کلانشهر - رضا حقی:
در پایان هم به دادستان نامه زدیم که این فرد در حال تخریب نظام است زیرا نیازمند نیست و در گرمای هوا با چهره بدی در شهر تکدیگری میکند و باید جمعآوری شود.
چقدر هر مسئله سادهای را در کشور به تخریب نظام ربط میدهیم؟ چقدر همه چیز را در دنیای مجازی و حقیقی از نگاه بدبینانه مطرح میکنیم؟ اینکه پیرمرد کمک بهزیستی را نخواسته است _حالا کاری نداریم تحت چه شرایطی و با چه لحنی خواستند به او کمک کنند _ آن پیرمرد عنوان کرده به کمک احتیاج ندارد که نشاندهنده عزت نفس اوست که با فروش دستمال کاغذی معیشت خود و خانوادهاش را فراهم میکند، لحظهای خسته شده فشارش افتاده یا هر چیز دیگر و دقایقی روی چمن بلوار دراز کشیده است، چرا دراز کشیدن روی چمن بلوار را تخریب نظام میدانید چقدر تحت تاثیر ۳۰۰ ماهواره خارجی فارسی زبان قرار گرفتهایم که فکر میکنیم باید جواب آنها را اینطور بدهیم؟
این یک واقعیت است که با توجه به وضعیت فعلی کشور اکثر ما میلیاردرهای فقیر هستیم چون حدود دو سوم مردم ما یک خانه و ماشین دارند پس یعنی میلیاردر هستند؛ حتی آن فرد روستایی که در دورترین نقطه روستا یک خانه با زمین حدود ۵۰۰ متر داشته باشد میلیاردر بهحساب میآید ولی همین میلیارد اگر سقف خانهاش چکه کند، پول ندارد حلب ۲۰۰ هزار تومانی و یا چوب نراد ۱۰ میلیون تومانی بخرد و خانه چند میلیاردیاش را تعمیر کند تا چکه نکند! خیلی از همین میلیاردرها نمیتوانند وقتی یخچالشان سوخت ۵۰ میلیون پول یخچال بدهند.
مادر خانمم میگوید چند روزی است که از لباسشویی آنها صدای بدی میآید میترسد خراب شود هر روز برای او آیتالکرسی میخواند و با او حرف میزند که با او مدارا کند و از کار نیفتد!
زن و شوهر هر دو بازنشسته هستند و هر دو حقوق جداگانه میگیرند و خانهای میلیاردی هم از خودشان دارند ولی نگران و ناتوان از خرید یک ماشین لباسشویی هستند.
بسیاری از همین میلیاردرهای روستایی ما نمیتواند سالی چند بار گوشت بخورند و با وجود اینکه تولید کننده برنج کشور هستند همیشه برنج نیم دانه غذای مصرفی آنها است و توانایی مالی ندارند که برنج پاک کرده تولید خودشان را بخورند.
این واقعیت و پارادوکس زندگی ما است. علاوه بر احتیاج و نبود شغل مناسب این جزیی از فرهنگ شهر ماست که خیابانها پر از دست فروش هستند، بیشتر دست فروشهای خیابان مطهری در همین خیابان صاحب مغازه هستند اما صاحبان مغازههای چندمیلیاردی در همان خیابان دستفروشی میکنند چون مردم از دست فروش بهتر و بیشتر خرید میکنند.
چند سال پیش که به شیراز رفته بودم دیدم مردم شیراز عادت جالبی دارند غروبها خیلی از خانوادهها شام خود را میآورند و درسطح همین بلوارها روی چمن در کنار هم میخورند.
این که در سطح شهر کودکانی را میبینیم که مشغول فروش گل، اسپند دودکردن و شیشه پاک کردن هستند مطمئنا صحنه جذابی نیست ولی باید بدانیم از همین کودکان کار ۲۵۰ میلیون نفر در سطح جهان مشغول همین کارها هستند. در اکثر کشورها تعداد زیادی خیابانخواب و کارتنخواب داریم میتوانیم کارتون خوابهای لسآنجلس و لندن و بسیاری از شهرهای اروپایی و آسیایی را در اینترنت ببینیم. نمیخواهم بگویم در کشور ما دولت وظیفه ندارد و باید به اینها رسیدگی بیشتری کند، مثل خیلی از شهرهای دیگر شهرداری رشت هم گرمخانه دارد و باید تعداد این گرم خانهها و سامانکدهها اضافه شود.
وقتی تلویزیون را روشن میکنیم همهی اخبار بد جهان را به ما نشان میدهند پسرم میگوید یعنی در دنیا در روز یک اتفاق خوب نمیافتد که اینها بگویند و جالبتر این که زاویه دید ما را نسبت به همه چیز دارند تغییر میدهند، وقتی سیل در کشور ما میآید میگوییم از بیلیاقتی مسئولین است اما وقتی که سیل در آنجا میآید میگویند از فعل و انفعالات کره زمین است! این همه آدم در سیل اروپا مردهاند و این همه خانه خراب شده است چند صحنه از خراب شدن آوارگی مردم اونجا در دنیای مجازی دیدهایم آیا مردم آنجا در این گرمای طاقت فرسا حال میکنند که آب فراوانی به نام سیل آمده تا در آن شنا کنند! در کانادا و آمریکا از گرما تعدادی زیادی مردهاند چند عکس از مردهها را در دنیا مجازی دیدهایم؟! جنگل هایشان هفتهها در آتش میسوزد ناتوانی آنها را نمیبینیم و انتقال نمیدهیم، چون یک مافیای رسانهای دارند که همه اینها را ماست مالی میکند ولی در کشور ما از صدا و سیما گرفته تا رسانهها تا مردم عادی در دنیای مجازی یا ان مسئله را نادیده میگیرند و یا مسائل جزئی داخلی را بسیار پررنگتر انعکاس میدهند. چون راست میخواهد حال چپ را بگیرد و چپ میخواهد حال راست را بگیرد وبعضی از مردم میخواهند حال مسئولین را بگیرند و بعضی از مسئولین حال کل مردم را خراب کنند! و همه ناخواسته حال همدیگر را خراب میکنیم، هنوز روش انعکاس اخبار اسیب شناسی و راهکاردادن و کمک کردن را خوب یاد نگرفتهایم.
همه دولتها و مسئولین کشوری با توجه به موقعیتی که کشور در زمانهای مختلف قرارگرفته است، اشتباه داشتند، ندانم کاری داشتهاند ولی کارهای خوبی هم انجام دادند که هر کدام در جای خود جای بررسی دارد اگر بخواهیم به خاطر دراز کشیدن و لحظهای استراحت کردن یک پیرمرد را تخریب نظام بدانیم و او را به دادستان معرفی کنیم باید برای هر شهر صد زندان درست کنیم! اون آقا یا خانمی که اون لحظه این عکس را گرفته و آنانی که این عکس را دست به دست در دنیای مجازی پخش کردهاند فکر میکردند چه خدمتی به آن پیرمرد انجام دادند! در خوشبینانهترین حالت این است که به لطف معرفی مدیر کل بهزیستی ان پیرمرد باید چند بار به کلانتری برود و چند روز هم به دادگاه رفت و آمد کند اگر هیچ حکمی هم برایش برای تخریب نظام صادر نشود! چند روز از کار و کاسبی افتاده است بنده خدا نمیداند اگر از این به بعد خسته شود و یا فشارش بیفتد در این شهر بجای درازکشیدن چه کاری باید انجام دهد! بهتر نبود به جای عکس گرفتن و کمک گرفتن از مردم و مسئولین بالای سرش میرفت یا یک آبی به او میداد و چند لحظه جویای احوالش میشد اگر احتیاج به کمک داشت جور دیگری این کار را انجام میداد یعنی همین کاری را که ما از ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح تا به حال داشتیم انجام میدادیم! چقدر به مدد موبایل دست به دوربین ما خوب شده است! اولین و راحتترین کار ممکن اکثر ما که آن را انجام میدهیم همین است.
باید قدری بیشتر به کارهای روزمره خودمان در دنیای مجازی فکر کنیم چقدر این عکسها و مطالب را بدون تفکر فقط و فقط به هم دیگر انتقال میدهیم از مسائل همه گیری مثل کرونا گرفته که از شاش شتر و روغن بنفشه و زدن یا نزدن واکسن گرفته تا توطئه چین و امریکا و هزار کوفت و زهرمار دیگر، یعنی در طول شبانه روز یک مسئله را با ۱۸۰ درجه اختلاف نظر به هم انتقال میدهیم و نمیدانیم چه بر سر خودآگاه و ناخودآگاه ذهن خودمان میآوریم و چقدر استرس ناخواسته به هم دیگر تحمیل میکنیم میتوانیم خیلی چیزها را بخوانیم و ببینیم.
لزومی ندارد وقتی از مسئله آگاهی نداریم آن را پخش کنیم دنیایی که راست و دروغ ان به مدد انواع فتوشاپ و مافیای رسانهای ان چنان در هم پیچیده است که کارشناسان ان مسئله با اطمینان، نظر نمیدهند و میگویند باید بررسی بیشتری شود همینها را همینجوری به هم فوروارد میکنیم همه چیز را بدون مکث و تفکر به هم انتقال ندهیم، از بایگانی هم استفاده کنیم، اکثر مطالب و عکسها قابلیت پخش را ندارند بیایید به فکر اعصاب و روان همدیگر باشیم.