عذاب وجدان مادرانه؛ بخشش داماد پس از خواندن اعترافات دختر
پای چوبه دار
با اعتراف متهم و تکمیل پرونده مرد جوان به دادگاه کیفری یکی از شهرستانهای جنوبی کشور ارجاع و به درخواست پدر و مادر مقتول و با رأی قضات متهم به قصاص محکوم شد.
با تأیید این حکم در دیوانعالی کشور و ارجاع پرونده به دادسرا، جلسات صلح و سازش برای گرفتن رضایت از پدر و مادر مقتول برگزار شد اما بیفایده بود و آنها خواهان قصاص بودند. درنهایت پرهام پای چوبه دار رفت و التماس هایش در محل اجرای حکم و تلاش واحد صلح وسازش و خیرین باعث شد اولیای دم به او 6 ماه مهلت بدهند.
رضایت پدر و مادر مقتول
در حالی که این مهلت رو به پایان بود و اولیای دم بر اجرای حکم قصاص تأکید داشتند و پرهام به چوبه دار نزدیک میشد چهارشنبه هفته گذشته پدر و مادر ستایش ناگهان با مراجعه به شعبه اجرای احکام دادسرا از قصاص دامادشان گذشت کردند.
زن میانسال وقتی تعجب قاضی را دید، گفت: «واقعیت این است که ما میدانستیم در اختلافهای بین دختر و دامادمان ستایش مقصر است. پرهام پسر خوبی بود و با همه بداخلاقیهای دخترمان کنار میآمد. وقتی دخترم فوت کرد وسایلش را به خانه آوردم و در اتاقی گذاشتم و در اتاق را قفل کردم. چند روز قبل به سراغ وسایلش رفتم، ستایش از بچگی عادت داشت که خاطرات روزانهاش را مینوشت و من شروع به خواندن خاطراتش کردم. در صفحات آخر نوشته بود: پرهام مرا ببخش که با تو این کار را میکنم. من عاشق زندگی در خارج هستم و برای رسیدن به این خواستهام دست به هر کاری میزنم. یک قاچاق بر پیدا کردهام که میخواهم از ایران بروم و امیدوارم بعد از این مرا ببخشی. میتوانی غیابی طلاق بگیری. وقتی نوشتههای دخترم را خواندم، عذاب وجدان لحظهای رهایم نکرد و تصمیم گرفتم از قصاص دامادم گذشت کنم.»
با بخشش اولیای دم، پرهام که در چند قدمی چوبه دار بود، از مرگ نجات یافت و بزودی از جنبه عمومی جرم محاکمه خواهد شد.
