ترامپ؛ دایناسور قرن ۲۱ در سیاست جهان
مهرداد خدیر با این مقدمه در روزنامه هم میهن نوشت:رفتارها و تهدیدات دونالد ترامپ، نسبتی با دستاوردهای بشر از قرن بیستم به بعد ندارد و تنها با استعمار قرون 18 و 19 قابل فهم است و شگفت آور این که رهبران غربی ارتجاعی چنین را نمیبینند یا نمیخواهند ببینند.
حتی آلوین تافلر که 26 سال قبل از روی کار آمدن ترامپ در سال 1395 خورشیدی پیش بینی کرده بود او روزی کاندیدای ریاست جمهوری خواهد شد بیشتر به انگیزه و اهداف او اشاره کرد و احتمالا خاطر جمع بود که آمریکا و جهان به بازگشت به عصر زور تن نخواهد داد.
آلوین تافلر زنده بود و دید وارد کارزار شده اما وقتی ترامپ رییس جمهوری شد 4 ماه از مرگ نویسنده آمریکایی میگذشت.
او در فصل سوم کتاب «جابه جایی قدرت» که سال 1370 به فارسی برگردانده و منتشر شد از دونالد ترامپ که در آن زمان تنهابه تجارت و کار مِلک اشتغال داشت به عنوان نامزد بالقوه در دورههای آینده یاد میکند و مینویسد:
«کسب وکار میتواند محصول یا سود تولید کند. به دشواری میتوان در برابر وسوسه این بدگمانی مقاومت کرد که کسب وکار هم میتواند به نمایشی مردم پسند تبدیل شود و قهرمان و ضدقهرمان و به طور روزافزونی ستارگان خود را داشته باشد.
اسامی غولهای تجاری، درست مثل ستارگان سینمای هالیوود از رسانهها پخش میشود. شخصیت هایی چون دونالد ترامپ یا لی ایو کو کا در محاصره تبلیغات چیان قرار دارند. این دو کتابهای پرفروشی را به خود اختصاص میدهند. حتی از هر دوی آنان به عنوان نامزدهای بالقوه انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده نام برده شده یا شاید خودشان چنین ترتیبی دادهاند.»
با این حال نگران روی کار آمدن او نیست و اضافه میکند:
"ترامپ متعلق به صنعت گذشته است. مردانی چون او و ایاکوکا به هیچ وجه منادی آیندهای نوین نیستند. توفیق در اعمال نفوذ بر واشینگتن برای آزاد کردن سازنده ناموفق اتومبیل که در توقیف بود یا به نمایش گذاشتن نام خود بر فراز آسمان خراشهای پرزرق و برق و قمارخانهها به سختی میتواند در روند فعالیت اقتصادی و یا کسب وکار انقلابی پدید آورد".
آنچه سبب شد به پیش بینی تافلر بپردازم اما این قسمت است: «به هرحال، در عصر انقلاب همه نوع گیاه و جانور عجیب و غریب پدیدار میشود. موجوداتی با خُلق وخوی از میان رفته چند نسل پیش، موجوداتی استثنایی، سگهای شکاری که در پی تبلیغات هستند، قدیس مآبان و کلاهبرداران، و در کنار آنها صاحبان بینش و انقلابیون اصیل.»
ترامپ، در واقع همان جانور عجیب و غریب است که تافلر ورود او به سیاست را پیش بینی کرد ولی روی جامعه آمریکا بیش از آن حساب کرده بود که بگذارند چنین موجودی به قدرت برسد.
این در حالی است که آینده پژوه آمریکایی تولد اینترنت و گسترش مواد مخدر را هم پیش بینی کرده بود و هر دو اتفاق افتاد ولی ترامپ آن قدر عجیب و غریب ود که با قاطعیت نگفت او قدرت را در دست میگیرد زیر فرض تافلر بر این بود که از دوره زور به دوره دانایی شیفت کردهایم و ترامپ به عصر جدید تعلق ندارد.
تافلر آیندهای را تصور میکرد که در آن زنان خواهند توانست "رویانی بخرند، نزد پزشک ببرند و در رحِم خود بکارند و بعد وضع حمل کنند. چندان که گویی این جنین در بدن خود آنها شکل گرفته است."
یا درباره نوزدانی مینوشت که "حس بینایی یا شنوایی فوق عادی" و یا قابلیتهای دیگری از این دست خواهند داشت" و احتمال میداد انسان بتواند کپی بیولوژیکی از خود کپیهای بسازد" یا نکتهای که اکنون به ایران هم تسری یافته و بخش دوم هنوز نه:
"فرزند نداشتن در بین زوجهای جوان و میانسال گسترش خواهد یافت بچه دار شدن افراد بالای ۶۰ سال ممکن است عمومیت پیدا کند."
او همچنین پیش بینی کرد "با انتقال محل کار از دفتر و کارخانه به خانه، شهرها اهمیت خود را از دست خواهند داد."
غرض فهرست کردن ایدهها و پیش بینیهای او نیست و ارجاع به کتاب "شوک آینده" کفایت میکند و خود او هم میگفت:
"هیچ آینده پژوه جدی یی خود را درگیر پیش بینی نمیکند. این کار فال گیرها در برنامههای تلویزیونی یا طالع بینها در روزنامه هاست."
گیر قصه اما این است که خود ترامپ به عصر طالع بینها و فال گیرها تعلق دارد و شاید برای این که بدانیم کی از دست او خلاص میشویم به فال گیر بیشتر نیاز داشته باشیم تا آینده پژوه!
بخت با تافلر یار بود که در تیر 1395 درگذشت و آبان همان سال را ندید که ترامپ بر هیلاری کلینتون پیروز شد و گرنه هر قدر که به تحقق پیش بینیهای قبلی میبالید در تحلیل روی کار آمدن او دچار حیرت میشد زیرا قاعدتا عصر قدرت از جنس آنچه ترامپ نماینده آن بود از نگاه تافلر تمام شده بود.
شگفتی مضاعف این که با نگاهی برآمده از دیروز میخواهد به فردای استیلا با هوش مصنوعی نقب بزند و کسانی معتقدند انتخاب این منطقه از جهان به خاطر بیابانهای مستعد سرمایه گذاری در هوش مصنوعی است نه نفت.
او همان جانور عجیب و غریب است که تافلر میپنداشت به نسلهای گذشته تعلق دارد و حالا سر و کار ما با او افتاده است.
روزگاری از خبر مشاهده تمساح در خانهای در استرالیاییها یا نیوزیلندیها شگفت زده میشدیم و حالا خودمان در پی پایان ربع قرن از قرن 21 باید در اندیشه دایناسوری باشیم که اصرار دارد بازی دیگری جز مدل برجام با ایران انجام دهد و همان را بر سر اوباما بکوبد و بهای آن را یک ملت باید بپردازد.
//=normalizeText($row['content']) ?>