دوستم را کشتم چون گوشی را پس نمیداد
در ادامه تحقیقات کارآگاهان یکی از دوستهای صمیمی یاشار را شناسایی کرده و از او خواستند با پسر جوان قرار ملاقات بگذارد. زمانی که یاشار به محل قرار آمد، توسط کارآگاهان جنایی بازداشت شد.
پسر جوان در تحقیقات به قتل دوستش اعتراف کرد و گفت: «مقتول را خیلی وقت است میشناسم چند شب قبل از جنایت با هم مشروب خوردیم و در عالم مستی به خواب رفتم.
وقتی بیدار شدم دوستم به من گفت گوشیات چند روزی دست من باشد من هم قبول کردم اما بعد از آن هر چه به او گفتم گوشی را برگردان قبول نمیکرد. تا اینکه شب حادثه به مقابل خانهاش رفتم و زنگ در را زدم. اما گفت میهمان دارد و الان نمیتواند بیاید.
وقتی اصرار و سماجت مرا دید گفت به سر کوچه بروم تا او هم بیاید من هم قبول کردم و زمانی که مقتول به محل قرار آمد گفتم گوشیام را پس بده اما گفت نمیدهم وقتی کار به اعتراض و دعوا رسید به من گفت آن شب که مست کرده بودیم داخل نوشیدنی من داروی بیهوشی ریخته تا من بیهوش شوم. بعد از من فیلم و عکس مستهجن گرفته است و اگر برای گرفتن گوشی اصرار کنم عکسها و فیلمها را منتشر خواهد کرد. من که از شنیدن حرف هایش عصبانی شده بودم با چاقو چند ضربه به او زدم و فرار کردم.»
//=normalizeText($row['content']) ?>