم که هر کدام شان بخشی از نظام تصمیم سازی کشور را بر عهده گرفته و موازی کاری را بر نظام سیاسی تحمیل کردهاند: به راستی خروجی این همه شورا، مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی فضای مجازی، شورای عالی آب، شورای عالی آموزش و پرورش، شورای عالی کار و دیگر شوراهایی که پسوند عالی را یدک میکشند، چه بوده است؟
در خود دولتها نیز تصمیمات و مصوبات هیات دولت و نهادهای زیر مجموعه آن و نیز روشهای اجرای مصوبات -ولو مصوبات مفید- چگونه بوده است؟!
تقریباً با هر کسی در ایران صحبت کنید، هم درباره تصمیمات و مصوبات و هم در خصوص امور اجرایی، نقدهای جدی دارد (حال بماند عرصه قضا که بحث دیگری میطلبد).
حال یک مرحله بحث را جلوتر میبرم: این تصمیمات و اجراها دفعتاً به وجود نمیآیند بلکه انسان هایی آنها را خلق و اجرا میکنند. پس اگر تصمیم ناروایی گرفته میشود یا چیزی به نادرست اجرا میشود، مشکل از تصمیم گیران و مجریانی است که در جای نادرستی ایستادهاند. پس مشکل از افراد است.
اگر نهادهای تصمیم سازی و اجرایی، پر بودند از افراد علم گرا، متخصص، با تجربه و کاربلد، قطعاً خروجی کار، بسیار متفاوتتر بود.
باز هم بحث را به قدم دیگر به ریشه نزدیکتر میکنم. این افراد چگونه به این جایگاهها رسیدهاند؟!
آنها به طور مستقیم یا غیر مستقیم از سوی مردم انتخاب شدهاند. مثلاً نماینده مجلس یا رئیس جمهور با رأی مستقیم مردم و وزیر و معاون وزیر و ردههای بعدی، به طور مستقیم برگزیده شدهاند.
حال سوال اینجاست که در جامعهای مانند ایران که نیکبختانه آکنده از انسانهای وطن دوست، تحصیل کرده، کارآمد، متخصص و علم گراست، چرا بسیاری از افرادی که برگزیده میشوند، فاقد این ویژگیها هستند؟
اینجاست که به ریشه میرسیم و آن، وجود مشکلات جدی در نظام انتخاباتی کشور است.
مردم ایران در سال 1357 آن انقلاب بزرگ را کردند تا خودشان سرنوشت شان را در دست بگیرند؛ مکانیزمی هم که برایش در قانون اساسی تعریف کردند و بدان رأی دادند، انتخابات آزاد بود.
اگر جمهوری اسلامی میخواهد بحران را برای همیشه از بین ببرد و رضایت مردم را به طور بنیادین، دائمی و خدشه ناپذیر همراه داشته باشد، باید به اصل خود که همانا تضمین جمهوریت در قالب انتخابات آزاد و سایر الزامات آن - مانند تحزب واقعی و آزادیهای رسانهای و... - بازگردد. در واقع اگر امروز از زهری سخن میگوییم که مردم و کشور و نظام را میآزارد، باید بگوییم که خوشبختانه پاد زهر نیز بدون نیاز به غیر، در دسترس است.
با اصلاح ساز و کارهای انتخاباتی و تسریع فوق العاده در اجرای آن، مردم میتوانند صدای خود را در دولت و مجلس بشنوند و مطالبات شان را در فعالیتهای سیاسی آزاد، رسانهها و نیز از طریق نمایندگان شان در ساختار قدرت پیگیری کنند. در چنان وجهی، هرگز نیازی به نزاع داخلی که زمینه ساز طمع خارجی است، نخواهد بود.
اگر تعریف عدالت، فقط در این فقره به درستی اجرا شود و افراد در جایی که باید، باشند، آن گاه تصمیمات درست گرفته خواهد شد و به درستی هم اجرا خواهد شد و بدین ترتیب، کشور در مسیر درست، رو به توسعه و تعالی خواهد بود و مشکلات نیز یک به یک به طور ریشهای، حل یا تعدیل خواهند شد.
در چنان وضعیتی، دشمن خارجی هم هر چه بخواهد بر طبل اختلاف و توطئه و اغتشاش و ناامن سازی بکوبد، جز آن که گوشهای خود را از صدای این طبل نابهنجار بیازارد، چیزی به دست نخواهد آورد.
عدالت در جانمایی انسانها بر اساس انتخاب آزادانه مردم، اکسیر بقای حکومت هاست.
//=normalizeText($row['content']) ?>