واکنش روزنامه«خراسان» به ادعای رئیس دانشکده صداوسیما
نظرسنجیها میگوید فقط ۱۲درصد مردم، مخاطب رسانه ملیاند
در سالهای اخیر، همواره نقد و نظرها درباره رسانه ملی بازار داغی داشته و دارد؛ به طور مشخص، این بازار در حوالی و پیرامون وقایع و رویدادها داغتر، جدیتر و پرحجمتر میشود. دقیقا در همین ایام و در میانه حال و احوال جنگی که اکنون در آنیم، وجهی دیگر از انتقادها و حرف و حدیثها درباره صدا و سیما به اوج خود رسیده است.
۱- فرسایش جامعیت و خلأ تنوع سلایق
۲- سنجشهای بعضا انتزاعی از اعتماد به این رسانه
۳- ابتلا به آسیب دوقطبی سازی
۴-خود مرجع پنداری رسانهای
بهانه نگارش این یادداشت، اظهارات روزهای قبل عراقچی، وزیر امور خارجه درخصوص بیتوجهی صداوسیما به مصاحبههای حساساش در میانه جنگ یا انتقادات مکرر رئیس جمهور از این رسانه یا قطع مصاحبه رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکرات نیست که البته هر یک از این موارد خودش میتواند به طور مستقل، محور چند یادداشت و گزارش باشد. تازه به این موارد رفتارهای ضد وحدت گویندگان و تحلیلگران برنامهها، اصرار بیش از اندازه در استفاده از کارشناسان تکراری و افت جدی در تولیدات جذاب را هم میتوان افزود که دربارهاش باید دهها گزارش و یادداشت نوشت.
اما به صراحت باید بیان کنیم که بهانه این یادداشت، نقل قول عجیب رئیس دانشگاه صداوسیماست که با استناد به نتایج یک نظرسنجی گفته «میزان اعتماد مردم به صداوسیما از اعتماد آنها به دولت بیشتر است.»
به نظر میرسد، این اظهارنظر آقای رئیس دانشگاه صداوسیما مبتلا به چند نکته ناشی از خطای شناختی است:
۱-من به عنوان یک مخاطب در ذات این کلام و این دیدگاه که میان رسانه ملی و دولت جمهوری اسلامی دوگانه «ما» و «آنها» قائل است، نوعی تولید قطبی سازی احساس میکنم.
۲- آقای رئیس دانشگاه صدا وسیما بر اساس کدام منطق به این نتیجه رسیده که اعتماد قریب ۹۰ میلیون ایرانی به صداوسیما بیشتر از دولت است؛ تازه آن هم دولتی که با تمام انتقادها به او، رئیساش به صداقت و سادگی شهرت دارد. آقای رئیس دانشگاه صدا و سیما، واقعا اطمینان دارد اگر یک نظرسنجی فراگیر صورت گیرد، نتیجه همان خواهد بود که او مدعی شده است؟
۳-آقای رئیس دانشگاه صدا و سیما، احتمالا فقط برخی از نظرسنجیها را مطالعه میکند و بیشک، نتایج نظرسنجی مرکز معتبر افکارسنجی ایسپا در سال ۱۴۰۳ را ندیده و مطالعه نکرده که تنها ۱۲.۵ درصد از پاسخگویان گفته بودند اخبار را از صداوسیما دنبال میکنند و ۱۱.۵ درصد نیز فیلم و سریالهای این رسانه را تماشا میکنند.
اگر صدا و سیما مخاطب را اقناع میکرد...
حقیقت این است در چنین مجالی که قلم اندر نقد صداوسیما شتاب گرفته است، آدم میماند که به کدام موضوع بپردازد چراکه موضوع و مسئله درباره این رسانه امروز فراوان است. اما از میان تمامی آن، یک پرسش را باید مطرح کرد؛ این که اگر این «صدا و سیما» توانسته بود نیاز جامعه و مخاطبان خود را در اطلاع رسانی و حوزههای دیگر همچون سرگرمی و نشاط آفرینی تامین و اقناع کند، آیا این مخاطبان به رسانههای دیگر و بعضا رسانههای معاند، کوچ میکردند؟
اساسا تولد و تولید انبوه رسانههای اینترنتی به ویژه در ایام جنگ و در روزهایی که مخاطبان تشنه شنیدن خبرها و تحلیلهای واقع گرایانهاند، چه معنایی دارد؟
آیا دلیل غیر از این است که رسانه ملی با دارابودن هزاران نیرو و میلیاردها تومان بودجه، نتوانسته و نمیتواند این نیاز مخاطبان را تامین کند. این یک حقیقت است که صداوسیما ناآگاهانه و گاهی هم آگاهانه، خود به دست خود، مخاطب را به آغوش رسانههای غریبه هُل میدهد.
یادمان نمیرود، اگرچه احتمالا آقایان در صدا و سیما فراموش کردهاند که در نگاه بلند و باور امام راحل که او را معمار کبیر انقلاب میدانیم، «صدا و سیما دانشگاه است» و بر اساس همین نگاه، رهبر فرزانه شهید نیز در حکم رئیس کنونی این رسانه فرمود: «صدا و سیما به مثابه دانشگاه عمومی است.»
وقت چرخش راهبردی
آقایان مسئول در صدا و سیما، چه این نوشته و اساسا نقدهای این روزها بر خودشان را قبول داشته یا نداشته باشند، اما این را باید باور کنند که صدا و سیمای امروزشان، یک رسانه فراگیر و محبوب و مرجع نیست که دلیلاش را خودشان بهتر از همه میدانند. پس این رسانه مهم، در مسیر بازیابی مرجعیت خود، نیازمند یک «چرخش راهبردی» نه از اصول بلکه از روشها و ایده هاست تا بتواند خود را به امین افکار همه مردم ایران تبدیل کند. //=normalizeText($row['content']) ?>
ثبت نظر
پاسخ
